
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین یعقوب جعفری امروز، 26 دیماه در اولین پیش همایش بینالمللی اندیشههای علامه طباطبایی در مؤسسه امام خمینی(ره) قم ابراز کرد: علامه جامع بین معقول و منقول بود و در مورد مباحث تاریخی در تفسیر المیزان باید عنوان کرد که مرحوم طباطبایی به تاریخ اعتماد زیادی نداشت و این مسئله در جای جای تفسیر المیزان دیده میشود.
وی اظهار کرد: علامه دو عامل را سبب ایجاد فساد در تاریخ میدانست یکی آن که حاکمان بر مورخان سلطه داشتهاند و دیگر این که راویان تاریخ علاوه بر تسلط حاکمان، حب و بغض هایی داشته و به فرقههای مختلف وابستگی داشتهاند.
جعفری بیان کرد: تاریخ اگر از منابع صحیحی مانند قرآن، روایات اهل بیت(ع) و روایات صحابه نباشد هیچ اعتمادی به آن نیست و علامه تأکید داشت که قرآن کتاب تاریخ نیست و نباید انتظار داشته باشیم این کتاب مسائل تاریخی را به صورت مفصل بیان کند.
این پژوهشگر علوم قرآنی گفت: علامه طباطبایی چندان وارد مسائل تاریخی صرف نشده است و در موارد بسیاری این مفسر به تحلیل تاریخ وارد شده است و در مواردی که آیه اقتضای آن را داشته است که از تاریخ بهره بگیرد، علامه طباطبایی به میزان لازم از تاریخ استفاده کرده است اما در همه جا به منابعی که از معصوم رسیده است توجه داشته است.
وی اظهار کرد: عمدهترین منابعی که در تفسیر المیزان به آن استناد شده است مرسلات است و علامه فراوان از منابع تاریخی نقل شده از اهل بیت استفاده کرده است و دیگر منبع مورد استفاده علامه طباطبایی نیز کتب عهدین است و به کتابهایی چون المنار توجه داشته است و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به این گونه منابع استناد کرده است.
جعفری گفت: علامه طباطبایی به صورت مقایسهای و تطبیقی از کتب عهدین استفاده میکرده است و تسلط بالایی به این کتب داشت به طوری که در تفسیر آیات سوره یونس به طور ویژه میتوانیم این گونه تسلط علامه را مشاهده کنیم.
وی افزود: اسرائیلیات به صورت گستردهای در کتب تفسیری ما راه پیدا کردهاند و حجم عظیمی در روایات را نیز به خود اختصاص دادهاند، البته باید بیان کرد که اسرائیلیات بیشتر در کتب تفسیری اهل تسنن نفوذ پیدا کرده و در کتب تفسیری شیعه کمتر ورود پیدا کرده است.
جعفری یادآور شد: یکی دیگر از منابع تاریخی مورد استفاده علامه طباطبایی این بود که ایشان به تحقیقات تاریخی که در عصر خود انجام شده بود توجه داشته و گاهی آن ها را رد یا قبول کرده است.
مقصود از تفسیر بیان معانی ظاهر آیات و کشف مقصود خدا از آنها است
در ادامه حجتالاسلام والمسلمین غلامعلی عزیزیکیا گفت: مقصود از منابع روایی تفسیر آن دسته از گفتههایی است که درباره مقصود خداوند از آیات قرآن بیان شده و از راه نقل به ما رسیده است و مقصود از تفسیر بیان معانی ظاهر آیات قرآن و کشف مقصود خدا از آنها است.
وی بیان کرد:علامه طباطبایی سنت قطعی معصومان را از منابع تفسیر قرآن میداند و به رغم تفسیر و تحلیلهای مختلفی که در باب منابع تفسیر از دیدگاه علامه مطرح شده و میشود باید اقرار کرد که وی بر اساس آیات قرآن و احادیث متواتر به نقش تفسیری معصومان باور دارد. این در حالی است که علامه سنت قطعی معصومان را از منابع تفسیر میداند ولی منقولات غیر قطعی را نمیپذیرد.
عزیزیکیا اظهار کرد:علامه طباطبایی افزون بر اثبات و پذیرش نقش تبیینی و توضیحی برای احادیث معصومان، آنها را در بردارنده روش صحیح تفسیر هم میداند و بر این باور است که باید بر اساس روش اهل بیت(ع) سراغ قرآن رفت و انتخاب تفسیر قرآن به قرآن نیز بر همین اساس بوده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) یادآور شد: صرف نظر از سخنان معصومان، علامه برای آثاری که از صحابه و تابعان و دیگران رادر تفسیر رسیده، اعتباری قائل نیست و آن ها را فاقد حجیت میداند.
وی ابراز کرد: منبع بودن احادیث به معنای عدم امکان فهم غیرمعصومان از قرآن و الزام به رجوع به معصومان در همه سطوح و مراحل فهم نیست که اخباریان بر این نظر هستند و برخی افراطیون اخباری همه آیات قرآن را برای غیرمعصوم در حد معما میپندارند و روی سخن علامه طباطبایی نیز با چنین افرادی است.
عزیزیکیا ادامه داد: اگر چه علامه طباطبایی روش تفسیر قرآن به قرآن را برگزیده و با الهام از احادیث معصومان ، تفسیری هم سو با آن ارائه داده و به این سبب غیر شیعه راه گریزی در برابر آن ندارند.
این پژوهشگر قرآنی افزود: علامه نه تنها از احادیث تفسیری بهره برده بلکه برای استفاده عامتر از احادیث ذیل آیات به تفکیک و طبقه بندی آنها پرداخته است، به اعتقاد علامه بیشتر احادیث ذیل آیات غیر تفسیری بوده و بخشی از آنها به تطبیق آیات بر اشخاص پرداخته و جری القرآن نامبردار است بخش دیگری نیز از باطن آیات سخن میگوید.
شبهه نامیسر بودن اعجاز قرآن زائیده افراط در قاعدهگرایی است
همچنین در ادامه همایش حجتالاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد با اشاره به اینکه شبهه نامیسر بودن اعجاز قرآن زائیده افراط در قاعدهگرایی است و هم چنین دانش نحو امری لازم است اما کافی نیست و متن غیر از نظم صرفی و نحوی امری زیباشناسی نیز دارد، افزود: موضوع دانش بلاغت تراکیب بلیغان از جهت دلالت بر معنای ثانویه است و موضوع این علم لفظ نبوده و ترکیبها هستند و منظور از ترکیب چیدمان الفاظ خواهد بود و مفردات نیست.
عشایری منفرد افزود: یکی از خصوصیات علامه در تفسیر المیزان این بود که از کتب بلاغت به سمت دانش بلاغت عبور کرده است و از کتاب علمی و دانش پشت آن با بررسی ابعاد و زوایا به عالم علمی تبدیل شد.
این پژوهشگر قرآنی ادامه داد: علامه طباطبایی در علم بلاغت قاعدهافزایی داشت و نسبت به استظهارات تفسیری ژرفابخشی به خرج داده است.
وی ابراز کرد: علامه طباطبایی در نقد ادبی جهان اولین کسی است که توانست متوجه شود که در یک متن زیبا صوت تخیلی با تصویر تخیلی همراه شود و این یکی از مصداقهای قاعدهافزایی علامه طباطبایی در علم بلاغت بوده است.