«غلامرضا كافی» استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) بابيان اين مطلب گفت: سعدی در دانشگاه نظامی بغداد به زبان عربی احاطه كامل پيدا كرد و همانطور كه میدانيم در زبان عربی و همه زبانها كاملترين متن، متن قرآن است و سعدی كه ذوق شعر نيز داشت سريعتر از يك قرانآموز قرآن را دريافت و كاملا با قرآن آشنا شد.
او ادامه داد: حضور قرآن در شعر سعدی به چند شكل بارز است: يكی درج مستقيم قرآن، به شكلی كه آيات اين كتاب آسمانی را عينا در كلام خود نقل كرده است مانند اين بيت: «شكر و سپاس و منت و عزت خدای را/ پروردگار خلق و خداوند كبريا/سبحان من يميت و يحيی ولا الی/ الا هو الذی خلق الارض والسماء»؛ دوم اقتباس از قرآن است. يعنی هم از لفظ و هم از معنای واژگان و جملات قرآنی استفاده شده است؛ مانند اين بيت از سعدی «دارالقرار خانه جاويد آدمیست/ اين جای رفتن است و نبايد فرار كرد» كه اشاره دارد به آيه «انالاخره هی دارالقرار».
كافی گفت: صورت ديگر استفاده سعدی از قرآن، بهرهگيری از محتوا و مضمون قرآنی است كه سعدی محتوا را از قرآن گرفته و سپس در شعرش آنرا به كار برده است مانند اين بيت سعدی: «شگفت نيست گر از كين بهدر كند نسرين/ همان كه صورت آدم كند سلاله طين» كه اشاره دارد به آيه «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِينٍ».
او درباره انعكاس نهجالبلاغه در آثار سعدی گفت: عدهای معتقد هستند كه سعدی از شاعران اهل تسنن است پس چگونه از نهجالبلاغه استفاده كرده؟ بايد گفت شخصيت اميرالمومنين، شيوه بيان و بلاغت كلامش بر كسی پوشيده نيست همانطور كه شاعران شيعی در آثار خود ممكن است به عالمان اهل تسنن اشاره كنند سعدی نيز به علی(ع) كه متصل به منبع وحی است، دارای عصمت است و سخنش حكيمانه است اشاره كرده و از سخنان پربار آن حضرت در آثارش به وفور استفاده كرده است.
اين استاد دانشگاه ويژگی شعر سعدی را در چند نكته دانست و ادامه داد: روانشناسی قدرتمندی كه سعدی از آن بهره برده است و آشنايی با طيفهای مختلف جامعه در شعرش نمود يافته است؛ سعدی نيازهای افراد جامعه را بيان میكند و در شعرش پاسخ نيازها را نيز میدهد.
او گفت: جامعهشناختی سعدی سبب كاربردی شدن شعر او نيز شده است. روانی و بلاغت كلام سعدی بسيار در شعرش مؤثر است؛ آيينمداری و پايبندی به اصول شعر نيز مورد ديگری است كه سعدی را نسبت به ديگر شاعران برتر كرده است.
عضو هيئت علمی دانشگاه شيراز ادامه داد: سعدی يك شاعر چندبعدی است. او در كنار شاعری يك نويسنده است و در كنار نويسندگی يك حكيم است و در كنار حكيم بودن خود را يك شاگرد و آموزنده میداند؛ در مورد عارف بودن او نيز حرفهايی زده شده است اما من معتقدم كه غزلهای وصلی سعدی كه شوقآميزاند و در حالات خوشآيند رسيدن و وصل سروده شدهاند بسيار بيشتر از حافظ است؛ حافظ در مقابل شعرهای هجرانی بسياری دارد؛ پس اگر ما حافظ را عارف بدانيم، سعدی به يقين عارفتر از حافظ است.
شاعر «سمفونی سيمهای خاردار» درباره اختلاف سعدی در استفاده از قرآن با ساير شاعران گفت: جنبه زندگی اجتماعی و تعليمی در آثار سعدی بيشتر است و برای همين اين نوع حكمت زيستن در شعر سعدی بيشتر از ديگر شاعرانی مانند مولانا است؛ مولانا با برداشتی سمبوليك به سراغ قرآن میرود اما سعدی با نگاهی معمولی به زندگی انسانها به سراغ قرآن میرود و برداشتی عامتر از مولانا از قرآن دارد كه اين برداشت در زندگی امروز كاربردیتر است.
غلامرضا كافی در پايان گفت: خودانگيزشهايی كه سعدی دارد مخاطب را به سمت شعرجذب میكند اما به جهت اينكه امروز فاصلهای ايجاد شده و آموزشهای آكادميك مرسوم شده، افراد كمتر به سراغ سعدی میروند؛ به دليل كاربردی بودن شعر سعدی، اخلاقيات و خوبزيستی در شعر او، قطعا بايد برنامهای برای تعليم عمومی شعر سعدی انديشيد.