فاطمه زارعی با تشریح واکنشهای روانی کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی گفت: بازگرداندن احساس امنیت، حفظ روال عادی زندگی، مدیریت مواجهه با اخبار و تصاویر بحران و حضور یک بزرگسال آرام و حمایتگر از مهمترین عوامل کمککننده به سازگاری کودکان پس از تجربه بحران است.
به گزارش ایکنا از قم، فاطمه زارعی روانشناس و مدرس دانشگاه در سلسله جلسات تخصصی «در میدان» با عنوان «حمایت روانی از کودکان و نوجوانان در شرایط بحران» که صبح امروز، ۲۴ مردادماه به همت جهاددانشگاهی واحد استان قم بهصورت مجازی برگزار شد، با اشاره به اینکه مواجهه با رویدادهای شدید یا تهدیدکنندهای همچون جنگ، حوادث، از دست دادن عزیزان، جابهجایی اجباری و مشاهده صحنههای ترسناک میتواند کودک و نوجوان را وارد وضعیت بحران کند، اظهار کرد: بحران را میتوان وضعیتی دانست که در پی یک رویداد غیرمنتظره، تعادل روانی فرد برای مدتی مختل میشود و فرد احساس میکند منابع و تواناییهای معمول او برای مقابله با شرایط جدید کفایت نمیکند.
وی افزود: این مسئله در کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد، زیرا نظامهای شناختی، هیجانی و مهارتهای مقابلهای آنان هنوز در حال رشد است و به همین دلیل، واکنش آنان به یک رویداد بحرانی لزوماً شبیه واکنش بزرگسالان نیست.
این متخصص روانشناسی سلامت ادامه داد: کودک ممکن است نتواند اضطراب، ترس یا احساس ناامنی خود را به شکل کلامی توضیح دهد و در نتیجه، این هیجانات را از طریق رفتار نشان دهد. پرخاشگری، گریههای مکرر، گوشهگیری، کابوس، ترس از خواب، وابستگی شدید به والدین و حتی بازگشت به رفتارهای مربوط به سنین پایینتر، از جمله واکنشهایی است که ممکن است پس از یک تجربه بحرانی مشاهده شود.
وی افزود: حمایت روانی از کودکان در بحران نیز واکنشهایی مانند مشکلات خواب، کابوس، نگرانی، مشکلات جسمانی، کاهش تمرکز، پرخاشگری، کنارهگیری اجتماعی و بازگشت برخی رفتارهای قبلی مانند شبادراری میتواند در کودکان دیده شود و نوع و شدت این واکنشها با سن، مرحله رشدی و میزان حمایت اجتماعی ارتباط دارد.
زارعی با تأکید بر اینکه نخستین گام در حمایت از کودک آسیبدیده، بازگرداندن احساس امنیت است، گفت: کودک پیش از هر مداخله دیگری نیاز دارد احساس کند یک فرد قابل اعتماد در کنار او حضور دارد و محیط اطرافش تا حد امکان امن است.
وی بیان کرد: جملههایی مانند «من کنار تو هستم»، «الان در جای امنی هستی» و «احساس ترس تو قابل درک است» میتواند به کودک کمک کند تا هیجان خود را بهتر تنظیم کند و از شدت احساس ناامنی او بکاهد.
زارعی با اشاره به مفهوم «حمایت روانی اولیه» یا PFA افزود: حمایت روانی اولیه یک مداخله درمانی تخصصی به معنای کلاسیک آن نیست، بلکه مجموعهای از حمایتهای انسانی، عملی و روانی است که در پی یک رویداد بحرانی برای کاهش پریشانی اولیه و کمک به سازگاری فرد ارائه میشود. سازمان جهانی بهداشت نیز PFA را نوعی کمک انسانی، حمایتی و عملی میداند که باید با حفظ کرامت، فرهنگ و تواناییهای فرد ارائه شود.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: در حمایت روانی اولیه، ابتدا باید دید کودک چه نیازهایی دارد، به او گوش داد و سپس متناسب با شرایطش ارتباط برقرار کرد. بنابراین، پیش از ارائه راهحل، باید وضعیت کودک، نیازهای او و میزان احساس امنیتش را شناخت.
زارعی با تأکید بر اهمیت پرهیز از مداخلههای شتابزده اظهار کرد: نباید کودک را مجبور کنیم درباره حادثه صحبت کند یا جزئیات اتفاق را بارها بازگو کند. هدف حمایت روانی اولیه این نیست که کودک را وادار کنیم تمام تجربه خود را روایت کند، بلکه باید به او فرصت داد در صورت آمادگی، احساسات و تجربه خود را به شیوهای که برایش قابل تحمل است بیان کند.
وی افزود: گاهی فعالیتهای غیرکلامی مانند بازی، نقاشی و فعالیتهای متناسب با سن کودک میتواند فرصت مناسبتری برای ابراز هیجانات فراهم کند. درواقع، زبان بازی برای کودک میتواند جایگزین مناسبی برای گفتوگوی مستقیم درباره تجربهای باشد که هنوز توانایی پردازش و بیان آن را ندارد.
زارعی تصریح کرد: این رویکرد با اصول PFA نیز همخوان است؛ این مداخله بر حمایت انعطافپذیر و متناسب با نیاز فرد تأکید دارد و فرض نمیکند که همه افراد پس از یک حادثه بحرانی الزاماً دچار اختلال روانی شدید یا مشکلات بلندمدت خواهند شد.
زارعی یکی دیگر از محورهای مهم حمایت روانی از کودکان را مدیریت میزان مواجهه آنان با اخبار و تصاویر مربوط به بحران دانست و گفت: باید مراقب باشیم اطلاعات مربوط به بحران بیش از ظرفیت روانی کودک وارد ذهن او نشود. تماشای مکرر تصاویر ترسناک و دنبال کردن مستمر اخبار میتواند احساس تهدید و اضطراب کودک را افزایش دهد.
وی ادامه داد: اطلاعاتی که درباره یک اتفاق بحرانی در اختیار کودک قرار میگیرد باید متناسب با سن و سطح درک او باشد. کودک به اطلاعات صادقانه و قابل فهم نیاز دارد، اما این به معنای ارائه جزئیات ترسناک و خارج از ظرفیت روانی او نیست.
این متخصص روانشناسی سلامت با اشاره به نقش محیط قابل پیشبینی در کاهش اضطراب کودکان اظهار کرد: والدین و مراقبان باید تا حد امکان برنامههای روزمره کودک از جمله خواب، تغذیه، بازی و ارتباط با اعضای خانواده را حفظ کنند. در شرایط بحران ممکن است همه چیز از حالت عادی خارج شود، اما ایجاد یک ساختار روزانه تا حد امکان منظم میتواند به کودک کمک کند دوباره احساس ثبات و پیشبینیپذیری داشته باشد.
وی بر اهمیت حفظ روالهایی مانند زمان خواب و غذا خوردن در شرایط بحران تأکید و بیان کرد: این عناصر اهمیت دارند، چراکه این روند میتواند به کودک کمک کند ارتباط خود را با زندگی پیش از بحران حفظ کرده و با شرایط جدید سازگار شود.
زارعی با تأکید بر اینکه هدف حمایت روانی از کودک، حذف کامل ترس نیست، گفت: ترس یک واکنش طبیعی و سازوکار حفاظتی بدن در برابر تهدید است. بنابراین، قرار نیست کودک را به نقطهای برسانیم که هیچ ترسی احساس نکند، بلکه هدف این است که کودک بتواند در کنار تجربه ترس، احساس امنیت و حمایت داشته باشد و بهتدریج توانایی خود را برای مقابله با شرایط افزایش دهد.
وی افزود: واکنش کودکان به بحران یکسان نیست و نباید انتظار داشت همه کودکان به یک شکل با حادثه مواجه شوند. سن، مرحله رشد، تجربههای قبلی، میزان حمایت خانوادگی و شرایط محیطی میتواند بر نحوه واکنش و روند سازگاری آنان تأثیر بگذارد.
این مدرس دانشگاه در پایان با اشاره به نقش تعیینکننده والدین و مراقبان در سلامت روان کودک اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تجربه بحران، در صورت دریافت حمایت مناسب میتوانند به شرایط عادی زندگی بازگردند. در این میان، وجود یک بزرگسال آرام، حمایتگر و قابل اعتماد از مهمترین عوامل محافظتکننده برای سلامت روان کودک است.
وی بیان کرد: مراقب نیز باید به وضعیت روانی خود توجه داشته باشد، زیرا کودکان از نشانههای هیجانی بزرگسالان، حتی از طریق لحن صدا، حالت چهره و رفتار، تأثیر میپذیرند. بنابراین مراقبت از بزرگسالان و تقویت توانایی آنان برای حفظ آرامش، بخشی از حمایت روانی از کودک در شرایط بحران محسوب میشود. واکنشهای هیجانی والدین میتواند بر احساس امنیت کودک اثر بگذارد و حفظ آرامش نسبی بزرگسالان به کودکان در مدیریت شرایط بحرانی کمک میکند.
انتهای پیام