کد خبر: 1389364
تاریخ انتشار : ۰۵ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۰

شعر معاون فرهنگی، هنری اداره‌کل فرهنگ و ارشاد قم به مناسبت شهادت علی خلیلی

خبرنگاران افتخاری/فخرالدین یوسف‌پور: حامد حجتی شاعر نام‌آشنا و نویسنده کتاب «آینه‌های خاکی» آخرین شعر خود با نام مثل یک مرد پر کشیدی تا... را به مناسبت شهادت علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر سروده است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، مثل یک مرد پر کشیدی تا...؛ سروده حامد حجتی، معاون فرهنگی، هنری اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم است که برای شاعر آمر به معروف و ناهی از منکر، شهید علی خلیلی  سروده شده است.

متن شعر به این شرح است: مثل یک مرد پر کشیدی تا... آسمان را به بر کشیدی، تا... تا که باران به شهر برگردد. باز هم چشم تر کشیدی تا... روزها رنگ شب به خود دارند، روز را تا سحر کشیدی تا... سینه‌ات داغدار فردا بود، آه را بیشتر کشیدی تا... در همان کوچه‌های بی‌غیرت، سینه را سپر کشیدی تا... حرف امروز نیست جان دادن، روی دیوار در کشیدی تا... ارث مادر رسیده است به تو مثل یک مرد پر کشیدی تا... .

شهید علی خلیلی ۱۵ روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است؛ سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدر خوب که دشمنان‌تان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمان‌شان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچک‌تان خواستار باشید، خوبم؛

دوستانم خیلی شلوغش می‌کنند. یعنی در برابر جانبازی‌هایی که مدافعان این آب و خاک کرده‌اند، شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

من نگران مسائل خطرناک‌تر هستم… من می‌ترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده‌ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی‌شنود و بلا نازل می‌کند من خواستم جلوی بلا را بگیرم.

اما اینجا بعضی‌ها می‌گویند کار بدی کرده‌ام. بعضی‌ها برای اینکه زورشان می‌آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند می‌گفتند به تو چه ربطی داشت؟ مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

ولی آن شب اگر من جلو نمی‌رفتم، ناموس شیعه به تاراج می‌رفت و نیروی انتظامی خیلی دیر می‌رسید. شاید هم اصلا نمی‌رسید.

یک آقای ریشوی تسبیح به‌دست وقتی فهمید من چکار کرده‌ام، گفت: پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سؤال در ذهنم به‌وجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.

آقاجان! به‌ خدا دردهایی که می‌کشم به اندازه این درد که نکند کاری برخلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی‌گری دارند حرف شمارا نمی‌فهمند؟ یعنی شما این‌قدر بین ما غریب هستید؟

رهبرم! جان من و هزاران چون من فدای غربتت. به‌خدا که دردهای خودم در برابر دردهای شما فراموشم می‌شود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ می‌نشینید.

آقا جان! من و هزاران من در برابر دردهای شما ساکت نمی‌نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی‌گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه‌های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت؛ سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

captcha