کد خبر: 1622142
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۳:۲۰

مروری بر زندگی حضرت زينب عقيله بنی‌هاشم عليه‌السلام(1)

در اين نوشتار به نقل زندگی‌نامه حضرت زينب(س) از تولّد تاشهادت پيامبر اكرم(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س) می‌پردازيم.

شهر مدينه كه با قدوم مبارك حضرت ختمی مرتبت مدينه نام گرفته بود، در انتظار تولّدی نو قرار گرفت. تولّدی كه بی‌گمان اشك را برگونه‌های آل‌البيت نشاند و پيام آور واقعه شگرف كربلا از همان دوران رسالت برای خاندان پيامبر شد.
او زينب كبری دختر اميرالمؤمنين علی عليه‌السّلام و حضرت فاطمه سلام‌الله‌عليها و نوّه ختمی مرتبت –حضرت محمّد مصطفی صلّی الله عليه وآله بود.
آن حضرت در خانواده‌ای به دنيا آمد كه سراسر نور بود و اجدادشان تا حضرت ابراهيم(ع) و حضرت نوح و آدم(ع) همگی از پيامبران و انبيا و اوصيا و اولوالعلم و پاك بودند و نور نبوّت در چهره پدران‌شان ديده می شد.
چنانكه می‌گويند نور رسالت پيامبر در چهره پدر بزرگوارشان حضرت عبدالله هم ديده می‌شد و آنها هرگز بت پرست نشدند و بر يگانگی خداوند ايمان داشتند و پيروان دين حنيف (آيين ابراهيمی و از فرزندان حضرت اسماعيل ابن ابراهيم خليل الله بودند). هرچند كه تعدادی از عموها و عموزادگان به بت پرستی روی آورده بودند ولی باز از خانواده بزرگی بودند كه عمو و عموزاده‌های‌شان كليددار خانه خدا و ميزبان ميهمانان حرم كبريايی بودند.
حضرت زينب كبرى عليها‌السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم هجرى قمرى در شهر مدينه منوّره متولّد در خانواده‌ای كه معدن رسالت و نور وحی الهی بود، متولد شد.
نام مبارك آن بزرگوار زينب، و كنيه گراميشان ام‌الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّيقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولية اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شريكة
البته بعضی را عقيده بر اين است كه حضرت زينب كبری در سال ششم هجری قمری و بعد از صلح حديبيه به دنيا آمدند و اين نمی‌تواند درست باشد چون دليل‌شان اين است كه محسن فرزند سقط شده حضرت صديقه كبری بزرگتر از حضرت زينب بود كه در نوزادی از دنيا رفت، بنابراين درست اين است كه حضرت زينب فرزند سوّم خاندان باشند و محسن آخرين فرزند حضرت علی عليه‌السّلام در سال يازده هجری قمری سقط جنين شد و به شهادت رسيد.

طهارت و بزرگترين دختر امام علی عليه‌السّلام و حضرت فاطمه سلام‌الله عليها، عالمه غير معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلين پيشواى شيعيان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها است.
در آن زمان كه صديقه كبری (عليها السلام) به اين گوهر دريای عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله) در مدينه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی كه وجود مقدس زينب كبری (سلام الله عليها) متولد گشت، صديقه طاهره (عليها السلام) به اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود كه چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی‌گيرم، صبر نما كه به اين زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی كه صلاح داند بر اين كودك می‌نهد.
هنگامی كه سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله عليه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه كه رسم و سيره رسول اكرم (صلی الله عليه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (عليها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (عليه السلام) خدمت آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. پيامبر فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من هستند، لكن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی هستم. در اين حال جبرييل نازل شد عرض كرد: يا رسول الله! حق تو را سلام می‌رساند و می‌فرمايد: نام اين مولود را «زينب» بگذار، چرا كه اين را در لوح محفوظ نوشته‌ايم.
رسول اكرم (صلی الله عليه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبيد و به سينه چسبانيد، ببوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضران و غايبان امت، وصيت می‌كنم كه حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا كه او به خديجه كبری (عليها سلام) شبيه است.
آنگاه او در كنار پدر بزرگ مهربان و در آغوش مادر و پدر بزرگوار علم آموخت و آنچنان به علم آموزی و حفظ احاديث تلاش می‌كرد كه هميشه مورد تحسين امام علی عليه‌السّلام قرار می‌گرفت.
چنانكه روزی در حالی كه چند سالی بيش نداشت از حضرت علی عليه‌السّلام در مورد تفسير آيه‌ای از قرآن كريم سوالی می‌پرسد و امام علی (ع) پس از شرح آيه به حوادث آينده می‌پردازند كه روزی در آينده حادثه كربلا به وجود می‌آيد.
حضرت زينب به پدر می‌فرمايند: پدر جان من واقعه كربلا را می‌دانم – و مادرم به من آموخت.
امام (ع) از دانش فرزندش در شگرف می‌ماند و تبارك الله فرمود.
البته تبارك‌الله برای كودكی كه هنوز سه يا چهار سال بيش ندارد و بر تفسير آيه‌ها مسلّط است و داستان غم انگيز كربلا را كه يادآوريش هم خانواده رسالت را ناراحت می‌كرد را می‌داند و بر قضای الهی استوار است و نگرانی از آينده ندارد.
از روايت‌ها و تاريخ چنين برمی‌آيد كه حضرت زينب(س) تا سن شش سالگی در جوار پدر بزرگ و مادر مهربان خود از دانش وسيع شان بهره می‌جست و هوش سرشار او هم البته به كمكش می‌آمد، چنانكه احاديث و خطبه‌های طولانی را بدون غلط از حفظ برای صحابه نزديك پيامبر كه با اهل بيت رابطه نزديكی زيادی داشتند روايت می‌فرمود.
كم كم عظمت اسلام جهان‌گير می‌شد و حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها كلاس‌های درسی برگزار می‌كردند.
به اين صورت كه صحابه بزرگوار برای شرح و تفسير آيات و احوالپرسی به خانه اميرالمؤمنين رفت و آمد می‌كردند و در خلال اين رفت و آمدها سئوالات و مشكلات خود را هم می‌پرسيدند كه حضرت زهرا(س) پاسخ می‌فرمودند و فرزندان حضرت به خصوص حضرت زينب كه پرستار مادر وخواهر كوچكش زينب صغری بود از اين كلاس‌های درس استفاده می‌نمود.
از طرف ديگر حضرت فاطمه سلام الله عليها برای زنان مسلمان هم كلاس‌های درسی را داير می‌كرد و آنها گروه گروه يا تك به تك برای دريافت علم و دانش به منزل اميرالمؤمنين علی (ع) وارد می‌شدند و بيشترين شنونده درس در اين كلاس‌ها خود حضرت زينب سلام الله عليها بود.
علاوه بر اينكه هميشه از فيض دانش عظيم مادر و پدر و پدربزرگ مهربان خود برخوردار بود.
شايد به همين دليل او را عالمه غير معلّمه می‌نامند.
چون حضرت در طول عمر مباركش هميشه در حال كار و پرستاری دانش‌آموزی بود ولی چونان زنان ديگر در مكتب خانه يا مسجد و يا كلاس درس حضوری شركت نداشتند.
امّا چه دانشگاهی بهتر از كليد شهر علم پيامبر و دانش بی‌نظير حضرت صدّيقه كبری؟
در منبع نور و علم قرار گرفتن حضرت سبب شد تا دانش ايشان بی‌شمار و اطّلاعات او نسبت به حوادث گوناگون صدر اسلام بی‌نظير باشد به گونه‌ای كه ايشان بعد از شهادت مادر گرانقدرشان – جا پای ايشان می‌گذارند و به درجه‌ای می‌رسند كه ياران بزرگ پيامبر چون ابن عبّاس از ايشان حديث روايت می‌كنند و همگی با اوصاف آسمانی ايشان را می‌ستايند.
البته هوش سرشار ايشان را نبايد جدا از اين موفقیّت بزرگ ايشان دانست چون اغلب قصيده‌های طولانی و خطبه‌های طولانی را به محض يك بار شنيدن حفظ می‌كردند چنانكه خطبه فدكيه حضرت زهرا سلام الله عليها را كه فقط يك بار شنيدند و فقط هم يك بار در تاريخ توسّط حضرت قرائت شد و همان يكبار هم توسّط حضرت تمام و كمال روايت شد و در منابع اهل سنّت و شيعه جريان دارد.
آنچه مهم است اين مسأله هست كه دوره حيات پيامبر(ص) و حضرت فاطمه سلام الله عليها را می توان به دوره علم‌آموزی ايشان نسبت داد و حتّی می‌توان به جرأت اعتراف كرد كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها برای ايشان سنگ تمام گذاشتند و چيزی نبود كه خودشان بدانند و به ايشان نياموخته باشند.
و در يك كلام ايشان را به درجه اجتهاد رساندند و خود هم به ايشان اجازه فتوا دادند. به همين دليل جانشين مادر در پرستاری از پدر و برادران و خواهر كوچكتر خود می‌شود و اين بار سنگين مسئولیّت را بر عهده می‌گيرد يعنی لياقت و ظرفیّت چنين كاری را داشته‌اند.
همانطور كه در تاريخ آمده است ايشان حتّی در سن كم خود – شش سالگی – از طرف مادر در مورد نحوه برخورد با برادر وآخرين وداع و پوشاندن لباس به تن امام حسين عليه‌السّلام مسئول می شوند و اين همه به خودیّ خود نشان دهنده علوّ مقام ايشان است كه در آن سن كم به درجه‌ای از ايمان و علم دست يافته بودند كه ديگران را تا سر پيری هم به زور اين امكان حاصل می‌شود.
شايد بتوان حضرت زينب شش ساله، كه راوی بزرگ اهل بيت پيامبر است را با برادرزاده‌های ايشان نسبت داد كه در سن كم به امامت رسيدند.
پس دروان زندگی حضرت زينب كبری سلام الله عليها، در زمان حيات پيامبر صلّی الله عليه وآله و حضرت زهرا سلام الله عليها را می توان به شرح زير تبيين كرد:
1- ممارست در علم‌آموزی در جوار سه نور الهی – پدر و مادر و پدربزرگ
2-همراهی با مادر و شركت در تمام كلاس‌ها و جلسالت علمی كه آن حضرت شركت می‌كردند و يا در منزل خود برگزار می‌نمودند.
3- پرستاری از مادر در كارهای سنگين منزل
4- پرستاری از پدر در برطرف كردن زخم‌هايی كه در غزوات صدر اسلام بر ايشان فرود می‌آمد.
5- پرستاری از خواهر كوچكتر به ويژه در زمانی كه بيماری منجر به شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها شدّت گرفت.
6- آماده شدن برای همه مصايب روزگار كه اين آمادگی توسّط مادر بزرگوارشان صورت پذيرفت.
7- پرستاری از پدر بزرگ به همراه مادر در هنگام شهادت حضرت ختمی مرتبت در سال يازده هجری قمری
8- پرستاری از مادر شهيده – در ایّام بيماری منجر به شهادت حضرت سلام الله عليها
9- آمادگی برای مسئولیّت مهم جانشينی مادر در خانواده.
10- آمادگی برای روايت احاديث اهل بيت(ع) با توجّه به منع عمر در نقل احاديث
captcha