
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، آیتاللهالعظمی عبدالله جوادی آملی، از مراجع عظام تقلید پیش از ظهر امروز، 18 فروردین در درس تفسیر خود در مسجد اعظم گفت: عناصر محوری اصول دین در قرآن با داستانهای قرآنی تشریح شده و سعادت و شقاوت افراد، وابسته به پذیرش یا عدم پذیرش آن اصولی است که در قرآن بیان شده است.
وی افزود: یکی از این اصول، اطاعت بیچون و چرای پیامبران الهی از خداوند متعال است؛ نجات نوح نبی(ع) با پیروانش و همچنین نجات حضرت ابراهیم(ع) از آتش به واسطه همین اطاعت محض بود.
این مفسر قرآن بیان کرد: خداوند در سوره صافات با اشاره به ماجرای سوزاندن حضرت ابراهیم، به ریشه این مسئله اشاره میکند؛ حضرت به آن قوم عرض کردند که چوب که قبل از تراش ارزش پرستیدن ندارد، پس از تراشی که خود به آن چوب میزنید نیز چیزی به او اضافه نمیشود، پس چه چیزی را پرستش میکنید و از چه شفیعی مدد میجویید.
وی گفت: خداوند در قرآن بیان میکند که «وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُون» در اینجا این مسئله، «مَا» در مَا تَعمَلُونَ مای مصدری نیست بلکه اینجا خداوند بیان میدارد که خداوند شما خالق کلُّ شَیء است و این از باب آن است که عملی که عام باشد قابل تخصیص نیست.
این مرجع تقلید بیان کرد: حضرت ابراهیم پس از اینکه با مردم جدال احسن کردند و تبر را به گردن بت بزرگ نهادند، آنها را به فطرت خود رجوع دادند، برخی در این میان سرافکنده شدند و به فطرت بازگشتند و برخی دیگر از فطرت برگشتند زیرا مانع بزرگی به نام تعصب جاهلی جلوی آنها را گرفته بود.
وی اظهار کرد: پس از اینکه تعصب جاهلی غالب گشت، نمرودیان تصمیم به کشتن حضرت گرفتند و آتشی که در فرهنگ قرآنی به آن «جحیم» گفته میشود ایجاد کردند، اما خداوند فرمود که من نگذاشتم که ابراهیم آسیب ببیند و آتش را بر او سرد کردیم.
این مفسر قرآن اظهار کرد: در اینجا این سوال پیش میآید که آیا در اینجا خداوند ذات آتشین بودن را از آتش گرفت؟ اگر علت و معلول را از هم گرفت و ذات را از ذات جدا کرد دیگر تمام نظام علّی و معلولی در جهان به هم میریزد و چیزی قابل اثبات نیست؛ لذا در اینجا سه احتمال مطرح شد که یکی دستکاری در آتش، دیگری دستکاری در جسم حضرت و دیگری هر دو طرف است.
وی گفت: نکته اصلی اینجاست که بررسی نکردهاند که آتش نیز اقسامی دارد؛ برخی آتشها کار آب را انجام میدهند که در قرآن تغذیهکننده ریشه درخت زقوم را در همین ردیف قرار دادهاند.
کار جهانی حضرت ابراهیم(ع)
جوادی آملی عنوان کرد: پس از ماجرای حضرت ابراهیم که باعث بیدار شدن خاورمیانه شد، تحولی عمیق در جهان ایجاد شد؛ این کار حضرت یک کار جهانی بود؛ در خاورمیانه آن زمان که ایرانیها و رومیان قوم غالب بودند، تحولاتی در بین مردم ایجاد شد؛ در آن زمان مردم یا مشرک بودند و یا ملحد؛ ولی طولی نکشید که این خبر شرق و غرب عالم را فرا گرفت.
استاد برجسته حوزه بیان کرد: در این بین رومیها و یونانیها زودتر از دیگران بیدار شدند؛ نتیجه این بیداری که مسبب آن حضرت ابراهیم(ع) و معجزه الهی بود، موحد شدن بزرگانی چون سقراط بود که در نهایت شهید راه توحید شد؛ پس از او افلاطون و ارسطوها نیز این راه را ادامه دادند و بر جهل شرک و کفر غلبه کردند.
ریشه پیدایش کمونیسم
مؤلف تفسیر تسنیم اظهار کرد: ابوریحان بیرونی در این رابطه عنوان کرده است که اینها شاگرد غیر مستقیم خلیل حق بودند و بعد نیز سعدی بیان کرد که خلیل من همه بتهای آذرین بشکست...؛ در قرن اخیر هم که کمونیسم ایجاد شد نه بر اساس خلأ فلسفه توحیدی بلکه به دلیل ظلم اقتصادی و فقر شدید و بیعدالتی اقتصادی بوجود آمد.
اقتصاد مقاومتی با اقتصاد کرامتی ممزوج شود
وی گفت: اگر اقتصاد مقاومتی با اقتصاد کرامتی در هم پیچیده و ممزوج شود و کاری کنند که مردم مزدور نباشند و کریمانه زندگی کنند میتوانیم به این زندگی و جامعه دینی برسیم؛ وامهای شرطی و ربوی ما را از عدالت و برکت دور خواهد کرد و نمیگذارد که مردم کمر راست کنند.
این مرجع تقلید بیان کرد: اگر وامها، قرضالحسنه و در جهت رونق کار مردم باشد مشکلات حل میشود؛ الگوی اقتصاد مقاومتی و کرامتی ایران اسلامی را در جهان به یک الگوی توحیدی و موفق مبدل خواهد کرد.
وی یادآور شد: اینکه خداوند حضرت ابراهیم(ع) را به تنهایی یک ملت معرفی میکند از این جهت است که ایشان تحولی عمیق در جهان ایجاد کرد و پس از این کار بزرگ بود که الحاد و شرک از رونق گذشته افتاد و دیگر خریداری نداشت و مردم به سمت خداپرستی سوق داده شدند و پیامبران بعد از حضرت زیرا در همین مسیر حرکت کردند و این زمینه ایجاد شد غیر از برخی گروهها مثل اعراب جاهلی که همین امروز نیز برخی از آنها در همان خوی جاهلی خود سیر میکنند.
جوادی آملی در بخش دیگری از سخنانش گفت: جن از موجودات ابن السبیل است که به دلیل اینکه پیامبری از خود ندارد از میانه راه آمده است و به سیر ملکوتی انسان نمیرسد.
جن سنی نداریم
وی اظهار کرد: مرحوم استاد علامه طباطبایی به ما میفرمودند که از بزرگان و عرفا به ظاهر مرحوم قاضی شنیدم که میفرمودند جنها به ایشان میگفتند که در بین ما سنی وجود ندارد و شاهدانی که از آن زمان تا قبل از این مدت زنده بودهاند غدیر را دیده بودند و به همین دلیل در بین آنها سنی وجود ندارد.