
در روز یازدهم شعبان سال سیوسوم هجرت، در شهر مدینه و در بیت امامت دیده به جهان گشود. این کودک تحت عنایت ویژه پدر و در سایه توجهات عمویش امام حسن(ع) و در دامان مادرش لیلی پرورش یافت.
با ولادت وی رایحه عطرآگین رسولالله(ص) در فضای خانه امام حسین(ع) بیش از پیش استشمام میشد. هرکس بر او مینگریست، انگشت حیرت به دندان میگرفت؛ چراکه گویی فروغ پیامبر(ص) را نظاره میکرد.
حضرت علیاکبر(ع) در خاندانی نشو و نما یافت که حافظِ سرِّ خداوند، جانشینان به حقّ آخرین پیامبر(ص) و ذریّه او هستند. پدرش سبط رسول خدا(ص)، خامس آل عبا(ع)، از مخاطبان آیه تطهیر و سید جوانان اهلبهشت است.
مادرحضرت علیاکبر(ع)، لیلا دختر ابو مرّةبنعروة بنمسعود ثقفی است. بهرهاش از ایمان و پاکی موجب شد تا با زنان اهلبیت عصمت و طهارت(ع) همنشین شود و بر سر سفره انسانهای پاک و وارسته حضور یابد. اجداد این بانو، از یاران رسولالله(ص) و اهلبیت(ع) بودهاند.
امام حسین(ع) او را علی نامید تا نام پدر را در جامعه اسلامی بر خلاف تبلیغات مسموم و شایعات امویان، احیا کند. از سنتهای ائمه این بود که برای فرزندان خود کنیه تعیین میکردند؛ چنانکه امام باقر(ع) فرمودهاند «ما برای فرزندانمان در دوران کودکی، کنیه مشخص میکنیم؛ زیرا بیم آن داریم که در سنین بالاتر به لقبهای ناگوار مبتلا شوند». حضرت امام حسین(ع) در جهت اجرای این سنت پسندیده، ابوالحسن را که کنیه پدرشان است برای فرزندش برگزید.
حضرت علیاکبر(ع)، جوانی حقمدار بود که هیچگاه گِرد باطل نگشت و در مقام اهتمام به حقگرایی، تا آنجا پیش رفت که تنها «حقمداری» و «حقگرایی» را عامل رهایی از ترس از مرگ میدانست.
«شجاعت» یکی از مؤلفههای اصلی شخصیت هر جوانی است که اوج این فضیلت را در شخصیت والای علیاکبر (ع) میبینیم؛ آن حضرت، نمونه آشکار جوانی شجاع بوده است. پرورش در خاندانی که همه در شجاعت، شهره بودند، از او جوانی بیباک و شجاع در برابر دشمن ساخته بود.
راه حسینی بودن و علیاکبر گونه بودن، به روی همه پدران و پسران باز است
علیاکبر(ع)، «ناز» جوانی را با «نیاز» به پروردگار همراه کرد و به اینگونه صورت زیبا را با سیرت دلربا در آمیخت. ایشان خداوندگار ادب بود و شور و طراوت جوانی، هرگز وی را از دایره ادب، بهویژه در برابر پدر، خارج نکرد.
این آموزگار جوان، رمز مانایی و جاودانگی را به جوانان آموخت: حق محوری، ادب و فروتنی. ادبش در برابر پدر، تنها به دلیل روابط عاطفی نبود؛ بلکه پدر را امام و مقتدای خویش میدانست. پدر نیز فقط بدان سبب که علی فرزند او بود، بدو عشق نمیورزید؛ بلکه او را جوانی نجیب، پاکدامن و پرهیزکار میدید و ازاینرو، او را گرامی میداشت.
حضرت علی اکبر(ع) به عبادت و راز و نیاز با خداوند عشق میورزید؛ در راه فراهم آوردن نیازهای بندگان خدا کوشا بود؛ ایمان راسخ، شجاعت و شهامت به او بخشیده بود و در طریق دانش و معرفت به کمالاتی نایل و چشمه های حکمت در روح و روانش جاری گشته بود.
حضرت علی اکبر(ع) از دو وجه، حیات معنوی و طیّبه دارد؛ یکی آنکه اهل معرفت، خِرَد و حکمت است. دیگر اینکه در راه احیای دین، حمایت از حریم ولایت و در ستیز با شقاوت به شهادت رسیده از این جهت تا ابد زنده است.
گرچه هیچ پدری نمیتواند حضرت حسین (ع) باشد، و هیچ جوانی حضرت علیاکبر(ع)؛ راه حسینی بودن و علیاکبر گونه بودن، به روی همه پدران و پسران باز است.
علی پاداشی