سيدحسين طباطبايی، كارشناس امور قرآنی اداره تبليغات اسلامی استان سمنان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه سمنان، با اشاره به اينكه در نگاه مؤمنان و عرفا زمين نبايد هيچگاه از ولی خالی بماند، گفت: روايات متعددی نيز با اين مضمون از ائمه اطهار(ع) نقل شده كه عقل هم ضرورت حيات و وجود رهبر و پيشوای جامعه را در هر زمان و هر مكان تأكيد دارد.
اصل ضرورت حيات امام به دو طريق عقل و نقل اثبات میگردد
وی اظهار كرد: اصل ضرورت حيات امام به دو طريق عقل و نقل اثبات میگردد. اما بزرگترين مزيت اين تلقی از مفهوم منجی، ارتباط و پيوستگی مقدسی است كه حضرت مهدی(عج) با اديان بزرگ آسمانی دارد زيرا ايشان دوازدهمين امام شيعيان و از جانب پدر به پيامبر اسلام(ص) نسب دارند و از جانب مادر به دنيای مسيحيت پيوند وثيق دارند. زيرا نرجس خاتون، مادر بزرگوار حضرت از بزرگزادگان جهان مسيحيت بود كه همسر امام عسگری(ع) گرديد كه بر اين اساس حتی تولد امام مهدی(عج) نيز كانون تلاقی شرق و غرب محسوب میگردد.
طباطبايی اعتقاد به منجی را يكی از وجوه مشترك تمامی اديان و مذاهب آسمانی دانست و افزود: از جمله مذاهبی چون: آئين شينتو در شرق، همچنين زرتشت معتقد است هر هزار سال يكبار كسی برمیخيزد و با تباهی و سياهیها نبرد میكند و در پايان هزاره موسوم «موشيا نت» يا همان منجی موعود ظهور میکند.
كارشناس امور قرآنی اداره تبليغات اسلامی استان سمنان در ادامه تصريح كرد: در آئين يهود اين موضوع قوت و گستردگی بيشتری دارد. حتی زمان و مكان جنگهای قبل از ظهور منجی با ذكر جزئيات طرفين متخاصمان عنوان شده است. اما نكته حائز اهميت در رويكرد شيعی به مقوله منجی و خصوصاً بحث آخرالزمان اين است كه در نگاه شيعه اصولاً زمين هيچگاه از امام و حجت بالغه خالی نيست. زيرا منجی همان امام زنده حاضر است كه به مصلحتی از انظار پنهان مانده است.
به گفته وی اصولاً فلسفه وجودی امام بهعنوان راهبر و راهنمای انسان با همان دلايل و ضروريات اثبات وجود پيامبر(ص) میپذيرد. كه در مكتب تشيع، امامت دنباله بلافعل پيامبر معصوم میشود و استناد به حديث شريف نبوی خطاب به حضرت علی(ع) كه ايشان را به مثابه هارون برای موسی تشبيه كردند الا اينكه بعد از نبی اكرم(ص) پيامبری نیست، چنين مستفاد میگردد كه رسالت و مأموريت امام، همان مأموريت پيامبر است با اين تفاوت كه در دوران امامت ائمه باب وحی و ارتباط مستقيم با منبع فيض الهی بسته شده است.
بشر همواره به هدايت دائمی محتاج است
طباطبايی با بيان اينكه بشر همواره به هدايت دائمی محتاج است خاطرنشان كرد: به فرموده خداوند انسان هر روز برگونه ای است و هر روز اقتضائات خاص خودش را دارد، لذا عقل حكم میكند كاروان عظيم بشری در دوران خاتميت و پس از بسته شدن ابواب آسمان بیسرپرست و جلودار رها نشود.
طباطبايی با به اين آيه 59 سوره مباركه نساء استناد نمود كه خداوند میفرمايد؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك فرجامتر است» كه در اين راستا اين آيه شاهد و ناظر بر همين نياز حيات اجتماعی بشر است. لذا هم عقل و نقل بر ضرورت وجود ولی زنده و فعال در جامعه دلالت میكند.
اين كارشناس قرآنی بیان كرد: قرآن كريم در جای جای آيات بر اين مسئله تأكيد كرده و با بيان داستان انبيای پيشين و اقوام قبل از اسلام، پيشينه عمرهای طولانی را متذكر می شود همانگونه كه زمانی از نبوت حدود هزار ساله حضرت نوح، داستان خواب صد ساله حضرت عزير نبی، و در موضعی ديگر به خواب اصحاب كهف اشاره میكند. كه همه اين نشانهها روشن و مبينی است بر اين حقيقت كه زنده نگه داشتن ولی امر و امام حق برای مدتی طولانی دور از انتظار نيست. خصوصاً در دنيای كنونی كه بشر با علم محدود وناقص خود قادر است پلانكتون ها را حتی تا سيصد برابر عمر طبيعی خود در محيط آزمايشگاه زنده نگه دارد آيا زنده ماندن امام زمان(عج) به امر خداوند متعال امری عجيب و باوركردنی مینمايد.
وی با اشاره به اينكه در حوزه كلام اسلامی، خصوصاً از قرن سوم به بعد بحث مهدويت استحكام و پختگی متنابهی پيدا كرد، افزود: بسياری از مسائل لاينحل و غوامض فكری و عقيدتی كه جهان اسلام پس از آشنايی با ساير تمدنها و مذاهب بدان دچار گرديد به كمك علمای علم كلام اسلامی حل و فصل شد. اما مبانی كلامی درخصوص مهدويت عليرغم اينكه قدمت بسيار طولانی دارد، اما هيچ گاه به اندازه نيم قرن اخير ضرورت توجه به آن محسوس و مشهود نبوده است.
اين كارشناس قرآنی با تأكيد بر اينكه اصولاً ميان مسلمانان اعتقاد به مهدويت از زمان شخص پيامبر اسلام(ص) وجود داشته اظهار كرد: در زمان وفات محمدبن حنفيه، كسانیكه معتقد به امامت آن جناب بودهاند، مطرح کردند كه محمد حنفيه نمرده بلكه در كوه «رضوی» پنهان شده و دوباره ظهور میکند كه در راستای اين عقيده بعدها برای نفرات متعددی از سران شيعه به وجود آمد. تاجايی كه عده ای پس از مرگ مختار ثقفی و حتی ابومسلم خراسانی شايعه كردند ايشان مجدداً ظهور خواهند كرد و بهعنوان «مهدی» انتقام خود را از ظالمان و مستكبران میگیرند.
طباطبايی متذكر شد: در سالهای اخير جهان شرق و غرب توجه ويژهای به مقوله آخرالزمان داشته لذا مهدويت و مباحث زير مجموعه آن نيز در دستور كار انديشمندان، نويسندگان و محققان بزرگ شيعی قرار گرفته است و انصافاً در زمينه دفع شبهات و پاسخ به مسائل مربوط در اين خصوص گام های بزرگ و استواری برداشته شده است كه احصاء آثار بزرگ در اين حوزه كار چندان آسان نيست. اما كتاب «مكتب در فرآيند تكامل » تأليف آقای سيد حسين مدرسی طباطبايی وترجمه هاشم ايزد پناه كه در واقع نگاهی بر تكامل مبانی فكری مذهب در سه قرن نخست دارد، يكی از كاملترين و جامع ترين آثار در اين حوزه باشد.