حجتالاسلام والمسلمين بهروز محمدی، استاد دانشگاه و حوزه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه سيما در پرداختن به الگوهای اسلامی ــ ايرانی موفقيت لازم را نداشته، اظهار كرد: در ابتدای سخنانم بايد به اين نكته اشاره كنم كه گفتههای من تنها نظرات شخصی من است. در ضمن وقتی درباره آثار صحبت میكنم، كليت توليدات را مد نظر دارم، والا ممكن است در هر بخشی استثناهايی نيز وجود داشته باشد. با اين توضيح بايد گفت، صدا و سيما نتوانسته با توليدات خود، تبليغ مناسبی از آموزههای دينی داشته باشد، به همين دليل سبك زندگی كه در راديو و تلويزيون تبليغ میشود آن چيزی نيست كه با آموزههای اسلامی ــ ايرانی همخوان باشد.
وی افزود: در اين ميان برنامههايی كه در آن محور اصلی سبك زندگی اسلامی ــ ايرانی است به اندازهای بیكيفيت هستند كه به نوعی بازخورد منفی در پی دارند، البته بايد تأكيد كنم زمانیكه از عدم كيفيت برنامههای سيمای صدا و سيما سخن میگويم منظور شبكه قرآن نيست، چون اين كانال را بايد از جمله استثتناهايی كه پيشتر به آن اشاره كردم، دانست، زيرا اين شبكه انصافا برنامههای خوبی را ارائه میكند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در سريالهای نمايشی سيما محور اصلی بخش اندكی از جامعه هستند، گفت: يكی از ضعفهای اصلی در برنامههای نمايشی سيما، پائين بودن سطح محتوای كارهاست، چون در اين قبيل توليدات انديشه هدف اصلی توليد نيست، بلكه تنها سرگرم شدن مقطعی مخاطبان است كه محور برنامههای توليدی است، در همين راستا ابتدايیترين شكل از سرگرمی شاخصه اصلی مجموعههای نمايشی هستند. در كنار اين ضعف، معمولا قشر اندكی از جامعه موضوع توليدات سيما هستند، همين رويكرد هم سبب شده كه تماشاگر با اكثر كارها همزاد پنداری نكند.
زيركی غرب در تبليغ فلسفه فكری خود در آثار سينمايی
محمدی ادامه داد: اين سهلانگاری كه در خصوص برنامههای صدا و سيما میشود، در شرايطی است كه غرب با دقت نظر زياد در اين حوزه فعاليت میكند. برای مثال میتوانم به فيلمهايی چون «هری پاتر» و «ارباب حلقهها» اشاره كنم. در اين كارها به طور زيركانهای آرمانهايی تبليغ میشود كه ريشه در فلسفه غرب دارند؛ آموزههايی كه به هيچ وجه با سبك زندگی اسلامی ــ ايرانی مطابقت ندارد. برای همين تنها بخش ناچيزی از جامعه كه شايد چند درصد كشور را هم شامل نشود محور اين كارها هستند.
وی متذكر شد: اگر بخواهم به صورت عينیتر به موضوع بپردازم بايد بگويم، تجملگرايی كه در برنامههای نمايشی مشاهده میشود به هيچ وجه با زندگی اكثريت جامعه همخوان نيست و تنها چند درصد جامعه را در برمیگيرد. در ضمن روابطی كه از زن و مرد نامحرم در سريالها نشان داده میشود، آن چيزی نيست كه در جامعه شاهد هستيم. مطلب ديگر اينكه در كارهای نمايشی كمتر به رفتار مذهبی توجه میشود. برای مثال تنها در سريالهای مناسبتی میبينيم كه نماز خوانده میشود، اما در برنامههای پر مخاطب و روتين تلويزيون خيلی به ندرت شاهد چنين تصاويری هستيم.
اين مدرس حوزه در تكميل توضيح فوق اذعان كرد: بحث ديگر من درباره استفاده غلط از نمادهای اسلامی در سيماست. چون در توليدات تلويزيون، معمولا اقشار سطح پائين جامعه افرادی با شاخصههای ظاهری مذهبی هستند. در ضمن بازيگرانی كه قرار است الگوهای جامعه باشند تنها در ظاهر پايبند به الگوهای اسلامی هستند، ولی در زندگی واقعی هيچ نشانی از آن چيزی كه در تلويزيون میبينيم ندارند. برای همين است به راحتی عكسهای نه چندان مناسب خود را در اينترنت میگذارند. امری كه سبب سردرگمی مردم میشود.
ازخودباختگی فرهنگی، دليل دوری از سبك زندگی اسلامی - ايرانی است
وی در ادامه بحث متذكر شد: من دليل اين از خودباختگی فرهنگی را نشئت گرفته از عدم آگاهی برنامهسازان و عوامل سريالهای تلويزيون میدانم، والا اگر قرار است از غرب تقليد شود، چرا بايد تنها به ظاهر توجه كرد، درصورتیكه میتوان از علماندوزی آنها پيروی كرد. نكته ديگر اينكه معمولا اين تصور در بين برخی از اقشار جامعه وجود دارد كه اگر انسان میخواهد زندگی مدرن و به روزی داشته باشد، حتما بايد سبك زندگی غربی را الگو قرار دهد، به همين دليل هم میبينيم كه استفاده از سبك زندگی اسلامی ــ ايرانی هم در برنامههای صدا و سيما و هم در برخی اقشار جامعه كم شده است.
محمدی در پايان خاطرنشان كرد: برای تبليغ سبك زندگی اسلامی ــ ايرانی در صدا و سيما مهمترين روش اين است كه الگوها را از بين افرادی انتخاب كنيم كه با رفتار و آموزههای اسلامی همراه هستند. برای مثال بازيگرانی جون سيدجواد هاشمی میتوانند الگوهای خوبی برای جوانان باشد.