کد خبر: 1427602
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۰
شرح دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان؛

روی آوردن به احسان باعث از بین رفتن گناهان می‎شود/ مقام محسنین والاتر از مؤمنین است

گروه اجتماعی: مدرس سطح عالی حوزه در شرح دعای روز یازدهم ماه رمضان، گفت: هرگاه احسان نزد انسان محبوب شد، گناه و فسق منفور می‌شود و باعث می‌شود انسان به نیکی روی آورد و از گناه دوری کند؛ در نتیجه از عذاب و خشم خدا در امان خواهد بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی عباسی، مدرس سطح عالی حوزه علمیه در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا) از قم، در شرح دعای روز یازدهم ماه رمضان گفت: در دعای روز یازدهم این ماه مبارک می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ بِعَوْنِکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ؛ خدایا در این ماه نیکى را پسندیده من گردان و نادرستیها و نافرمانی‌ها را مورد کراهت من قرار ده و خشم و آتش برافروخته را بر من حرام گردان به یارى‌ات اى فریادرس دادخواهان».

وی در توضیح فراز «اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ» افزود: در روز یازدهم از ماه مبارک رمضان، از خداوند می‌خواهیم احسان را نزد ما دوست‌داشتنی و پسندیده قرار دهد، فرق است بین کسی که احسان می‌کند و کسی که احسان را دوست دارد؛ یک وقت هست انسان خوب است، یک وقت هست خوبی را دوست دارد و بین این‌ها تفاوت است.

احسان بالاتر از ایمان است

عباسی خراسانی گفت: در این فراز صحبت از احسان است و احسان بالاتر از ایمان است؛ احسان از ریشه «حسن» و به معنای زیبایی و نیکی است و در قرآن در سه معنا به کار رفته‌ است؛ نخست انجام کار نیک؛ «قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ؛ بگو ای بندگان مومن از پروردگارتان پروا کنید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کنند [و اعمال صالح انجام دهند] پاداش نیکو است»، (زمر/ 10).

وی افزود: دومین معنا نیکی به دیگران است که در قرآن می‎خوانیم: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا؛ یاد کنید که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید و با مردم به زبان خوش سخن بگویید»، (بقره/ 83).

این مدرس حوزه تصریح کرد: انجام شایسته، نیکو و کامل یک عمل معنای سوم احسان در قرآن است که در این رابطه در قرآن آمده است: «الطَّلاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ ...؛ طلاق دو بار است پس از آن یا باید او را به طور شایسته[همسر خود] نگاه داشت، یا به نیکی رها کرد...»، (بقره/ 229)؛ منظور از «تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ» رها کردن به‌طور شایسته و نیکو و بدون آزار و اذیت است؛ به عبارتی جدایی هم باید با احسان و به دور از هرگونه خشم، کینه و انتقام‌جویی باشد.

وی افزود: این معنا از احسان در کلام حضرت علی(ع) نیز آمده‌ است: قیمة کلّ امریء ما یُحسنُه؛ ارزش هر انسانی به اندازه امور و کارهایی است که آنها را به نحو نیکویی انجام می‌دهد، (نهج‌البلاغه، حکمت 81)؛ اولین کسانی که خداوند در قرآن فرموده آنان را دوست دارد و به آنان عشق می‌ورزد، مؤمنین نیستند، بلکه محسنین هستند؛ «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ به درستی که خداوند احسان‌کنندگان را دوست دارد.»، (بقره/ 195).

عباسی خراسانی یادآور شد: این خود دلیل روشنی است بر این‌که مقام محسنین والاتر از مؤمنین و متقین است؛ انسان روزه‌دار در این روز برای این‌که محبوب پروردگار شود، از خدای خود می‌خواهد که احسان و نیکوکاری را محبوب او گرداند.

وی گفت: در فراز «وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ» از خداوند طلب می‌کنیم که فسق و عصیان را برایمان زشت جلوه دهد تا به آن کراهت داشته‌ باشیم؛ یک وقت انسان گناهی انجام نمی‌دهد و یک وقت هست اصلاً بدش می‌آید و از معصیت و گناه منزجر است؛ متأسفانه قبح و زشتی برخی از گناهان در جامعه از بین رفته‌ است؛ از بین رفتن زشتی و قبح برخی گناهان، سبب نزول عذاب است.

نویسنده الهی‌نامه عنوان کرد: خداوند در آیه 7 سوره مبارکه حجرات می‌فرماید: «وَ اعْلَمُواْ أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکمُ ْ فىِ کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْایمَانَ وَ زَیَّنَهُ فىِ قُلُوبِکمُ ْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ أُوْلَئکَ هُمُ الرَّاشِدُون؛ و بدانید که رسول خدا در میان شماست اگر در بسیارى از کارها از [رأى و میل ] شما پیروى مى‌کرد، دچار هلاک و زحمت مى‌شدید، لیکن خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل‌هاى شما آراست و انکار و نافرمانى و عصیان را منفور شما گردانید، آنها واقعا رشد یافتگانند».

وی گفت: از آیه فوق می‌توان دریافت که اگر خداوند ایمان را در دل انسان بیاراید و آن را محبوب قلوب کند، دل‌ها به‌سوی ایمان جذب می‌شود و نیز اگر عصیان و فسق در نظرش زشت و کریه جلوه‌گر ‌شود، از آن دوری می‌کند و این همان هدایت الهی است.

فرق فسق و عصیان

عباسی خراسانی یادآور شد: هر گونه نافرمانی و سرپیچی از اوامر الهی را عصیان گویند و اصرار و مداومت بر عصیان فسق است؛ برخی فسق را گناه کبیره می‌دانند.

وی با اشاره به فراز «وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ» بیان کرد: از خداوند می‌خواهیم که خشم و آتش عذاب خویش را بر ما حرام کند؛ هرگاه احسان نزد انسان محبوب شد، گناه و فسق منفور می‌شود و باعث می‌شود انسان به نیکی روی آورد و از گناه دوری کند؛ در نتیجه از عذاب و خشم خدا در امان خواهد بود.

عباسی خراسانی افزود: همان‌گونه رحمت الهی مؤمنان را دربرمی‌گیرد، غضب خدا نیز دامن عاصیان و فاسقان را خواهد گرفت؛ «اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ بدانید که خدا سخت‏کیفر است، و [بدانید] که خدا آمرزنده مهربان است»، (مائده/ 98).

وی در توضیح فراز پایانی دعای این روز، «بِعَوْنِکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ» اظهار کرد: خداوندا! در این روز سه خواسته از تو داریم، دوستی احسان، زشتی گناه در نظرما و حرام شدن غضب و عذابت بر ما. این خواسته‌ها را به یاری خودت از تو می‌طلبم؛ زیرا اگر تو یاورمان نباشی هرگز نمی‌توانیم به چنین خواسته‌هایی دست یابیم؛ ای کسی که فریادرس دادخواهانی.

شرح دعای روز دوازدهم ماه رمضان

حجت‌الاسلام عباسی خراسانی گفت: در دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان می‎خوانیم که اللَّهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کُلِّ مَا أَخَافُ  بِعِصْمَتِکَ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِینَ؛ یعنی خدایا مرا در این ماه به پوشش و پاکدامنى بیاراى،و به لباس قناعت و اکتفا به اندازه حاجت بپوشان‏ و بر عدالت و انصاف وادارم نما و مرا در این ماه از هرچه مى‌‏ترسم ایمنى ده،به نگهدارى‏ات اى نگهدارنده‏ هراسندگان.
اللَّهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ
وی افزود: در روز دوازدهم از ماه مبارک رمضان، از خداوند می‌خواهیم به دو چیز ما را بیاراید و زینت دهد: ستر و عفاف؛ یعنی عیب‌پوشی و پاکدامنی. ستر و عفاف دو زینت بزرگ هستند؛ زیرا اگر این دو صفت نباشند، عیب‌ها و اسرار برملا می‌شود و باطن‌ها آشکار می‌گردد.
این استاد حوزه تصریح کرد: ستر به معنای پوشش است و منظور این است که شخص گناهان یا عیوب دیگران را می‌پوشاند، بعضی عیوب و اسرار دیگران را برملا می‌کنند، خداوند ستار است و انسان هم باید ستار باشد و نباید هرچیزی را برملا کند؛ خداوند «ستار العیوب» است و تا زمانی که بنده پرده‌دری نکند و عفت و پاکدامنی بورزد، حضرت حق عیوب و خطاهایش را می‌پوشاند و آبروی مؤمن را نمی‌برد.
وی گفت: روایت شده‌است که خداوند برای هر بنده از بندگانش چهل پرده قرار داده است؛ هرگاه شخص گناه کبیره مرتکب شود، یک پرده پاره می‌شود و اگر توبه کرد باز به حالت اول برمی‌گردد؛ اگر گناه کبیره‌ای بعد از گناه اول مرتکب شد، یک پردة دیگر پاره می‌شود؛ وقتی بنده بر گناه ، اصرار ورزید و سبب پاره شدن این پرده‌ها شد، فرشتگان خطاب به خداوند می‌گویند: خداوندا! بندة تو تمام پرده‌های خود را پاره کرد؛ خطاب می‌رسد او را با بال‌های خود بپوشانید؛ اما وقتی در معصیت طغیان کرد، خطاب می‌سد که بال‌های خود را از او بردارید و در این هنگام است که انسان رسوا می‌شود و باطنش برای دیگران نیز آشکار می‌گردد. (کافی، ج3، ص381).
عباسی خراسانی تصریح کرد: بنابراین خداوند تا زمانی آبروی بنده‌اش را حفظ می‌کند و خطاهایش را می‌پوشاند که بنده عفت و پاکدامنی بورزد و اصرار بر گناه نداشته‌باشد؛ کسانی که اهل پاکدامنی‌اند، اول اهل پوشش و ستر هستند و خطاها و عیوب دیگران را برملا نمی‌کنند؛ پاکدامنی بدون پوشش و پوشش بدون پاکدامنی نمی‌شود.
وی گفت: امام علی -علیه السلام- می‌فرمایند: عَلَیْکَ بِالْعَفَافِ فَانَّهُ افْضَلُ شِیَمِ الْاشْرَافِ (شرح غررالحکم، ج 4، ص 293.)؛ بر تو باد بر عفاف که عفاف بهترین اخلاق انسان‌های بزرگ است و نیز می‌فرمایند: عَلَیْکَ بِالْعِفَّةِ فَإِنَّهَا نِعْمَ الْقَرِین (  تصنیف غرر الحکم و درر الکلم 256    العفة .....  ص : 255)؛ بر تو باد به عفت که به درستی برترین دوست است؛ از امام باقر -علیه السلام- روایت شده‌است که می‌فرمایند: بالاترین جهاد در راه خدا و رسیدن به مقامی برتر از شهدا، عفت شکم و شهوت است (الکافی     2     79    باب العفة .....  ص : 79).
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: بنابر آن‌چه در روایات آمده‌است، می‌توان گفت عفت به معنای پاک‌دامنی و خودداری نفس از گناه و پرهیز از افراط در شهوات می‌باشد که سبب آن حیا است (قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ(ع):سبب العفة الحیاء [غررالحکم، ص257].) عفت در خانم‌ها و زنان به خاطر لطافت و ظرافت خاص آن‌ها و مسئولیت حساسی که در خانواده و جامعه دارند، اهمیت بیش‌تری دارد؛ به همین دلیل از نظر اسلام، زنان هرچه‌قدر رفتار عفیفانه‌تری داشته‌باشند، ارزش بیش‌تر و زندگی موفق‌تری خواهند داشت.

وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ
وی عنوان کرد: در فراز دوم از خداوند می‌خواهیم ما را با دو چیز بپوشاند؛ لباس قناعت و کفاف؛ قناعت از مادة قنع، به معنای اکتفا کردن است به اندک از آن‌چه مورد نیاز انسان است؛ به عبارتی دیگر انسان قانع به آن‌چه خداوند روزی او کرده‌است راضی است اگرچه اندک باشد و چشم به اندوختة دیگران ندارد و بیش از حد نیاز طلب نمی‌کند.
آثار قناعت
وی ادامه داد: قناعت آثار مادی و معنوی بسیاری دارد؛ یکی از آثار قناعت عزت و سربلندی در جامعه است؛ انسان قانع عزت نفس دارد و هیچ گاه خود را در برابر دیگران با خواهش‌های خود خوار و ذلیل نمی‌کند؛ ولی کسی که به دست دیگران چشم دوخته، خود را ذلیل و اسیر مردم ساخته و دیگران با دیدة‌ حقارت به او می نگرند؛ امام على علیه السلام می‌فرمایند : بالقَناعَةِ یکونُ العِزُّ ؛ با قناعت است ، که عزّت به دست مى‌‏آید.
این کارشناس حوزوی عنوان کرد: بیش‌تر انسان‌ها راحتی و آسایش را در زیادی مال می‌جویند در حالی‌که خود ثروت باعث نگرانی و تشویش خاطر می‌گردد. آسایش و راحتی حقیقی در فزونی مال نیست، بلکه در بی‌توجهی به مال است؛ امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: « و لا کَنزَ أغنَی مِنَ القَناعَهِ، و لا مالَ أذهَبُ لِلفَاقَهِ مِنَ الرِّضی بِالقُوتِ. وَ مَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرَّاحَهَ، و تَبَوَّأ خفض الدَّعَهِ و الرَّغبَهُ مِفتاحُ النَّصَبِ، و مَطِیَّهُ التَّعَبِ ؛هیچ گنجی بی نیاز کننده‎تر از قناعت و هیچ مالی در فقرزدایی، از بین برنده‎تر از رضایت دادن به روزی نیست و کسی که به اندازه کفایت از دنیا بهره مند باشد به آسایش دست یابد، و آسوده خاطر گردد، در حالی که دنیاپرستی کلید دشواری، و مرکب رنج و گرفتاری است. (نهج البلاغه، حکمت 371).
وی گفت: انسان بی‌نیازی را دوست دارد و از فقر بی‌زار است؛ به همین دلیل به دنبال جمع مال می‌رود تا حوائجش را رفع کند و دست نیاز به سوی کسی دراز نکند؛ اما در واقع هرچه انسان بهرة بیش‌تری از این امور داشته‌باشد، دایرة حوائجش گسترده‌تر می‌شود و همواره خود را نیازمند می‌بیند. تنها چیزی که انسان را بی‌نیاز می‌گرداند، قناعت است، چنانچه امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند : «القناعَهُ مالٌ لا یَنفَدُ؛3 قناعت ، ثروتی است پایان ناپذیر.(نهج البلاغه، حکمت 57)
استاد حوزه بیان کرد: کفاف صفت دیگری است که در این فراز از دعا از خداوند طلب می‌کنیم؛ کفاف در حد نیاز است و بیش‌تر از آن موجب حرص و طمع می‌شود؛ قناعت از سوی انسان صورت می‌گیرد؛ اما کفاف از طرف خداوند است؛ باری تعالی به اندازة نیاز به همة انسان‌ها روزی عطا نموده‌است تا بوسیلة آن بتوانند با عزت و سربلندی زندگی کنند؛.
وی ادامه داد: در روایت است که روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به شترچرانی گذر کرد؛ کسی را فرستاد تا از او شیر بخواهد. شتربان گفت: «آن چه در پستان شتران است، صبحانه ی قبیله است آن چه در ظرف هاست شام ایشان» رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «خدا مال و فرزندانش را زیاد کن!» سپس گذشتند و به گوسفندچرانی رسیدند و کسی را فرستادند تا از او شیر بگیرد؛ چوپان گوسفندها را دوشید و هرچه در ظرف داشت، در ظرف پیامبر ریخت و گوسفندی هم برای حضرت فرستاد و عرض کرد: «همین اندازه نزدما بود، اگر بیشتر هم بخواهید، به شما می دهم» حضرت دعا کرد: «خدایا او را به قدر کفاف روزی عنایت کن!» یکی از اصحاب عرض کرد: «یا رسول اللّه! برای کسی که جواب رد داد، دعایی فرمودی که همه آن را دوست داریم و برای کسی که حاجتت را روا کرد، دعایی فرمودی که همه ناخوش داریم.» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در پاسخ فرمود: آنچه کم باشد و کفایت کند، بهتر است از اندوخته ی فراوانی که دل را مشغول دارد.
وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ
این استاد حوزه خاطرنشان کرد: در این فراز از دعا از خدا می‌خواهیم ما را با به عدل و انصاف وا دارد؛ عدل در لغت به معنای قرار دادن هرچیزی در جای خودش است؛ بنابراین هرگونه تجاوز از حد خود به حقوق دیگران بر خلاف عدل است؛ خداوند در قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِیتَاى ذِى الْقُرْبىَ‏ وَ یَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ  یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون(نحل، 90)؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مى‏دهد و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شاید متذکّر شوید.
وی گفت: رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله : مَن عامَلَ النّاسَ فلَم یَظلِمْهُم ، وَحَدَّثَهُم فلَم یَکذِبْهُم ، ووَعَدَهُم فلَم یُخلِفْهُم ، فَهُو مِمَّن کَمُلَت مُروءَتُهُ ، وظَهَرَت عَدالَتُهُ ، ووَجَبَت اُخُوَّتُهُ ، وحَرُمَت غِیبَتُهُ ؛ پیامبر خدا صلى الله علیه وآله : هرکه در رفتار خود با مردم به ایشان ستم نکند و هرگاه با آنان سخن بگوید ، دروغ نگوید و چون وعده‏شان دهد ، خلف وعده نکند ، انسانیتش کامل و عدالتش آشکار و دوستیش لازم و غیبتش حرام است .(میزان الحکمة)
عباسی خراسانی یادآورشد: انصاف آن است منافع دیگران را بر منافع خود ترجیح دهیم و آن‌ها را بر خود مقدم بداریم؛ چنان‌چه از امام صادق -علیه السلام- روایت شده‌است که: کمترین حقی که برادر مؤمن بر ما دارد آن است که آن‌چه برای خود می‌پسندیم برای او هم بخواهیم.(بحار الأنوار، ج1، ص235). انصاف بالاتر از عدل است؛ چنان‌چه امام علی -علیه السلام- می‌فرمایند: أعدَلُ النّاسِ مَن أنصَفَ عَن قُوَّةٍ ؛ امام على علیه السلام : عادلترین مردم ، کسى است که با داشتن قدرت ، انصاف ورزد .
وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کُلِّ مَا أَخَافُ
وی گفت: خداوندا! در این ماه مرا از هرچه باعث ترسم می‌شود، در امان بدار؛ انسان در طول زندگی همیشه با اتفاقات و وقایعی روبرو است که موجب ترس و نگران انسان می‌شود؛ بشر همواره از ابتدای تاریخ تا به امروز به دنبال راهی برای رسیدن به آرامش و رهایی از ترس‌ها و اضطراب‌ها است. علت روی آوردن جوانان اعتیاد، عرفان‌های نوظهور و... همه برای رهایی از نگرانی‌ها و رسیدن به آرامش است؛غافل از آن‌که آرامش واقعی در این‌ها نیست.
استاد حوزه تصریح کرد: هدف ارسال رسل و انزال کتب این بوده‌است که خداوند راه حقیقی رسیدن به آرامش را به بشر نشان دهد. تنها راه امن و آرامش بخش ایمان به خدا است. و تنها یاد خدا است که قلب‌ انسان را آرام و مطمئم می‌کند؛ اَلا بِذِکْرِ اللّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب (رعد، 28). امام على علیه السلام می‌فرماید: ذِکرُ اللَّهِ جَلاءُ الصُّدورِ وطُمأنِینَةُ القُلوبِ؛ یاد خدا سینه‌‏ها را صیقل مى‌‏دهد و دلها را آرامش مى‌‏بخشد .
بِعِصْمَتِکَ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِینَ
وی در پایان خاطرنشان کرد: به عصمت خودت ای نگهدارندة هراسان! متعلق همة این خواسته‌ها عصمت است و این‌ها باعث عصمت و حفظ انسان می‌شود.

علی
|
-
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۸
0
0
بسیار خوب
captcha