تمامی پديدههای هستی و نيز نظام عالم خلقت، تحت فرماندهی و امر واحد هماهنگ میگردند، زيرا همه عبد خدا هستند و بر محور امر او فعاليت میكنند.
خداوند تبارك و تعالی، وجود واحد قهار و خالق هستی است و از اين رو، نظام عالم خلقت بر محور توحيد استوار گرديده است و يك فرمان و يك امر در جهان هستی، ساری و جاری میباشد.
در آيه 54 سوره اعراف آمده است "أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ"«آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست، فرخنده خدایى است پروردگار جهانيان.»
يا در آيه 5 سوره سجده میخوانيم: "یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ" «خداوند تمام عالم را تدبير میكند و هستی بر محور امر او در گردش است.»
بنابراين در عالم يك سيستم منظم و منسجم بر تمامی پديدهها جريان دارد، از اين رو مسئله وحدت در نظام اجتماعی، مسئلهای اساسی است، لذا بايد مديريت واحدی در راس نظام و مجموعهها باشد تا يك امر و يك فرمان بر سيستم و مجموعهها جاری شود، فرمانی كه شرعیبودن آن از خداست.
در اسلام موضوع وحدت در مديريت نظام، از اهميت فوقالعادهای برخوردار است.
خداوند در آيه 103 سوره آلعمران میفرمايد " وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ " «همگی با هم به ريسمان خداوند دست بيازيد و از يكديگر جدا نشويد.» مومنان بايستی حول محور و ريسمان خداوند كه قرآن است، اجتماع نمايند و از آن دور نگردند.
بر اساس حديث ثقلين پيامبر(ص) دو چيز، حكم حبل الهی را دارد، اول قرآن و دوم عترت يا اهلبيت(ع).
حقيقت عترت و معصوم، همان حقيقت قرآن است و چيزی جز آن نيست، به تعبير ديگر شارح و مفسر و سخنگو و جلوه عينی كتاب خدا، ائمه معصومين(ع) هستند، پس قرآن و معصوم جدائیناپذيرند و تمسك به يكی، تمسك به ديگری است و جدايی از يكی، جدايی از ديگری محسوب میگردد.
خداوند در آيه 92 از سوره انبيا میفرمايد "إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ" «اين است امت شما كه امتى يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد»
نكته اساسی در آيه فوق اين است كه عمل به احكام دينی، بدون محوريت امامت الهی مطلوب خداوند متعال نيست، زيرا كسی كه عزم بندگی خدا دارد، اين بندگی و ديانت را بايد در ضمن امت واحده تحقق دهد و امت واحده هم بدون امام واحد و معصوم، امكان تحقق ندارد، پس شناخت و تبعيت از امامت معصوم(ع) شرط اساسی ديانت است.
از نظر قرآن كريم، وحدت در مديريت و فرماندهی، وحدت شخصی است نه وحدت كلی و يا جمعی و شورائی.
قرآن در آيه 159 سوره آلعمران میفرمايد " وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ" «در حوزه فرماندهی و رهبری با مردم مشورت كن و هرگاه به نتيجهای نائل آمدی بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكلكنندگان را دوست مىدارد»
با توجه به آيه مذكور و نيز آيه 38 سوره شوری كه میفرمايد" وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ " «خداوند نظر به شورای مشورتی دارد نه شورای تصميمگيری.»
آيات فوق دو مسئله را بيان مینمايد، اول آنكه منظور از مشاوره در نظام مديريت اسلام كه بسيار مورد تاكيد است، اخذ اطلاعات لازم و تكميلنمودن فهم و احاطه بر مسائل و موضوعات مورد نظر میباشد كه در نهايت تصميم و حرف آخر توسط رهبر يا مدير گرفته شود.
ديگر آنكه مشورتنمودن نبايستی خارج از حوزه وحی و يا پيامبر(ص) صورت گيرد كه البته اين موضوع مغايرتی با مشورتنمودن جهت اجرای بهتر دستورات الهی ندارد.