
نوذر شفیعی، دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتوگو با ایکنا به تحلیل سفر دونالد ترامپ به چین پرداخت و با تأکید بر اینکه انتظارات دونالد ترامپ از سفر به چین برآورده نشد، اظهار کرد: انتظارات ترامپ را باید به دو دسته تقسیم کرد؛ یک دسته انتظارات اقتصادی و تجاری و دسته دیگر انتظارات سیاسی و امنیتی.
وی افزود: در حوزه انتظارات اقتصادی و تجاری، به دلیل وجود سود متقابل، قاعدتاً ترامپ موفق بوده است، چراکه با انعقاد قراردادهای تجاری و اقتصادی، توانست منافعی برای سرمایهگذاران آمریکایی و بهطورکلی منافع ملی آمریکا ایجاد کند.
بیشتر بخوانید:
شفیعی در ادامه به حوزه سیاسی و امنیتی اشاره کرد و گفت: یکی از محورهای اصلی، موضوع تایوان بود. آمریکاییها تلاش کردند اصلاً این موضوع را مطرح نکنند اما چینیها بهطور جدی تذکر لازم را دادند و اعلام کردند اگر روابط آمریکا و تایوان به همین شکل باقی بماند، قطعاً به درگیری بین چین و آمریکا منجر خواهد شد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: لذا تنشهای آمریکا و چین بر سر تایوان باقی ماند و هیچ تغییری در آن حادث نشد.
شفیعی درباره محور ایران در سفر ترامپ به چین نیز گفت: در این زمینه دو یا سه نکته مطرح بود. نخست بحث عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای بود. چینیها و حتی خود ایران معتقدند ایران به دنبال سلاح اتمی نیست. ترامپ مدعی است چین در این حوزه با آمریکا همنظر بوده اما به نظر میرسد چین از پیش چنین موضعی داشته و این موضوع ربطی به سفر ترامپ ندارد.
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: نکته دوم این بود که چینیها نکاتی را درباره دانش هستهای مطرح کردند که حتی برای ترامپ گران تمام شد؛ آنها تصریح کردند ایران بر اساس معاهده NPT حق برخورداری از دانش هستهای صلحآمیز را دارد. همچنین اظهار کردند که اعلام خود ایران مبنی بر عدم تمایل به تسلیحات اتمی برای چین کفایت میکند، ضمن اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بر فعالیتهای هستهای ایران نظارت دارد.
شفیعی تأکید کرد: بنابراین درباره عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای، چین و آمریکا همنظر هستند اما درباره حق ایران برای داشتن دانش هستهای صلحآمیز، فاصله زیادی میان دو کشور وجود دارد.
وی درباره بحث مدیریت و نظارت ایران بر تنگه هرمز نیز در جریان این سفر گفت: ترامپ گفت هنگامی که از شی جی پنگ خواستم تا درباره بسته شدن تنگه هرمز به ایران فشار وارد کند؛ او نیز لبخند زد و گفت شما هم کاری انجام دادهاید که آن نیز مغایر آزادی کشتیرانی است که منظور محاصره دریایی ایران بود.
شفیعی ادامه داد: آمریکا معتقد است که چین با او هم عقیده است که تنگه هرمز باز شود اما مگر میشود چین در این زمینه نظر دیگری داشته باشد! واضح است که چین میخواهد تنگه هرمز باید باز شود اما نکتهای که وجود دارد این است که چین اقدام آمریکا را نیز خلاف قانون دانست بنابراین اینجا نیز آمریکاییها دستاورد مؤثری نداشتند.
وی در جمعبندی مطالب ارائه شده، تصریح کرد: سفر ترامپ به چین در حوزه اقتصادی و تجاری دارای دستاورد بود اما در حوزه سیاسی و امنیتی برای ترامپ دستاورد مهمی نداشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در تحلیل درک راهبردی چین از ایران به عنوان تنها کشور غرب آسیا و به ویژه منطقه خلیج فارس که «توان نه گفتن» به آمریکا و تاب و توان ایستادگی عملی را توامان دارد، گفت: چین میداند اگر روزی کشورهای منطقه با اشاره آمریکا بخواهند با صادرات انرژی به چین مخالفت کنند، تنها ایران است که میتواند به چین کمک کند. واقعاً مقاومت ایران در برابر آمریکا، محاسبات استراتژیک چین را به هم زد و جایگاه ایران را نزد چین اتقا داد. از این به بعد، چین نگاه دیگری به ایران خواهد داشت. در حالی که الگوی رفتاری چین با کشورهای جنوب خلیج فارس عمدتاً مبتنی بر تجارت باقی میماند، در ارتباط با ایران، این الگو مبتنی بر تجارت و امنیت خواهد بود.
شفیعی افزود: چین در طی این جنگ فهمید که کشوری با وسعت و جمعیت ایران و با آن توانمندیها، چگونه میتواند یک شریک خوب برای پکن باشد.
وی با اشاره به رویکرد همیشگی چین در قبال بحرانها گفت: چینیها معمولاً از دل بحرانها فرصت به وجود میآورند. خودشان در تعریف بحران میگویند شرایطی که از آن فرصتی استخراج میشود.
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: اتفاقاتی که در منطقه خلیج فارس رخ داد، عملاً توانمندی و اعتبار چین را افزایش داد، به این دلیل که کشورهای عرب منطقه نیز به این نتیجه رسیدند که باید در منابع همکاریشان تنوع ایجاد کنند و به سمت چین حرکت بیشتری داشته باشند.
شفیعی با اشاره به تحولات بعد از سفر ترامپ به چین یادآور شد: ایران در جریان آن سفر، به کشتیهای چینی اجازه داد از تنگه هرمز عبور کنند که به معنای اقتدار چین در این منطقه است.
وی با یک تحلیل راهبردی اظهار کرد: در نهایت، ترامپ به عنوان رهبر یک قدرت بزرگ به چین متوسل شد تا در حل بحران با آمریکا کمک کند. در روابط قدرتهای بزرگ، چنین تقاضایی نشانه ضعف است؛ یعنی قدرت درخواستکننده به تنهایی برای تأمین خواسته خود کافی نیست.
نوذر شفیعی در پاسخ به این پرسش که آیا همکاری ایران و چین برای مدیریت تنگه هرمز، سیاست قطعی چین است یا خیر، گفت: ایران حتماً ملاحظات چین را مد نظر قرار خواهد داد. شاید خود چین هم بیمیل نباشد که سلطه و سیطره ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز بیشتر شود.
وی افزود: با این حال، موارد حقوقی مهمی وجود دارد که استدلالهای ایران را تأیید میکند. مدیریت نکردن تنگه هرمز توسط ایران در گذشته، دلیل بر این نیست که اقدام ایران در شرایط فعلی برای مدیریت آن، ناموجه و غیر قانونی باشد.
این دانشیار دانشگاه تهران تصریح کرد: ایران در گذشته شاید از یک حق خود بهطور عمومی صرفنظر کرده بود اما الان میتواند بر اساس موازنه بینالمللی، بر تنگه هرمز کنترل داشته باشد؛ یعنی هم مدیریت تنگه را به دست گیرد، هم به تهدیداتی که در تنگه وجود دارد رسیدگی کند و هم از فرصتهایی که در تنگه است به نفع خود استفاده کند.
شفیعی در پاسخ به این سؤال که آیا چین مانند میانجیگری میان ایران و عربستان، میتواند در جنگ احتمالی منطقه نیز به عنوان میانجی ظاهر شود، اظهار کرد: اگر چین به عنوان میانجی ظاهر شود، این موضوع یک ارتقای بسیار بزرگ برای پکن محسوب میشود، چون میانجیگری چین قطعاً موفقیتآمیز خواهد بود.
وی بلافاصله تأکید کرد: اما شاید چین بنا به دلایل استراتژیک، فعلاً نخواهد میانجیگری را انجام دهد، زیرا اگر نتیجهای نرسد، برای چین بسیار بد خواهد بود.
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در پایان بیان کرد: چینیها حتماً مطالعه خواهند کرد و پس از مطالعه و ارزیابی نظرات کشورهای مختلف، به این پروژه ورود میکنند. اگر بخواهند به عنوان میانجی وارد شوند، کاملاً حسابشده و بر اساس منافع بلندمدت خود عمل خواهند کرد.
انتهای پیام