به قلم حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفیمقدم، رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم
در حدیثی قدسی آمده است: «وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفَاعِ مَکَانِی، لَا یُؤَثِّرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَایَ، إِلَّا شَتَّتَ عَلَیْهِ أَمْرَهُ، وَلَبَّسْتُ عَلَیْهِ دُنْیَاهُ، وَشَغَلْتُ قَلْبَهُ بِهَا، وَلَمْ آتِهِ مِنْهَا إِلَّا مَا قَدَّرْتُهُ لَهُ. وَعِزَّتِی وَجَلَالِی وَعَظَمَتِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارْتِفَاعِ مَکَانِی، لَا یُؤَثِّرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَایَ، إِلَّا اسْتَحْفَظْتُهُ مَلَائِکَتِی، وَکَفَلْتُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِینَ رِزْقَهُ، وَکُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ کُلِّ تَاجِرٍ، وَآتَتْهُ الدُّنْیَا وَهِیَ رَاغِمَةٌ؛ به عزت، جلال، عظمت، نور، علوّ و بلندیِ مقامم سوگند، هیچ بندهای هوای نفس خود را بر خواستِ من مقدم نداشت، جز آنکه کار زندگیاش را پریشان، دنیایش را بر او مشتبه و سردرگم و قلبش را به دنیا مشغول میکنم، ولی از دنیا چیزی جز آنچه برایش مقدر کردهام به او نمیرسانم؛ و به عزت و جلال و عظمت و نور و علوّ و بلندی مقامم سوگند، هیچ بندهای خواستِ مرا بر هوای نفس خود مقدم نکرد، مگر آنکه فرشتگانم را مأمور حفظ او میکنم، آسمانها و زمین را عهدهدار روزی او میکنم، در پسِ هر تجارتی، پشتیبان او خواهم بود و دنیا (با ذلت و تسلیم) بهسوی او خواهد آمد ولی او رغبتی به دنیا نشان نمیدهد.» (جواهر السنیة، ج ۱، ص: ۱۲۰)
این حدیث، قدسی است یعنی معنا از خدا و لفظ از پیامبر(ص) است و فرقش با قرآن آن است که هم لفظ و هم معنای قرآن از خداوند است.
این حدیث شریف با سوگندهای بسیار مهم، بیانگر نوعی تجارت و ترسیم چگونگی اولویتبندی «خواست خدا» در برابر «خواست نفس» انسان است و با بیان تقابل «هواپرستی» با «خداپرستی»، آثار آن دو را بیان میکند.
وقتی انسان خواستههای شخصی، شهوات، غرایز و امیال نفسانیاش را هدف اصلی و اولویت نخست زندگی قرار دهد، به آسیبهایی در زندگیاش دچار میشود که عبارت است از:
۱- تشتت و پریشانی: کسی که دنبال هوای نفس است، چون نفس هوس پرست سیر نمیشود، حد و مرزی ندارد و همواره علاقهمند تغییر و افزونطلبی است. چنین شخصی همیشه زندگیاش متلاطم، بههم ریخته و پراکنده است و به آرامش نمیرسد.
۲- سردرگمی: دنیا برای چنین فردی تبدیل به یک معما یا قفسی میشود که او را سر در گم می کند و در خود میپیچد به گونه ای که نمی تواند راهِ درست را از راه اشتباه تشخیص دهد.
۳- اشتغالات فکری: فکر و ذکر انسان هواپرست همیشه درگیرِ مسائل دنیوی است و به جای خدا، قلبش مسکن دنیا میشود.
۴- محرومیت از برکت: هواپرستی برکت را از زندگی انسان میبرد. ولی در نهایت، او فقط به همان مقدار از رزقی که برایش مقدر شده، میرسد که البته بدون برکت و با رنج بسیار حاصل میشود.
کسی که در لحظات تصمیمگیری (مثلاً در وقت انتخاب حلال یا حرام یا در وقت انجام وظیفه یا پیروی از میل شخصی و ترک وظیفه)، میگوید «خدایا، خواست تو برای من مقدم است»؛ خداوند متقابلاً به او پاداش میدهد و مسئولیت زندگی او را میپذیرد:
۱- محافظت ویژه: «استحفظته ملائکتی»؛ فرشتگان الهی به دستور مستقیم خدا او را در بزنگاهها حفظ میکنند.
۲- تضمین رزق: خداوند رزقِ او را از طریق آسمان و زمین فراهم میکند (یعنی رزق او از راههای غیرمنتظره و به برکت الهی به سمت او سرازیر میشود).
۳- پشتیبانی در کار: اگر فردی کاسب یا کارمند است، خداوند خودش در پی تجارت او قرار میگیرد. یعنی در معاملات و در امور معیشتی او «برکت» قرار میدهد و او را در بنبستها تنها نمیگذارد.
۴- ذلت دنیا در برابر بنده خداپرست: «و آتته الدنیا و هی راغمة». «راغمة» به معنای بینی بر خاک مالیدن و به ذلت افتادن است. یعنی دنیا برای چنین بندهای نه تنها مانع نیست، بلکه رام و مطیع او میشود. با این همه او از دنیا کراهت داشته و میلی به آن ندارد.
انتهای پیام