کد خبر: 1308747
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۶
از گناه هوشيارانه تا به خواب رفتن وجدان جامعه/

جلساتی كه تمامی ندارند/ وقتی به دروغ شأنيت می‌دهيم

«جلسه هستم»، دروغ شايعی است كه بين برخی مديران و مسئولان وجود دارد و آنان را به راحتی از پاسخگويی بی‌نياز می‌كند، بر اساس چه قانون و مرام و مسلكی مديران در يك جامعه اسلامی به دروغ روی می‌آورده و اينگونه به عمل غيرمتعهدانه خود با گفتن جمله‌ای شأنيت می‌بخشند؟



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، يكی از محرمات و آفت‌های خطرناك زبان، دروغ گفتن است و دروغ از گناهان كبيره محسوب می‌شود، دروغ از بدترين معايب، زشت‌ترين گناهان و منشأ بسياری از مفاسد و بالطبع از كارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذايل اخلاقی است.


آيات و روايات بسياری در زمينه زشتی دروغ سخن می‌گويند، به عنوان مثال در حديثى از امام باقر(ع) مى‏‌خوانيم: «ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتيح تلك الاقفال الشراب، و الكذب شر من الشراب»؛ «خداوند متعال براى شر و بدى، قفل‌هایى قرار داده و كليد آن قفل‌ها شراب است، سپس اضافه فرمودند: دروغ از شراب هم بدتر است».


امام حسن عسكرى(ع) مى‏‌فرمايد: «جعلت الخبائث كلها فى بيت و جعل مفتاحها الكذب؛ تمام پليدی‌ها در اطاقى قرار داده شده، و كليد آن دروغ است». همچنين از اميرمؤمنان علی(ع) نقل شده است: «لا يجد العبد طعم الايمان حتى يترك الكذب هزله وجده؛ بنده‌ای مزه ايمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی».





خبرنگاران بيشترين قشری هستند كه از اين جلسات صوری متضرر می‌شوند، اين افراد در تماس‌هايی كه هر روزه با مسئولان دارند از مديران دفتر مسئولان و يا شخص شخيص مدير مربوطه به صورت مكرر اين جمله را می‌شنوند كه «جلسه هستم»، «الان كه تو جلسم»، «وقتی از جلسه برگشتم در خدمتم»

دروغگويی گاهی از قلب سياه افراد نشئت می‌گيرد تا كينه و عداوتی بين افراد ايجاد كنند، گروهی را بد جلوه دهند و حقيقت را پنهان كنند، اما گاهی برخی افراد به دروغگويی عادت می‌كنند و آن را سبك می‌شمارند، چنين افرادی بيشتر در سخنان خود مبالغه می‌كنند و يا با گفتن دروغ‌هايی كه از منظر خودشان كوچك است كار خود را راه می‌اندازند.


گروهی ديگر از دروغ كسب درآمد می‌كنند و نانی كه بر سر سفره می‌برند را به حرام آلوده می‌كنند، اين افراد از اطمينانی كه خريدار به سابقه و تبحر آنان در شناسايی انواع محصولات می‌كنند سوء استفاده كرده و جنس نامرغوب را با علم به ناكارآمد بودن در برابر نياز مشتری عرضه و در خيال باطل خود تصور می‌كنند معامله‌ای انجام داده‌اند كه پول حاصل از آن حلال و طيب و طاهر است.


قسم ديگری از دروغ‌ها و دروغگويان نيز هستند كه اين كار در نظر آنان موجه جلوه می‌كند و به خود به واسطه جايگاهی كه دارند اجازه می‌دهند تا با دروغگويی خود را از مهلكه‌ای برهانند. در اين بين می‌توان به برخی مديران و مسئولان از خرده پا گرفته تا مسئولان كشوری اشاره كرد.


«جلسه هستم»، دروغ شايعی است كه بين برخی مديران و مسئولان وجود دارد و آنان را به راحتی از پاسخگويی بی‌نياز می‌كند. جلساتی كه بعضا يك نفره و پشت درب‌های بسته ساعت‌ها به طول می‌انجامد. جلساتی كه هيچ نتيجه‌ای در بر ندارد چرا كه از ابتدای امر بر پايه دروغ شكل گرفته و اجرايی نشده است.





اين دروغ‌ها زمانی آزاردهنده‌تر می‌شوند كه خبرنگار پس از شنيدن كلمه الان كه تو جلسه هستم با صدای جمعی خنده و يا صدای بوق ماشين و تردد ماشين‌ها مواجه می‌شود و تماس تلفنی بدون يك خداحافظی كوچك قطع می‌شود

خبرنگاران بيشترين قشری هستند كه از اين جلسات صوری متضرر می‌شوند، اين افراد در تماس‌هايی كه هر روزه با مسئولان دارند از مديران دفتر مسئولان و يا شخص شخيص مدير مربوطه به صورت مكرر اين جمله را می‌شنوند كه «جلسه هستم»، «الان كه تو جلسم»، «وقتی از جلسه برگشتم در خدمتم».


اين دروغ‌ها زمانی آزاردهنده‌تر می‌شوند كه خبرنگار پس از شنيدن كلمه الان كه تو جلسه هستم با صدای جمعی خنده و يا صدای بوق ماشين و تردد ماشين‌ها مواجه می‌شود و تماس تلفنی بدون يك خداحافظی كوچك قطع می‌شود. اگر هدف مدير يا مسئول ارائه خدمت به جامعه اسلامی است پس چگونه می‌تواند با به‌كارگيری يكی از گناهان كبيره خود را از زير بار مسئوليت وا رهاند.


خبرنگار يك واسط خبری بين مردم و مسئولان است و وظيفه دارد مردم جامعه را در كم و كيف اتفاقاتی كه در كشور رخ می‌دهد قرار دهد، خبرنگار بايد مطالبه‌گر حقوق مردم باشد و مديران و مسئولان نيز بنا بر وظيفه‌ای كه بر عهده گرفته‌اند و هدفی كه از روز نخست فعاليت خود مد نظر قرار دادند و آن را خدمت به كشور عنوان كردند بايد پاسخگوی خبرنگاران باشند، پس بر اساس چه قانون و مرام و مسلكی به دروغ روی می‌آوردند و اينگونه به عمل غيرمتعهدانه خود با گفتن جمله‌ای شأنيت می‌بخشند.


به ياد داشته باشيم كه خداوند در آيه 10 سوره بقره به ما متذكر شده است كه «لَهُمْ عَذابٌ الِيمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ»؛ «و به خاطر دروغ‌هایى كه مى‏‌گفتند عذاب دردناكى در انتظار آن‌ها است» همچنين در احاديث ديگرى استفاده مى‌‏شود كه دروغ با ايمان سازگار نيست، در حديثى چنين مى‏‌خوانيم كه «سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله یَكُونُ الْمُؤمِنُ جَباناً؟ قالَ: نَعَمُ؛ قيلَ وَ یَكُونُ بَخِيلًا؟ قالَ: نَعَمْ. قِيلَ یَكُونُ كَذَّاباً قالَ: لا؛ از پيامبر اكرم(ص) پرسيدند آيا انسان مؤمن ممكن است(احياناً) ترسو باشد؟ فرمود: آرى. باز پرسيدند آيا ممكن است بخيل باشد؟ فرمودند: آرى. پرسيدند آيا ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه». پس چه می‌شود كه مديران و مسئولان در جامعه‌ای اسلامی جرأت می‌‌كنند دروغ بگويند.

captcha