
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهش حکمت و فلسفه ایران امروز، 28 اردیبهشت در همایش «فرهنگ، عزم ملی و مدیریت جهادی» در شیراز به ارائه مباحثی پیرامون جریانشناسی فرهنگی پرداخت و گفت: نظام فرهنگی یکی از جدیترین و مهمترین نظامات اجتماعی است و در کنار نظام اقتصادی، امنیتی، سیاسی و سایر نظامهای اجتماعی نظام فرهنگی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وی با بیان اینکه فرهنگ مجموعه باورها، اندیشهها، دانشها، ارزشها، قوانین و آداب و رسوم است، افزود: فرهنگ طیف وسیعی است که ساحت بینشی و منشی و حتی کنشی را شامل میشود یعنی فکر و فلسفه جزو فرهنگ است تا آداب و رسوم و رفتارهایی که مردم در جامعه از خود ظاهر میکنند، همه اینها جزو فرهنگ است به تعبیری دیگر اگر ابعاد سختافزاری جامعه را جزو تمدن درنظر بگیریم، بقیه مقولهها جزو فرهنگ است البته فرهنگ میتواند معنای عام هم پیدا کند که علاوه بر بعد نرمافزاری، بعد سختافزاری نیزشامل میشود.
حجتالاسلام خسروپناه، فرهنگ را مانند روحی در کالبد فرد و جامعه دانست و گفت: تاریخ فرهنگ و تمدن نشان داده است که شکوفایی و انحطاط یک جامعه و ملت به فرهنگ او بستگی دارد یعنی اگر فرهنگ یک جامعه استقلال، دانشافزایی، ابتکار و قانونگرایی باشد جامعهای است که رشد میکند و گرفتار انحطاط نمیشود.
وی با بیان اینکه منظور از فرهنگ تنها فرهنگ عمومی جامعه نیست بلکه جنبه عمومی نیز دارد، افزود: هم در حوزه سیاسیون نیاز به یک فرهنگ استقلال و پیشرفت داریم و هم در حوزه اقتصاد و عالمان؛ لذا باید تمام این عرصهها را در آن لحاظ کرد.
حجتالاسلام خسروپناه عنوان کرد: فرهنگ هر جامعه مثل هر پدیده دیگر سلامتی، بیماری، خواب و بیداری دارد و یا میتواند فرهنگ غیرتمندی یا بیغیرتی باشد که اینها اقسام فرهنگ است.
فرهنگ اسلام ناب محمدی یک فرهنگ اصیل است
وی با تأکید بر اینکه فرهنگ اسلام ناب محمدی یک فرهنگ اصیل است، گفت: در مقابل این فرهنگ، فرهنگهایی است که به عنوان جریانهای ضد فرهنگ میتوان از آنها یاد کرد و هر کدام به نحوی به این فرهنگ ناب میخواهند آسیب بزنند.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران با اشاره به ویژگیهای فرهنگ ناب اسلامی، عقلانیت و وحیانیت را از ویژگیهای آن برشمرد و گفت: این دو با هم در این فرهنگ اسلام ناب حضور دارند؛ لذا اگر کسی دنبال جریانی باشد که از عقلانیت دفاع کند اما وحیانیت را به حاشیه براند این فرهنگ اصیل نیست یا از وحیانیت دم بزند اما عقلانیت را کنار بگذارد این هم فرهنگ ناب نیست؛ فرهنگ اسلام ناب عقلانیت را به کار میگیرد چون نمیخواهد تحجر داشته باشد زیرا خطرناک است و وحیانیت را به کار میگیرد که دچار غربزدگی نشود؛ لذا عقلانیت و وحیانیت مانند دو بال برای رشد و بالندگی فرهنگ اسلامی است.
وی با بیان اینکه فرهنگ اسلام هم به فرد توجه دارد و هم به جامعه، گفت: این فرهنگ، فرهنگی نیست که فقط به ساحت فردی توجه کند و به ساحت اجتماعی آن توجه ندارد؛ فرهنگ مثل روحی است که سیاست، اقتصاد معیشت و حیات اجتماعی را کاملاً را دربر میگیرد لذا اگر کسی از فرهنگ اسلامی سخن گوید و فقط ساحت فردی و بعد معنوی انسان را لحاظ کند فرهنگ اصیل نیست زیرا هر دو، فرد و جامعه در تفکر اسلامی دارای اصالت است.
حجتالاسلام خسروپناه با تأکید بر اینکه مسائل فرهنگی را نباید سیاسی کرد، گفت: باید کار فرهنگی انجام داد و راهش این است که همانطور که در عرصه سیاست مردمسالاری دینی نقش دارد، در عرصه فرهنگ نیز باید توده مردم حضور پیدا کنند یعنی نهادهای فرهنگی باید سیاستگذاری و تدبیر کنند و مردم را وارد عرصه فرهنگ کنند و این وحدت و انسجام یکی از عناصر مهم فرهنگ ناب اسلامی است.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران با بیان اینکه یکی از جریانهای فرهنگی در دوران معاصر در کشورهای ما شکل گرفته است، فرهنگ ناسیونالیستی ایرانیگرایی منهای دین و اسلام است، گفت: شهید مطهری نیز به همین دلیل کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» را نوشت که این دو با هم تعارض ندارد اما عدهای شعارهایی را مطرح میکنند که ایران در مقابل اسلام قرار دارد.
وی تأکید کرد: کوروش خود انسان موحدی بود و کسانی که دم از این نوع فرهنگ میزنند خودشان دچار پارادو کس هستند زیرا کسی که موحد است، قطعاً دارای ارزشهای اخلاقی و انسانی و توحیدی است.
ارج نهادن ارزشهای اخلاقی، انسانی و توحیدی ایران قبل از اسلام
حجتالاسلام خسروپناه اضافه کرد: ما قطعاً ارزشهای اخلاقی، انسانی و توحیدی که ایرانیان قبل از اسلام داشتند ارج مینهیم اما تمدن ایران قبل از اسلام مثل هر تمدن دیگر دارای آسیبهایی بود و اصلاً علت اینکه ایرانیان اسلام را پذیرفتند به دلیل همان آسیبها بود بنابراین باید مراقب باشیم یک وقت به گونهای اسلام را مطرح نکنیم که ارزشهای اخلاقی و توحیدی قبل از اسلام نفی شود و یا ایرانی معرفی شود که اسلام به حاشیه رانده شود؛ اسلام آمد به ایران عزت و حیات داد و جان تازهای بخشید.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران عنوان کرد: جریان دوم فرهنگی، جریان غربزدگی است که از دوران قاجار شروع شد؛ عدهای که با مدرنیته و غربیها آشنا شدند و یک استنتاج غلط گرفتند و آن این بود که حالا که غربیها در علم و صنعت رشد کردهاند در فرهنگ نیز رشد کردهاند پس همانگونه که در علم از آنها بهره میبریم در فرهنگ و آداب و کنشهای اجتماعی نیز از غرب بهره ببریم و ترویج تسامل و تساهل را مطرح کردند و دین اسلام را کنار گذاشتند.
وی با تأکید بر اینکه فرهنگ هیچگاه یک شبه تغییر پیدا نمیکند، گفت: فرهنگ یک پروژه نیست یک پروسه است حتی کسانی که نگاه پروژهای به فرهنگ دارند پروسهای و فرآیندی عمل میکنند.
حجتالاسلام خسروپناه جریان سوم فرهنگی را فرهنگ قومیتگرایی برشمرد و گفت: عدهای تلاش میکنند که اقوام مختلف مسلمانان را از یک امت واحده جدا کنند در حالی که همیشه اقوام ایرانی ید واحدهای داشتهاند و با هم بودهاند و در انقلاب اسلامی ایران تمام اقوام نقش داشتند اما اکنون برخی به بهانههای مختلف میخواهند در میان قومیتهای مختلف تفرقه ایجاد کنند.
وی با بیان اینکه جریان دیگر فرهنگی، معنویتگرایی غیردینی است که از غرب شروع شد، گفت: زمانی که غرب رشد علمی و صنعتی پیدا کرد تا امروز که به انقلاب سایبری و نرم افزاری رسیدند مشاهده کردند که علم و صنعت و تمدن مدرنی که قرار بود بهشت بر این زمین درست کند جهنم درست کرده است و جنگ جهانی اول دوم به وجود آورد؛ لذا فکری کردند که کنار این مدرنیته معنویت بیاید ولی باز هم راه را به بیراهه رفتند و به سراغ معنویت سکولار رفتند.
رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ایران اظهار کرد: آخرین جریان، جریان تکفیری است که یکی از خطرناکترین جریانهای انحرافی است که عقل را کنار میگذارد و یک تصویر ظاهرگرایی متجدد را ارائه میدهد و افراد بیسواد جذب آنان میشود و شاهد چه جنایتهایی در کشورهای مختلف مثل سوریه از این جریان فرهنگی هستیم.
حجتالاسلام خسروپناه در بخش پایانی سخنانی بر ضرورت تقریب مذاهب اسلامی تأکید کرد و گفت: باید استانهای مرزی به لحاظ اقتصادی توسعه پیدا کنند زیرا اگر فقر اقتصادی داشته باشند فقر فرهنگی هم خواهند داشت و باید تدبیر کرد.
وی گفت: به غیر از اینکه کل کشور نیاز به مهندسی فرهنگی دارد که شورای عالی فرهنگی نیز چند سالی است این کار را انجام میدهد، باید هر استانی یک مهندسی فرهنگی داشته باشد و جریانهای خرد و ریز هر استانی شناسایی شود زیرا نوع تعامل آنها با یکدیگر فرق دارد و نقشه راه میخواهد و باید مسئولان فرهنگی با استفاده از دانشمندان استانی نقشه راهی را ترسیم کنند.