کد خبر: 1324314
تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۲
آیت‌الله فاضل لنکرانی:

عقل؛ مهم‌ترین پایه سبک زندگی دینی/ شکوه بندگی در عاشورا موج می‌زند

گروه اندیشه: رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) با تبیین عقلانی حادثه عاشورا گفت: شکوه عقلانیت و بندگی در عاشورا موج می‌زند، اگر می‌خواهیم حادثه عاشورا را به دنیا معرفی کنیم، باید روی همین جنبه‌ عقلانی آن تکیه کنیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قم، آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی، رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) شب گذشته، 5 آذر در جمع عزاداران حسینی(ع) با اشاره به آیه شریفه «وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و قطعا سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‏کنند بهتر است آیا نمى‏اندیشید»، (انعام/32) گفت: سخن در این است که ما اگر بخواهیم حادثه عاشورا را با دید عقل و عقلانیّت بررسی کنیم آیا کار صحیحی است یا خیر؟.

وی افزود: این مطلبی که مشهور شده می‌گویند در حادثه عاشورا، عقل عاجز است، میدان میدانِ عقل نیست، نباید سراغ توجیهات عقلی برای حادثه‌ عاشورا رفت بلکه باید از عشق و ابزار عشق و آثار عشق سخن گفت، آیا کلام درستی است و با معارف دینی ما سازگاری دارد یا خیر؟ عرض بنده بطلان این مطلب مشهور است عاشوراییان باید به این جهت که یکی از رموز عاشوراست توجه کنند و آن مسئله‌ عقل میان جامعه و افراد و اشخاص است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه بیان کرد: در قرآن کریم مکرّر خدای تبارک و تعالی آیات و نشانه‌های خود را بیان می‌کند و بعد می‌فرماید أفلا تعقلون، اشخاص را مذمت می‌کند چرا تعقّل نمی‌کنید؟! واقعاً عجیب است. افرادی به دنیا می‌آیند و از دنیا می‌روند اما یک آن به این نعمت بزرگی که خدا به بشر داده، یعنی «عقل»، توجه نمی‌کنند و انسانی که غافل از این نعمت بزرگ باشد اصلاً حیات انسانی را درک نکرده و مفهوم اصلی زندگی را نمی‌فهمد.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) تصریح کرد: ما وقتی به آیات و روایات مراجعه می‌کنیم می‌بینیم در مورد عقل مطالب فراوانی مطرح شده، عقل چیست؟ آنچه موجب تکامل عقل است چیست؟ آنچه مانع از رشد عقل و موجب فساد آن است چیست؟‌ اجزاء عقل چیست؟ اینها مطالبی است که واقعاً ما باید به آن توجه کنیم و راهش همین آیات و روایات است.

وی افزود: مرحوم کلینی در اصول کافی قبل از شروع به بحث از توحید و مباحث اعتقادی، اولین مطلبش کتاب العقل است، در این کتاب چه روایاتی در مورد عقل وجود دارد! به کلمات امیرالمؤمنین(ع) در کلمات قصار مراجعه کنید، من یک احصاء اجمالی کردم، امیرالمؤمنین(ع) در مورد عقل 258 کلمه دارد که واقعاً راجع به هر یک از اینها باید ساعت‌ها بحث کرد و حیف است ما که در طریق دین هستیم و این سفره‌ آماده برای ما مهیاست، از آن استفاده نکنیم، فقط باید یک مقدار با آیات و روایات ارتباط پیدا کنیم و مفاهیم آن را درک کنیم و در خود محقق کنیم تا مسیر زندگی‌مان را یک مسیر عقلانی کنیم.

زندگی برپایه عقل باشد

آیت‌الله فاضل لنکرانی عنوان کرد: ما اگر به آیات و روایات مراجعه کنیم اولین و مهم‌ترین عامل برای سبک زندگی دینی این است که زندگی بر پایه‌ عقل باشد. زندگی که بر پایه‌ عقل نباشد این زندگیِ دینی نیست، حالا هر اسم دیگری انسان بخواهد برایش قرار بدهد.
در یک روایت صحیحه امام باقر(ع) فرمود: لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ، خدا وقتی عقل را آفرید، مراد از عقل در این روایات یعنی آن قوه‌ای که شما توسط آن خیر را از شر تشخیص بدهید، خوبی را از بدی، حق را از باطل تشخیص بدهید، وقتی انسان سؤال می‌کند چه شد حادثه‌ عاشورا به‌وجود آمد؟ تمام ریشه‌یابی‌ها به این برمی‌گردد که مردم آن زمان عقل خودشان را پوشاندند، اصلاً دنبال تشخیص حق از باطل نرفتند! عقل آن قوه‌ای است که انسان می‌تواند حق را از باطل تشخیص بدهد، خدای تبارک و تعالی وقتی عقل را آفرید استنطقه، آن را به زبان درآورد و گویا کرد، به او قوه‌ تکلم داد.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: «ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ» به او فرمود بیا، آمد، فرمود برو، رفت. این جا بحث‌ زیادی وجود دارد که این اقبال و ادبار چیست؟ همین است که در روایات وارد شده انسانی که اطاعت خدا می‌کند انسان عاقل است، انسانی که معصیت خدا می‌کند انسان غیرعاقل است، یعنی اگر انسان در زندگی عقل را ملاک قرار بدهد، عقل می‌گوید به خدا اقبال کن، برو به سمت اطاعت خدا، حال اگر عقل را کنار گذاشت سراغ شهوات، فساد و بی‌بند و باری می‌رود، سراغ جنگ و خونریزی می‌رود، این که خدا به او فرمود بیا جلو آمد، فرمود برو عقب، رفت.

وی افزود: این کنایه از این است که عقل قوه‌ای است که به‌وسیله‌ آن خدا اطاعت می‌شود. بعد فرمود «ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْکَ» به عقل فرمود در میان تمام مخلوقاتی که من آفریدم، ملائکه‌ای که دائماً خدا را عبادت می‌کنند، دنیا، مجرّدات، مادیات، همه چیز، این خیلی حرف است! خدا خطاب به عقل می‌فرماید آنچه که محبوب‌تر از تمام اینها در نزد من است، تو هستی. این کلام اهتمام زیاد خدا را به عقل می‌رساند و بعد یک جمله‌ مهم‌تر فرمود «وَ لَا أَکْمَلْتُکَ إِلَّا فِیمَنْ أُحِبُّ» هر کسی از بندگانم را که بیشتر دوست داشته باشم تو را در او کامل‌تر می‌کنم برای اینکه هر چه عقل کامل‌تر بشود اطاعت و تقرب انسان به خدا بیشتر می‌شود.

تمجید عقل در روایات

آیت‌الله فاضل لنکرانی اظهار کرد: باز از روایات استفاده می‌شود که اگر عقل باشد تمام خصلت‌های پسندیده‌ در انسان محقق می‌شود، اما اگر عقل را کنار گذاشتیم، حیا کنار می‌رود، عفّت کنار می‌رود، غیرت کنار می‌رود، ظلم به میدان می‌آید، شاهدش هم روایتی است از اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(ع)، که حضرت فرمود: «هَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَى آدَمَ(ع) فَقَالَ یَا آدَمُ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أُخَیِّرَکَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَیْنِ»، جبرئیل بر حضرت آدم(ع) نازل شد و گفت امر شده‌ام که تو را مخیّر سازم یکی از سه چیز را اختیار نمایی؛ حضرت آدم(ع) فرمود این سه تا چیست؟ که می‌گویی یکی از آن‌ها را انتخاب کنم؟ «فَقَالَ لَهُ آدَمُ یَا جَبْرَئِیلُ وَ مَا الثَّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَیَاءُ وَ الدِّینُ» فرمود یا عقل را اختیار کن یا حیا و یا دین را! «فَقَالَ آدَمُ إِنِّی قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ» من عقل را اختیار کردم «فَقَالَ جَبْرَئِیلُ لِلْحَیَاءِ وَ الدِّینِ انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ» جبرئیل به حیاء و دین گفت آدم عقل را اختیار کرد پس شما بروید، «فقالا یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ»، آن دو به جبرئیل گفتند خدا ما را مأمور کرده هر جا عقل باشد ما هم باشیم، بعد جبرئیل گفت خیلی خوب اگر چنین مأموریتی دارید باشید، یعنی وقتی عقل باشد دین هست، حدیث من لا عقل له لا دین له، بر طبق همین روایت است. وقتی عقل باشد حیا هست من لا عقل له لا حیاء له، کسی که عقل ندارد حیاء هم ندارد.

عقل؛ محبوب‌ترین مخلوق خدا

استاد حوزه علمیه اظهار کرد: پس عقل محبوب‌ترین مخلوق خداست، خدا هر کسی را که خیلی دوست دارد عقلش را کامل‌تر می‌کند، حالا ببینید کمال عقل به چیست؟ و عقل هر جا باشد تمام صفات پسندیده‌ انسانی هست، در بعضی از روایات دیگر وارد شده فرد عاقل قانع است، آدمی که حرص و طمع دارد عقلش را کنار گذاشته، اما آن کس که عقل دارد به همان چه خدا از مال دنیا به او داده قانع است، از اعتبار و مقام هر چه خدا به او داده قانع است، اینها به قول امروزی‌ها کُدهایی است برای شناخت انسانیت، خودمان ببینیم واقعاً قناعت در زندگی ما هست یا نیست؟ اگر قناعت نیست معلوم می‌شود که از عقل‌مان استفاده نمی‌کنیم.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) بیان کرد: کسی که عاقل است دائماً شکر خدا می‌کند، در روایات از صفات بسیار مهمی که اولیاء خدا به‌دنبال آن هستند یقین است، در روایات آمده کسی که عقلش را به کار بیندازد به مرحله‌ یقین می‌رسد، کسی که عقلش را به کار نیندازد به مرحله‌ یقین نمی‌رسد، اصلاً انسان بدون عقل به یقین و تسلیم إلی الله نمی‌تواند برسد. اطاعت خدا از آثار کمال عقل است، یکی از چیزهای بسیار مهمی که باید امشب به آن برسیم همین است. امام حسین(ع) فرموده: و لا یکمل العقل إلا باتباع الحق؛ عقل فقط با تبعیت از حق کامل می‌شود، یعنی آن‌ها که دنبال تبعیت از حق می‌روند افراد عاقلی هستند، آنان که جانشان را به میدان شهادت می‌آورند، عاقل‌ترین انسان‌ها هستند. امام حسین(ع) عاقل‌ترین انسان‌های دوران است، شهدای ما هم همینطور.

آیت‌الله فاضل لنکرانی اظهار کرد: از زمان رسول خدا(ص) و ائمه معصوم(ع) در تمام بحران‌ها یک عده‌ای در جنگ شهید می‌شدند، دیگران می‌گفتند اینها بی‌خود رفتند جانشان را دادند، اینها عقل نداشتند، می‌ماندند و زندگی دنیوی‌شان را ادامه می‌دادند این برخلاف منطق دین و بر خلاف منطق امام حسین(ع) است، این خیلی مطلب مهمی است، ما نگوییم امام حسین(ع) را عشق به خدا به میدان کربلا آورد، اگر فقط پای عشق به میان آید می‌گوییم چه لزومی دارد ما تبعیت کنیم، عشق الزام‌آور و تکلیف‌آور نیست، این انسان در مراحل معنوی به مراحل عالیه‌ای می‌رسد و با معشوق خودش(خدای تبارک و تعالی) معاشقه می‌کند، این اصلاً برای دیگران قابل تحصیل نیست! حادثه عاشورا را در این عنوان و در این قالب طرح می‌کنند و بعد با صدها سؤال مواجه می‌شوند و آن گاه یک سری خرافات و بدعت‌ها و اضافات را به این حادثه و واقعه اضافه می‌کنند. روی همین مبنا می‌گویند حالا که مسئله‌ عشق است پس هر کاری می‌شود کرد، حالا که باید دین را کنار گذاشت، عقل را کنار گذاشت، ما بر مبنای عشق‌مان باید کار کنیم ببینیم عشق ما چه فرمانی می‌دهد؟

معرفی عاشورا بر مبنای عقلانی

وی ادامه داد: ما اگر امروز می‌خواهیم حادثه عاشورا را به دنیا معرفی کنیم، باید روی همین جنبه‌ عقلانی آن تکیه کنیم، بگوییم کار امام حسین(ع) از شهادت خودش و آن شهادت طفل شیرخواره‌اش مبتنی بر مسائل عقلی مسلّم بود، اصلاً در فرهنگ دینی ما اطاعت خدا موجب کمال عقل انسان است، آن فردی که در خانه می‌نشیند و کاری ندارد که امروز دین از بین می‌رود یا نمی‌رود، هجمه هست یا نیست! این آدم اصلاً آدم عاقلی نیست، آدم عاقل آن است که به میدان می‌آید فریاد می‌زند، دفاع می‌کند، آنجایی هم که لازم باشد جان خودش را می‌دهد.

وی افزود: امام حسین(ع) به معاویه فرمود: لا یکمل العقل الا باتباع الحق، ای بشر اگر می‌خواهی در دنیا عقل تو به کمال برسد، فاصله‌‌ات با بهائم زیاد باشد، ما دل خود را خوش کردیم به اینکه فاصله‌ ما با بهائم این است که ما عقل داریم و آن‌ها ندارند، ما اگر از عقلمان استفاده نکنیم با آن‌ها چه فرقی می‌کنیم؟ مثل اینکه در تاریکی یک کسی چراغ قوه دارد و دیگری ندارد، اگر این کسی که دارد روشن نکند فایده‌ای ندارد، عقل باید تکامل پیدا کند، یک انسان مسلمان باید ببیند امروز نسبت به روز قبل چقدر تکامل و رشد عقلی پیدا کرده، این موجب حیات و عزّت اوست، موجب عروج اوست، لا یکمل العقل إلا باتباع الحق.

آیت‌الله فاضل لنکرانی عنوان کرد: امام صادق(ع) فرمود: لیس بین الإیمان و الکفر إلا قلة العقل؛ یعنی آنچه انسان را از مرز ایمان به کفر می‌اندازد کم‌عقلی است، یعنی اگر انسان از عقلش درست استفاده نکند گرفتار انحراف می‌شود، اگر از عقل درست استفاده نکند و سراغ تبعیّت از شهوات برود، در دایره‌ کفر قرار می‌گیرد، آنچه انسان را در میدان ایمان نگه می‌دارد عقل انسان است.

وی خاطرنشان کرد: امروز کسانی که بحث سبک زندگی را دنبال می‌کنند که بسیار بحث ضروری و لازم برای جامعه ماست؛ باید به این امر توجه داشته باشند. جامعه ما ولو جامعه اسلامی و جامعه‌ای انقلابی است ولی فاصله‌ فراوانی از سبک زندگی دینی داریم. باید توجه به عقل، محور قرار گیرد.

captcha