
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم نشست علمی بررسی فقهی حقوق متهمان شب گذشته سوم اسفندماه با حضور و سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد فخار طوسی در مؤسسه فهیم قم برگزار شد.
وی در ابتدای این نشست، با بررسی مبحث حقوقی حبس زندانی در حقوق عرفی و جهانی گفت: زندانی کردن متهمان در کشورهای مختلف به ویژه در حقوق جهانی و کشورهای جهان، براساس مصالحی چون احتمال فرارمتهم، آزادی متهم یا قربانی، احتمال تبانی و... انجام میشود.
این مدرس حوزه علمیه با اشاره به اصل برائت و تسلط انسان بر نفس و روایات افزود: اصل مسئله زندانی کردن متهم در اسلام، حرام است و براساس آنچه از متن روایات و فقه اسلامی و شیعی بر میآید نمیتوان کسی را به صرف اتهام به یک جرم بازداشت کرد.
وی گفت: یکی از مسایل مهم در این زمینه آن است که عنوان میشود برای مباحثی که حقوق مدرن در زمینه حبس متهم عنوان میکند باید یک راه جایگزین پیدا کرد که با رجوع به اسناد روایی، جواب حل این مسئله نیز به خوبی بیان شده است.
فخارطوسی عنوان کرد: از دیگر مسایلی که در زمینه حبس متهم بیان میشود میتوان به نظریاتی چون لحاظ کردن موقعیت اجتماعی و سیاسی افراد برای برخورد با متهمان است که باید مراعات احوال آنان صورت گیرد.
این استاد حوزه بیان کرد: در زمینه نظریه اول باید گفت که عدم جواز بازداشت متهم در اسناد روایی اسلامی بسیار محکم است و تنها در دو روایت این مسئله از سوی امام علی(ع) قید خورده است که در هر چهارمورد، جرمی واقع شده است که در حوزه مالی و اقتصادی انجام شده و فرد ضربه زننده توان اعاده مال را دارد و از این کار امتناع میکند.
وی گفت: برخی از علما نیز بر ضرورت جلب متهم بنا بر مصالح کشور نظراتی مطرح کردهاند که این نظرات با توجه به اینکه قانون فقه جامع و قاطع است نباید آن را کشدار و موسع کرد تا هر تفسیری در این زمینه موجه شود.
فخارطوسی عنوان کرد: یکی از روایاتی که در این زمینه بیان شده است که به عنوان مخالف این حکم بیان میشود، روایتی است که در آن پیامبر اشخاصی را که اتهام قتل داشتند را شش روز بازداشت میکردند و پس از بررسی جوانب کار حکم میدادند که علاوه بر مسایل سندی این روایت، باید گفت که این روایت مرتبط با جرم حساسی چون قتل بیان شده است که در آن نیز بازداشت مدت دار مشروط با ادله و بینه شرط بوده است.
وی گفت: یکی از روایاتی که به آن متوسل میشوند روایتی است که در آن امام علی(ع) متهمان به قتل یک مرد بازرگان را بازداشت کردند؛ که در این روایت، حضرت، به جرم آنان ایمان داشت و برای بدست آوردن بینه جرم از یک روش تخصصی بدون آزار و ارعاب استفاده کردند.
خاطرهای از قضاوت امیرمومنان
این مدرس حوزه افزود: روزى از روزها امیرالمومنین علیه السلام وارد مسجد شد؛جوانى گریان خدمت ایشان رسید و گفت اى امیرالمومنین(ع) شریح قاضى، قضاوتى کرده که من نمىفهمم چرا اینگونه حکم داده است؟ این چند نفر با پدر من به مسافرت رفتند اینها از مسافرت بازگشتند ولى پدرم از مسافرت بازنگشت؛از ایشان سوال کردم که پدرم کجاست؟ گفتند: او مرد؛ پرسیدم چه چیز از خود باقى گذاشت؟ گفتند: هیچ؛ پیش شریح قاضى آمدم او ایشان را قسم داد و تمام شد؛ اى امیرالمومنین من مىدانم وقتى پدرم این شهر را ترک کرده، مال بسیارى با خود داشته است امیرالمومنین علیه السلام همه را پیش شریح قاضى برگرداند و فرمود: اى شریح چگونه بین این چند نفر قضاوت نمودى؟ او نیز گفت که این پسر مدعى است که پدرش با این چند نفر به سفرى رفته است، همراهانش بازگشته اند اما پدر این پسر بازنگشته است.
وی بیان کرد: پس از آن از ایشان درباره پدر این جوان سوال کردم، گفتند که پدرش در سفر فوت کرده است؛ از اموال او سوال کردم که گفتند چیزى بر جاى نگذاشته است؛ از جوان سوال کردم بر مدعاى خود دلیلى دارى؟ گفت: نه من هم ایشان را بر گفتههایشان قسم داد؛ سپس امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند که اى شریح! هیهات از این گونه حکم نمودن! آیا در مثل چنین قضیه مهمى باید این گونه حکم کرد؟ شریح عرضه داشت: پس چگونه باید حکم کرد؟ امام فرمودند: به خدا قسم امروز قضاوتى خواهم کرد که به جز داود پیامبر علیه السلام کسى دیگر آن گونه حکم نکرده باشد.
فخارطوسی افزود: سپس امام به قنبر فرمودند برو سربازان مخصوص را بیاور؛ هر نفر را به سربازى سپرد؛ نگاهى به صورت آنها انداخت و فرمود که چه مى گویید؟ فکر مىکنید من نمىدانم چه بلایى بر سر پدر این پسر آوردهاید؟ بله الان هیچ نمیدانم،اما تا ساعتى دیگر همه چیز را میفهم سپس فرمود که سرهایشان را بپوشانید و از همدیگر جدایشان کنید؛ هر کدام را به ستونى از استوانههاى مسجد بستند و سرهایشان را با لباسهایشان پوشاندند؛ امام علیه السلام به عبیداللَّه بن ابى رافع که کاتب حضرت بود فرمود: حاضر شو، کاغذ و قلمت را آماده کن.
وی گفت: امیرالمومنین علیه السلام در جایگاه قضاوت نشست، مردم نیز جمع شدند، امام فرمود: هر گاه تکبیر گفتم شما نیز تکبیر بگویید، سپس فرمود: راه را باز کنید و یکى از آنها را خواست او را جلوى حضرت نشاندند و جامه از سرش برگرفتند، به عبیداللَّه فرمودند آنچه را اقرار مىکند و مى گوید بنویس، پس شروع کردند به سوالات بسیار جزیی در خصوص آن سفر و نحوه مرگ مقتول و پس ختم سوالات تکبیرگفتند و حاضران نیز تکبیر گفتند، و آن دو نفر که تصور کردند نفر اولی به همه چیز اعتراف کرده است، نحوه قتل وی را به شکل تعریف کردند که مجازات خود را کمتر کنند و به همین شکل بود که متهمان با علم امام به جرم، به قتل خود اعتراف کردند و امام نیز آنان را به رد مال مقتول و قصاص حکم دادند.
بازداشت متهم ممنوع است
وی اظهار کرد: بر اساس روایات بسیار قوی از امام علی(ع) که امامی حاکم بر جامعه مسلمین بود و فعل ایشان در این زمینه حجت حقوقی محسوب میشود، بازداشت متهمین ممنوع است و به جای بازداشت از ترس اینکه متهم فرار کند و یا اینکه به دیگری ضربه بزند و یا با شاهدان تبانی کند، تمام هزینه کار را به عهده حکومت وانهاده و روش تعقیب و مراقبت متهم را ارایه میکند.
فخار طوسی بیان کرد: حضرت به صراحت به مالک فرمودند که متهمانی که دلیل و بینه جرم آنها وجود ندارد را با مامورانی مخفی مراقبت کن تا کارهای آنان را گزارش کند و پس از گزارش در صورت حتمیت وقوع جرم گزارش مامور حکم بر جرم است و دلیلی برای اثبات جرم است؛ به همین دلیل حکومت باید هزینه این مراقبت را به جای بازداشت متهم بپردازد.