
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اردبیل، اعضای جهاد دانشگاهی واحد اردبیل، دیروز 20بهمن در راستای گرامیداشت دهه مبارک فجر و تجدید میثاقی دوباره با آرمانهای شهدا، با خانواده شهیدان چهره برقی دیدار و گفتوگو کردند.
در این دیدار، محمدی، به نمایندگی از طرف اعضای جهاددانشگاهی واحد اردبیل، اظهار کرد: از اینکه توانستیم در این فرصت مبارک ایام الله دهه فجر به خدمت خانواده محترم شهدا برسیم خدا را شاکریم و خوشبختانه این روند سالهای متمادی است که در جهاد دانشگاهی واحد اردبیل بوجود آمده و از اینکه در جامعهای زندگی میکنیم که در آن نفسهای خانواده گرانقدر شهدا در آن استشمام میشود، بسیار خوشحالیم.
وی افزود: ما باید از خانواده شهدا درس بگیریم چرا که بارها دیدیم که وقتی جنازه شهدا به خانواده شان تحویل داده می شود آنها در مقابل آن قربانی می کنند و این نشاندهنده فرهنگ بالا، روحیه معنوی و خدایی آنهاست که توانسته چنین فرزندانی را تربیت کرده و در آخر با اهداء جانشان به میهن و انقلاب، دین خود را تکمیل کنند.
در ادامه رضا چهره برقی، برادر شهیدان داور و ناصر چهره برقی، به بیان خاطراتی از این شهدا پرداخت.
وی گفت: من و ناصر در مغازه پدرم کار می کردیم و چون خانواده مذهبی ای بودیم با آحاد مختلف مردم و بسیجیان و سپاهیان در ارتباط بودیم، پدرم از سال 42مقید امام خمینی(ره) بودند و برادرم ناصر نیز پیرو ایشان و از انقلابیون دوران رژیم ستمشاهی بودند.
این برادر شهید ادامه داد: برادرم داور نیز بعد از تشکیل سپاه پاسداران جزء اولین افرادی بود که به عضویت آن درامد و حتی در حین اموزش رزمی تیر خورد و این دو شهید(ناصر و داور) فعالیتهای بسیاری بر علیه رژیم شاه و ساواک انجام دادند و بارها نیز دستگیر شده و مورد ازار و اذیت قرار گرفتند.
وی گفت: به جرات می گویم هرحرکت انقلابی که در زمان انقلاب در اردبیل رخ می داد، این شهدا در آن حضور داشتند و به نوعی مدیریت عملیاتهای انقلاب را نیز عهده دار بودند.
برادر شهید افزود: شهید ناصر یک روزی در شلمچه خواب میبیند که فرشتگانی ایشان را با خود به آسمان می برند و دقیقا فردای همانروز وی شهید شده و مفقودالاثر میشود.
وی ادامه داد: حدود سه سال پیش خواب دیدم که پیکر شهید ناصر را بالای سر سایر شهدا در خیابان امام اردبیل تشییع می کنند و او را در انتهای قبرستان به خاک می سپارند که بعد از ان من به آن محل مراجعه کردم و دیدم که شهید گمنامی در سال 62 در ان محل به خاک سپرده شده است که مسئولان منکر این امر شدند که در آن محل پیکر شهید گمنام دفن شده است، و دقیقا قبر این شهید پشت قبر همرزمش شهید پیرزاده دفن شده است.
این برادر شهید اظهار کرد: خود شهید می دانست که گمنام میشود و حتی از روی اخلاص پلاکش را هم درآورده و دور انداخته بود. وی در وصیتش نوشته بود که «توصیه من به شما اینست که از فکر کردن به گناه پرهیز کنید».