
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، سخنرانی سیدمجتبی حسینی یمین، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان پنجشنبه، 15 آبان در نشستی با عنوان «ولایتپذیری حضرت عباس(ع)» اظهار کرد: آیا حضرت عباس(ع) معصوم بود؟ معصوم کسی است که در هر مقطع زمانی کوتاه حتی هزارم ثانیه بهترین کار ممکن را انجام میدهد، کاری که بهتر از آن متصور نیست. در پاسخ سوال فوق هم باید گفت که حضرت عباس(ع) معصوم بود، زیرا امام زمانش خطاب به او میفرماید:«جانم به فدایت»، امام معصوم غلو نمیکند و فدای شخص گنهکار هم نمیشود.
وی افزود: حضرت عباس(ع)، فرزند امام علی(ع) از فاطمه امالبنین(س) بود که در سال 61 هجری 34 سال سن داشت و صاحب 5 فرزند، یک دختر و 4 پسر به نامهای فضل، فاضل، عبدالله و عبیدالله بود که هیچ یک از آنان در کربلا حاضر نبودند، تنها 2 تن از امامزادگان زیارتنامه نقل شده توسط اهل بیت(ع) دارند که حضرت عباس(ع) و حضرت معصومه(س) هستند.
حسینی یمین بیان کرد: امام صادق(ع) روزی عبیدالله، پسر حضرت عباس(ع)، را دیدند و به او فرمودند: خدا رحمت کند عمویم عباس(ع) را که بسیار با بصیرت بود. سپس فرمودند: هرگاه به زیارت حضرت عباس(ع)، رفتید این گونه او را زیارت کنید:«السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و ... یعنی یکی از مهمترین ویژگیهای حضرت عباس(ع)، مطیع بودن در برابر اهل بیت(ع) و ولایتمداری اوست. اما متأسفانه در روضهها و مداحیها تنها به قد و قامت و زیبایی او اشاره میشود که دون شآن آن بزرگوار است.
وی اضافه کرد: ولایت به معنی سرپرستی و اولی بودن است و مخترع این واژه پیامبر(ص) است که در جریان دعوت مردم مدینه از ایشان برای هجرت به مدینه فرمودند من به مدینه نمیآیم مگر به یک شرط و آن بستن «پیمان ولایت» است، یعنی جان و مال پیامبر بر جان و مال مردم اولویت داشته باشد و مردم با جان و مال خود از ایشان دفاع کنند و مردم مدینه در دو مرحله با پیامبر پیمان ولایت بستند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان عنوان کرد: در پیمان عقبه اول 70 نفر و در عقبه دوم 300 نفر و لذا با وجود این که در مدت 10 سال در مدینه پیامبر(ص) 84 جنگ بزرگ و کوچک با کفار و مشرکان داشتهاند، ولی شخص ایشان یک نفر را هم نکشته اند زیرا تا زمانی که مسلمانان در صحنه حاضر بودند، اجازه نمی دادند پیامبر(ص) شخصاً وارد جنگ شوند و در کربلا هم امام حسین(ع) آخرین شهید است و چون همه اصحاب با ایشان پیمان ولایت بسته بودند، تا زمانی که همه آنان شهید نشده بودند، امام(ع) وارد جنگ نشدند.
وی ادامه داد: امروز هم ما شیعیان باید با امام زمان(عج) پیمان ولایت ببندیم، اگر 313 نفر در کل جهان باشند که واقعاً و از روی اخلاص با امام زمان(عج) پیمان ولایت ببندند ایشان ظهور میکنند، اما متأسفانه هنوز افراد به این آمادگی نرسیدهاند. موارد فراوانی در تاریخ و حتی در زمان امامان قبلی وجود داشته که افراد ادعای یاری و همراهی امامان معصوم و زمینهسازی قیام را داشتهاند، اما هنگام عمل نتوانستهاند از امتحان سربلند بیرون بیایند.
حسینی یمین افزود: ولایتمداری بسیار سخت است، انسان ولایتمدار در مقابل معصوم همانند چوب خشک است که هیچ اختیار و حرکتی از خود ندارد، نمونه کامل و مطلق ولایتمداری، حضرت عباس(ع) است، به همین دلیل امام زمان(عج) میفرمایند:« هرجا روضه عمویم عباس خوانده شود، من سراسیمه در آن جا حاضر میشوم»، یعنی من یارانی مانند عباس(ع) لازم دارم.
استاد گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان خاطرنشان کرد: حضرت عباس(ع)، در طول 34 سال زندگیشان و به ویژه در جریان واقعه کربلا، حتی یک مورد هم نمیتوان یافت که به سخنان و اعمال امام(ع) اعتراض داشته باشد و حتی کاری را به امام پیشنهاد دهد، حتی شب تاسوعا که شمر برای او و برادرانش اماننامه آورد، تا زمانی که امام(ع) به او اجازه ندادند، پاسخ شمر را نداد.
وی گفت: در روز عاشورا هم با مشاهده آن همه مصائب و شهادت عزیزان و تحمل سختیها، یک بار از امام(ع) اذن میدان رفتن نخواست و همواره منتظر دستور امام(ع) بود، فقط عصر عاشورا به امام(ع) عرض کرد: دیگر سینهام تنگی میکند، ولی باز هم اجازه رفتن به جنگ نخواست و هنگامی که امام(ع) از او خواستند که برای کودکان آب بیاورد، با وجود این که میدانست این کار غیرممکن است، باز هم اعتراضی نکرد و به دنبال آب رفت و در این راه به شهادت رسید.
وی افزود: دو دلیل برای عظمت حضرت عباس(ع)، و علاقه اهل بیت(ع) و به ویژه امام زمان(عج) به او وجود دارد اول این که خلقت وی برای امام حسین(ع) بوده، زیرا امام علی(ع) به برادرشان عقیل فرمودند برایم همسری از خانوادهای شجاع و اصیل انتخاب که فرزندانی دلیر از متولد شوند تا یاور حسینم باشند، دلیل دوم هم ولایتمداری حضرت عباس(ع) است که از زمان کودکی هرگاه ظلم و ستمی را میدید و قصد مبارزه مینمود، به او اجازه نمیدادند و میگفتند تو ذخیره حسین(ع) هستی، با این همه حتی در کربلا هم فقط منتظر ماند و هیچگاه پیشنهادی به امام(ع) نداد و اذن میدان نخواست و همواره گوش به فرمان امام(ع) بود.