علی شاكری، از شاگردان خارج فقه و اصول آيتاللهالعظمی سيدعزالدين حسينی زنجانی (امام زنجانی) در گفتوگو با سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، درباره ابعاد مختلف علمی و شخصيتی اين عالم شيعی در پاسخ به اين پرسش كه آيتالله حسينی زنجانی تا چه اندازه روزآمد هستند و توجه به مسائل سياسی در سطح بينالمللی و داخلی دارند؟ اظهار كرد: در سال 50 يا 51 بود كه شاه مخلوع در اُپك سخنرانی داشت و وقتی به ايران مراجعت كرد، آيتالله زنجانی سخنرانی شديدالحنی عليه او كرد و از شاه نام برد در حالی كه اين امر مرسوم نبود و هر كس قصد حمله داشت به نخست وزير حمله میكرد.
شاكری افزود: «منوچهر آزمون»، رئيس اوقاف آن وقت در شهر زنجان بود و با هماهنگی ساواك ايشان را به مشهد تبعيد میكنند. آيتالله زنجانی هم از خدا خواسته آمدند به پا بوس آقا مولانا اباالحسن حضرت رضا(ع) و اينجا مقيم شدند. در جريان سال 42 هم كه قبل از اين جريان بود، ايشان در قم بود و خرداد 42 به زندان رفت و با استاد شهيد آيتالله مطهری كه هم مباحثه و هم حجرهای ايشان بود و مرحوم حجتالاسلام محمدتقی فلسفی خطيب توانا و استاد شهيد هاشمی نژاد و همچنين حضرت آيتالله مكارم شيرازی هم سلول بودند و آنجا نماز جماعت به امامت آيتالله زنجانی با حضور آقايان برگزار میشد و جمع خيلی خوبی بود.
شاگرد خارج فقه آيتالله حسينی زنجانی اذعان كرد: مرادم اين است كه ايشان مدام در حصر و زندان بودند. بعد از پيروزی انقلاب و بعد از اينكه حضرت امام(ره) به وطن مراجعت فرمودند و انقلاب پيروز شد، ايشان را به سمت امامت جمعه زنجان منصوب كردند.
عضو دفتر آيتالله حسينی زنجانی در تشريح بيشتر اين مسئله عنوان كرد: خاندان حسينی زنجانی از زمان فتحعلی شاه در شهر زنجان مرجعيت امور مردم را عهدهدار بود و مرجع تقليد مردم بودند، از مراجع تقليد مسلم در سطح جهان تشيع و مقيم زنجان بودند. سمت امامت جمعه را هم اجداد ايشان در شهر زنجان دارا بودند. امامت جمعه در آن زمان منصوب از طرف حكومت بود. كسی كه امام جمعه بود بايد وجه شرعی حكومت زمان خود را تأمين میكرد، اما حضرات آيات عظام، اجداد آيتالله زنجانی تا 4 يا 5 نسل قبل، امامت جمعه زنجان را عهدهدار بودند، قطع نظر از اراده حكومت؛ يعنی به نحو تَعَیُنی امام جمعه زنجان بودند.
علی شاكری به توضيح بيشتر اين امر پرداخت و گفت: زمانی امام جمعه تعيينی است، اما زمانی تعينی است؛ يعنی خود مردم امام جمعه را انتخاب میكنند و امامت جمعه اين خاندان هم به همين نحو بود و از اين رو حكومت هم متعرض نمیشد و قبول داشت، ولی اينها كار به كار حكومت نداشتند و آنچه بايد میگفتند را میگفتند و آنچه نبايد را نمیگفتند.
اين شاگرد خارج اصول آيتالله حسينی زنجانی تصريح كرد: «فقيه سردانی» كه جد اعلای اين خاندان است، كسی بود كه فتوای قتل بهائيان را در قريه نزديك شاهرود ـ قيامی كرده بودند؛ مانند طاهره قرةالعين و امثال آن ـ داد. او در حدی است كه در ايران وقتی فتوا میدهد همه فقها در مقابل فتوای ايشان مطيع و ايشان مطاع هست؛ بنابراين فتوا داد و قائله شاهرود خوابيد و آنها به درك واصل شدند.
وی اظهار كرد: بعد از ايشان «سيدابوالفضائل مجتهد طارمی» و بعد هم نسل اندر نسل تا پدر حضرت آقا كه آيتاللهالعظمی حاج ميرزا «محمود حسينی» معروف به «امام جمعه زنجانی» هست، سر كار آمدند. در گذشته خود آيتالله حسينی زنجانی را نيز آيتالله امام میناميدند. به هر حال اينها اصلا به حكومت كاری نداشتند، حتی در جريان مجلس مؤسسان كه میخواستند رضا خان را به عنوان سلطان معرفی كنند از كسانی كه رأی مخالف داد و روی رأی خود پافشاری كرد، پدر آيتالله زنجانی بود.
شاكری اذعان كرد: چون آيتالله زنجانی از شاگردان خصيص امام(ره) هستند، امام(ره) بعد از انقلاب ايشان را به سمت امامت جمعه زنجان منصوب كردند و حدود 2 سال در زنجان بود تا اينكه در همان زمانی كه شهدای عالی قدر محراب؛ آيات مدنی، دستغيب، صدوقی و اشرفی ـ چهار پير مرد پارسا ـ را به آن وضع به شهادت رساندند از جمله مواردی كه مورد ترور واقع شد، حضرت آقا بود، تروری نافرجام كه الحمدلله به خير گذشت و ايشان همچنان در بين ما هستند.
شاگرد خارج فقه آيتالله زنجانی افزود: بعد از جريان ترور به مشهد آمد و مقيم مشهد شد و بعد از انقلاب در تمامی انتخابات شركت دارد و فتوا و دستور به وجوب میدهد كه بايد برای حفظ نظام در انتخابات شركت كنيد و خودشان هم شركت میكند. ضمن اينكه هيچ وقت از كانديدای خاصی حمايت رسمی نمیكند، اما هميشه نسبت به نيروهای انقلاب عنايت و نسبت به انتخابات توجه ويژه دارد. در تمامی راهپيمايیها؛ 22 بهمن و روز قدس شركت میكنند و يادم نمیآيد كه شركت نكرده باشد، حتی اگر در حال ضعف و ناتوانی باشد میگويد مرا ببريد.
عضو دفتر آيتالله حسينی زنجانی تصريح كرد: البته بعضی از شئون سياسی جزو خواص و وظايف ولی فقيه و اختيارات ايشان است. در «جواهرالكلام» مرحوم صاحب جواهر مفصل در اين رابطه بحث كرده است كه مراجع و فقها آرايشان محترم است، اما آنجايی كه بحث مصالح مسلمين و نظام اجتماعی اسلام مطرح است، حاكم شرع، كه الآن تعبير به ولی فقيه میشود، حكم نهايی را میدهد؛ لذا اين امر از شئون و مختصات ولی فقيه يا از خواص ولايت فقيه است. طبعا دخالت در بعضی از امور بدون تأمين نظر ولی فقيه شايد جايز نباشد.
اين شاگرد خارج اصول آيتالله حسينی زنجانی عنوان كرد: اگر ملاحظه میشود كه آيتالله زنجانی چندان رغبت به صدور اعلاميهها و بيانيههای پشت سر هم نداشته و ندارد، عمدهترين جهتش همين است كه ايشان اين را از شئون ولی فقيه میداند، منتهی اگر ولی فقيه حكمی كرد يا سفارشی كرد، ايشان هم در حمايت و اقامه دليل بر نظر ولی فقيه بحث كرده و سخنرانی میكند و حضور دارد، ولی اينكه رغبتی داشته باشد به اينكه هرگاه دو نفر حرفی بينشان رد و بدل شد، ايشان بيانيه بدهد، هرگز اين كار را نمیكند و مشی ايشان هم نبوده است. در زمان حضرت امام(ره) ايشان از شاگردان حضرت امام(ره) بود و در زمان مقام معظم رهبری ـ مد ظله العالی ـ هم ايشان حالت تبعيت و سكوت در مقابل نظر ولی فقيه را هميشه دارا هستند، بدون اينكه كنايهای به كسی داشته باشم و فقط در اين جهت است كه برسانم چقدر ايشان خود را مُنقاد اصل ولايت فقيه میداند؛ لذا هميشه به نحو حساب شده و منطقی حضور دارد.