کد خبر: 1352754
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۷

نگاهی به سیره اقتصادی امام حسن عسکری(ع)

گروه اقتصاد: امام حسن عسکری(ع) تجسم جبهه مخالف حکومت عباسى و معترض به خود‌کامگى سرقت ثروت‌هاى امت هستند و ارتباط یا کمک به پادشاهان را بر خود حرام کرده بودند.

اسلام به پیشرفت و بهبود اقتصاد عمومى و رشد درآمد فردى اهمیت زیادى مى‏‌دهد و فقر و تنگدستى را مصیبتى بزرگ و مهلک مى‏‌شمارد. اسلام کفر و فقر و تنگدستى را قرین هم دانسته و در شریعت اسلام همان‌طور که لازم است تا بر کفر پایان داد، همچنین باید فقر و تنگدستى را از میان برداشت. بر حاکمان جامعه اسلامى و زمامداران و والیان الزام و تأکید شده است که مسلمین را از خطر فقر و محرومیتى که باعث اشاعه انحراف فکرى و عقیدتى در میان مردم مى‏ شود، نجات دهند.
اسلام به عنوان دینی جامع و فراگیر توجه ویژه‌ای به مقوله اقتصاد دارد و اقتصاد اسلامی به عنوان اقتصادی دانش‌مدار و پویا، از توان بالایی در پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه در تمامی زمان‌ها برخوردار است.
تجربه چهار قرن نخستین تمدن اسلامی نشان می‌دهد که اسلام افزون بر این که طرفدار رشد و تمدن است و توانایی این کار را هم دارد. به طوری که ویل دورانت می‌گوید: «تمدنی شگفت‌انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد، اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یک نواختی می‌بود باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه می‌داشت».
در زمان کنونی نیز بخش‌هایی از اقتصاد اسلامی به صورت بالفعل در جهان واقع تحقق پیدا کرده است. از نظر تاریخی در صدر اسلام، در زمان پیامبر و جانشینان او، با تجربه اقتصادی اسلام مواجهیم که تجربه موفقی بوده است؛ علاوه بر این، بخش‌هایی از اقتصاد اسلامی در حال حاضر در کشورهای مختلف اجرا می شود.
از جمله روش‌هاى خلاقى که اقتصاد اسلامى بر آن اساس متمرکز است، آن‌که اسلام، تصرفات مسئولان و حاکمان را محدود کرده و به ایشان اجازه نمى‏‌دهد که در بیت‌المال مسلمین مطابق هوا و هوس خود عمل کنند، زیرا که بیت‏‌المال ملک عموم مسلمین است و ملک شخصى کسى نیست و باید در راه مصالح مسلمین صرف شود. رئیس، اعضا و ارکان دولت به هیچ وجه حق ندارند هر چه خواستند براى خود و نزدیکانشان از آن اموال بردارند، زیرا که این عمل خیانت به خدا و مسلمانان است.
عملکرد اقتصادی عباسیان
نظام حکومت عباسى، در تمام دوران‌ها، براساس سیاست اقتصادى ویژه‏‌اى بود که در تمام جهات و مشخصاتش با روش اصیل اسلامى متفاوت بود و از قوانین اسلامى که احتیاط کامل را در اموال مسلمین مقرر فرموده و صرف آن را در راه گسترش رفاه مردم لازم دانسته به دور بوده است که ما به اختصار ساختار اقتصاد عمومى را در عصر عباسیان ذیلاً بیان مى‏ کنیم:
درآمد و عایدات دولت
 بیش‌ترین درآمد دولت از راه جمع‌آورى مالیات و صدقات بود که بر میلیون‌ها دینار بالغ مى‏شد و آن طورى که بعضى از مورخان مى‏گویند، به طور متوسط، همه‌ساله بالغ بر سیصد‌و شصت هزار هزار درهم مى‏‌شد و در بعضى از سال‌ها به پانصد هزار هزار درهم مى‏‌رسید و هر درهم در آن روزگار قیمت قابل توجهى داشت و با ارزش یک گوسفند یا مشک عسل یا روغن برابر بود، همچنان که یک دینار با بهاى یک شتر برابر بود.
متأسفانه این اموال فراوان در راه پیشبرد زندگى علمى، بهداشتى و اقتصادى، به‌گونه‌ای که خواست اسلام بود، صرف نمى‏‌شد، بلکه تنها به جیب حاکمان مى‏‌رفت و آن‌ها هم سخاوتمندانه در راه ساختن کاخ‌هاى سر به فلک کشیده -کارى که متوکل کرد- و بذل و بخشش به دلقک‌ها، نوازندگان و هرزه‌گرایان و دیگر راه‌هاى زندگى پر از فسق و فجور مى‏‌پرداختند و بیت‏‌المال مسلمین را بیهوده خرج مى‏‌کردند.
خشنونت در جمع‌آورى مالیات
اما واژه فشار و ظلم و سرکوب، در بیشتر دوران عباسیان یک واژه همگانى در زمینه جمع‌آورى مالیات بود. مردم کشور پهناور اسلامى انواع فشارها را از دست مأموران سیاه دل که هیچ‌گونه رأفت و رحمت در دل‌شان نبود، مشاهد مى‌‏کردند، زیرا آن‌ها به دلخواه خود، هر قدر که مایل بودند، مالیات تعیین مى‏‌کردند و هرکس هم که خوددارى مى‏‌کرد یا از پرداخت مقدار تعیین شده سرپیچى مى‏‌کرد، سرنوشتش با گورستان یا زندان‌ها بود.
جهشیارى مى‏‌گوید: مأموران مالیات انواع عذاب‌ها را به کار مى‏‌گرفتند، محمد بن مسلم، که از مأموران ویژه مهدى عباسى بود، وقتى که مهدى به خلافت رسید، متوجه شد که مردم مالیات‌گزار در عذاب و شکنجه‏‌اند با وى - محمد بن مسلم - درباره ایشان مشورت کرد، محمد گفت: یا امیرالمؤمنین! از حال به بعد، نسبت به مالیات‌دهندگان که بدهکار به مسلمین هستند باید به گونه بدهکاران رفتار کرد و بدهی‌شان را مطالبه نمود! مهدى با شنیدن این سخنان دستور داد، عذاب و شدت را از مالیات‌دهندگان برداشتند.
در دوران هارون الرشید مردم از فضل بن یحیى برمکى، که والى خراسان بود بد مى‏ گفتند و از دست او زیاد شکایت کردند تا این که هارون او را برکنار کرد و به جاى او على بن عیسى را گمارد، على بن عیسى بزرگان خراسان را کشت و اموال زیادى را جمع‌آورى کرد و هزار بدره معمول از ابریشم را که شامل ده هزار هزار درهم بود به نزد هارون فرستاد و مردم موصل در پرداخت مالیات انواع ستم‌ها را دیدند و حکمران آن جا از طرف هارون الرشید بود، مالیات چند سال گذشته را از آن‌ها مطالبه کرد و بیشتر آنها را تازیانه زد.
به‌راستى شریعت اسلام، والیان و حاکمان را به مداراى با مردم و اصلاح امور اقتصادى ایشان دستور داده و این‌که مبادا در گرفتن مالیات و صدقات خشونتى به کار برند و موجب ناراحتى مردمان شوند. لیکن اکثر پادشاهان عباسى به این دستور اسلامى توجهى نکرده و در گرفتن مالیات از مردم با شدت و خشنونت رفتار مى‏‌کردند.
گرفتن مالیات زیاد از جانب عباسیان
اما فزونى مالیات در بین کارگزاران عباسیان یک پدیده همگانى بود، کارگزاران بیشتر از مالیات مقرر از مردم مطالبه مى‏‌کردند تا بخشى از اموال مردم را براى خودشان بردارند. همین که ابو‌عبیدالله بن یسار از جانب مهدى عباسى به وزارت رسید، بر درختان خرما و دیگر اشجار نیز مالیات بست و بعد از وى نیز همین مقررات ادامه یافت.
مردم مصر به بدترین مصائب و گرفتاری‌ها، در زمینه مالیات‌ها دچار شدند. حاکم مصر - موسى بن مصعب- به هر جفت گاو (یک جریب زمین) دو برابر مالیات بست و براى بازاری‌ها و دام‌ها مالیات مقرر کرد و در احکام و امور قضایى، رشوه‏‌گیرى امرى معمول بود.
مردم یمن و قبیله قیس از دست ظلم وى شوریدند. ابن تغرى مى‏‌گوید: مهدى عباسى، در گرفتن مالیات به مردم سخت گرفت و به هر جفت گاو دو برابر مقدارى که اول مقرر شده بود، مالیات بست و مردم از دست او سختی‌ها و شکنجه‏‌ها دیدند او تندخویى و بدرفتارى پیشه کرده و در احکام رشوه مى‏ گرفت. تا آن جا که سپاهیان از او رنجیده شدند و بر او شوریدند و به خاطر بى‌عدالتى و ظلم بى حد وى با او به ستیز برخاستند.
این قبیل کارها از روح و واقعیت اسلام، بسیار به دور است و این امور جز گروهى از دزدان و سر راه بگیران غرق در جرم و گناه را تجسم نمى‌بخشد. عمربن عبید، به منصور دوانیقى مى‏ گوید: «در پشت درِ بارگاه تو، آتشى از ظلم و ستم شعله‏‌ور است و در بیرون کاخ تو کم‌ترین عملى مطابق قرآن و سنت پیامبر (ص) انجام مى‏‌گیرد».
سوءاستفاده عباسیان از اموال دولتى
عباسیان اموال مسلمین را در اختیار گرفتند و براى خودشان و خویشاوندان‌شان هر چه مى‌‏خواستند برمى‌‏داشتند. محمد بن سلیمان عباسى در یک روز صد هزار درهم برداشت کرد و چون از دنیا رفت ارثیه زیادى بر جا گذاشت که هارون الرشید، شصت هزار درهم آن را گرفت. مؤرخان مى‏‌گویند به قدرى اموال براى خیزران آوردند که درآمد آنها بالغ بر یک میلیون و شصت هزار درهم مى‏ شد. بعضى از نویسندگان این مبلغ را معادل نصف مالیات آن روز تمام کشور و دو سوم درآمد «راکفلر» در این قرن مى‌‏شمارند. موجودى نزد قبیحه -همسر متوکل- یک میلیون و هشتصد هزار دینار بود. ابن جوزى درباره او مى‏ گوید: اموال زیادى داشت که از شمار بیرون بود و همه ساله از عواید کشتزارهاى او هزار هزار دینار به دست او مى‏‌رسید.
پادشاهان عباسى به بستگان خود اموال زیادى را بخشیدند؛ هارون الرشید بین عموها و بستگان خویش به قدرى اموال پخش کرد که پیش از او هیچ خلیفه‏‌ای نبخشیده بود. منصور دوانیقى به هر یک از عموهایش هزار هزار درهم داد. خاندان و بستگان عباسى فزونى گرفتند تا این که در عصر مأمون به سى و سه هزار تن رسیدند و این گروه وابستگان که ما هیچ امتیازى براى آن‌ها نسبت به دیگر مسلمانان سراغ نداریم، اموال دولتى را به نفع خود برداشت مى‌‏کردند و ثروت‌هاى هنگفتى در اختیار گرفتند در حالى که دیگر افراد جامعه اسلامى گرفتار فشار زندگى و تنگدستى و محرومیت بودند.
موضع امام حسن عسکری(ع)
اما امام حسن عسکری(ع)، تجسم جبهه مخالف حکومت عباسى هستند که خود‌کامگى آن‌ها را در مورد ثروت‌هاى امت و سرقت ارزاق عمومى، مورد اعتراض قرار مى‏‌داد.
از برجسته‏‌ترین نوع مخالفتى که امام(ع)، انتخاب کرده بودند، این بود که ارتباط و یا کمک به آن پادشاهان را بر خود حرام کرده بودند، پادشاهانى که مال خدا را دست به دست مى‏‌گرداندند و مردم را بردگان خود مى‏‌شمردند. آنان براى جلب امام در دستگاه خویش و ضمیمه کردن او به جرگه خود تلاش زیادى کردند، اما موفق نشدند و در نتیجه با نهایت شدت و قساوت برخورد کردند، زندگى اقتصادى را بر او تنگ گرفتند و او را در تنگناى کشنده مالى قرار دادند و از رسیدن اموالى که از طریق شیعیان به خدمتش مى‏‌رسید، مانع شدند، جز این که بعضى از نیکوکاران شیعه، نقش مخصوصى ایفا کردند و در داخل مشک روغن درهم و دینار قرار داده به خدمت امام (ع) فرستادند و بدان وسیله آن فشار مالى امام را رفع کردند.
به هر حال، امام (ع) در کنار مستمندان و محرومانى ایستاده بودند که به خاطر عدم توازن در زندگى اقتصادى و چپاول ثروت‌هاى عمومى توسط پادشاهان با تنگدستى و تیره‌روزى روبرو بودند.

captcha