
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، بر اساس آخرین یافتههای دانشمندان علم روانشناسی، آرامش و شادی یک فرآیند درونی است که برای ایجاد و استمرار آن به وقوع یک معجزه نیاز نیست.
کارشناسان معتقدند انسان باید از جریان عادی زندگی خود لذت ببرد و نباید منتظر بماند تا موقعیتهای شغلی بسیار عالی، پولهای بادآورده با ارقام نجومی، خانه، ماشین و مستقلات رویایی و مواردی از این دست شادی را برای او به ارمغان بیاورند.
پژوهشهای علمی این حقیقت را به خوبی نشان می دهند که منبع اصلی آرامش پایدار و شور و نشاط را باید در دنیای درونی انسان ها جستجو کرد اگر چه برخی عوامل بیرونی نیز بر آن اثر گذار هستند.
اگر بخواهیم به بیانی ساده و همه فهم ابعاد این اصل ثابت شده علمی را اندکی بکاویم به نکات جالب توجه و البته کاربردی که میتواند تحولات بزرگی را در نوع نگرش ما به زندگی ایجاد کند، دست پیدا کنیم.
ریشه بسیاری از آشفتگیها، اظطرابهای آزار دهنده و نگرانیها، شدت یافتن برخی امیال و نیروهای درونی انسان هستند که به دلیل عدم کنترل آگاهانه و هدفمند نیرومند میشوند و آثار خود را در نوع رفتارهای ما نشان میدهند .
این واقعیت که رذائل اخلاقی مانند بخل ورزی، حسد، غرور، تکبر و خود برتربینی،کینه، حس انتقام جویی، طمع، دنیا پرستی و نگرش غیر واقع بینانه و مادی محور بر زندگی از مهمترین ریشههای ایجاد و شدت یافتن آشوبهای درونی انسان و بر هم زدن آرامش و تعادل روحی او هستند از نظر افراد سالم غیر قابل انکار است.
به بیان دیگر فردی که از این گونه رذائل اخلاقی برخوردار است با اختیار خود راههای کسب آرامش، آسایش و احساس شادی پایدار را از خود گرفته و به رغم تلاشهای مستمر و پیشرفتهای ظاهری در بسیاری از عوامل بیرونی مانند رفاه زندگی، کسب موقعیتهای بالای اجتماعی، کسب قدرت و مواردی از این قبیل احساس آرامش و خوشبختی نمیکند چون در واقع از عامل و منبع اصلی آرامش که یک فرآیند دورنی است برخوردار نیست.
این گونه افراد شاهراههای ایجاد آرامش و نشاط را در درون خود قطع کردهاند و در دنیای پر هیاهو و افسار گسیخته بیرونی به دنبال آن میگردند و به خوبی روشن است که هر چه بیشتر تلاش میکنند احاس رضایت درونی یا همان خوشبختی به آنها دست نمیدهد.
شاید همه ما کم و بیش در اطراف خود نمونه هایی از زندگی افرادی را مشاهده کردهایم که به رغم برخورداری از رفاه کامل زندگی، درآمدهای مالی آنچنانی و موقعیتهای بزرگ اجتماعی با مفهوم آرامش، شادی، نشاط و آسایش حقیقی کاملاً بیگانه هستند و در بسیاری از موارد آشفتگی و نگرانیهای درونی خود را در اعمال و رفتار خود بروز داده و آن را به دیگران منتقل میکنند.
در مقولهای به نام «سبک زندگی اسلامی» اگر انسان ریشههای اظطراب، استرس و نگرانیهای عمیق روحی خود را با اتصال به آموزههای الهی و خداوند متعال که منبع مطلق آرامش است به کنترل خود درآورد به حس آرامش و نشاط درونی میرسد.
این یک معادله خیلی آسان و ساده است که انسانی که حسد را در حداقل میزانش در خود داشت، خود را برتر از دیگران ندانست، به حقوق دیگران احترام گذاشت، مهرورزی و محبت به انسانهای دیگر را بخشی جدا ناپذیر از زندگی خود دانست، کینه و انتقامجوییهای کورکورانه را کنار گذاشت و تمامی معادلات زندگی خود را تنها با حسابگریهای مادی نسنجید و از زنجیر حرص و طمع آزاد شد به یک حالت آرامش درونی دست مییابد و برای شادی ، انگیزه و امید به زندگی به معجزه نیاز ندارد و از هر آنچه در زندگی خود دارد لذت میبرد.
ناگفته آشکار است که انسان تربیت شده در این نوع سبک زندگی به یک عنصر کاملآ مفید، سازنده و اثرگذار در توسعه، پیشرفت و پویایی جامعه تبدیل میشود و به دور از منفعت طلبیها و خود محوریهای شخصی به عامل خدمت برای دیگران مبدل میشود.
پرورش و افزایش اینگونه شخصیت انسانی در تعامل با دیگر افراد اجتماع و جامعه پیرامونی خود به خودی خود زمینههای بروز ناهنجاریهای اجتماعی، وقوع جرائم مختلف و تجاوز به حقوق دیگران را به حداقل میرساند و زمینه را برای شناسایی، بروز و پرورش استعدادهای درونی جامعه فراهم میکند.
یادداشت از وحید الوندی