به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، حجتالاسلام و المسلمين «ابراهيم يعقوبيان»، مدرس حوزه علميه مشهد، در دومين نشست از سلسله نشستهای تخصصی دومين جشنواره ملی مطالعات قرآنی دانشجويان ايران كه در محل خبرگزاری ايكنا برگزار شد، درباره اهميت اهل بيت(ع) در جريان هدايت گفت: اگر قرآن كريم مردم را برای هدايت يافتن به پيروی از اهل بيت(ع) فرامیخواند، به اين دليل است كه عقيده و عمل صحيح جز در سايه رجوع به اهل بيت(ع) امكانپذير نيست.
وی افزود: اگر چه مردم عادی به حقيقت قرآن كريم دسترسی ندارند، ولی پاكانديشان صالحی در عالم هستند كه با حقايق عاليه قرآن كريم مرتبط هستند؛ در سوره مباركه واقعه آمده است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ: كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند، در كتابى نهفته، كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند».
مدرس حوزه علميه مشهد عنوان كرد: اگر به آيه شريفه 33 از سوره مباركه احزاب دقت كنيم، میبينيم كه میفرمايد: «إِنَّمَا یُرِيدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛ خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» بنده هزار صفحه مطلب درباره آيه تطهير جمعآوری كردهام كه انشاءالله عرضه خواهد شد.
يعقوبيان با بيان اين كه دوستداشتن اهل بيت(ع) به معنای داشتن ارتباط قلبی با اين حضرات است، گفت: راه صحيح برای فهم قرآن كريم و معارف حقه، حضرات اهل بيت(ع) هستند و برای رسيدن به معارف حقيقی قرآن كريم، حس و عقل توانايی كافی ندارند و بايد به اهل بيت(ع) رجوع كنيم. جناب مولوی میگويد: عقل قربان كن به پيش مصطفی// حسبی الله گو كه الله ام كفی.
اين پژوهشگر قرآنی اظهار كرد: اگر در دينداری بخواهيم با پای ناتوان استدلال پيش برويم، راه به جايی نخواهيم برد و شوق ادامه دينداری در ما از بين خواهد رفت؛ چون اساسا قرآن كريم تنها با عقل ما كار ندارد، محل فرود قرآن كريم قلب است، آيه شريفه 97 از سوره مباركه بقره میفرمايد: «فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ: چرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل كرده است»؛ بنابراين، ارتباط با حقايق قرآن كريم از راه و مجرای دل و قلب است.
يعقوبيان با بيان اين كه طرح مودّت در قرآن كريم بدين علت است كه دينداری ما از ضعفها و نقصها پاك شود، گفت: اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، عقول را با شوری درهم میآميزند تا دينداری واقعی صورت بگيرد؛ افتخار شيعه در طول هزار و چهارصد سال بعد از ظهور اسلام اين بوده كه گوهر وجود خود را به دست غيرمعصوم نداده است.
اين مدرس حوزه علميه مشهد تأكيد كرد: رهبری جانها بايد به دست اهل بيت(ع) باشد و داشتن عصمت شرط لازم برای رهبری و هدايت جانهاست؛ لذا حضرات اهل بيت(ع) كه رهبری جانها را بر عهده دارند، واجد عصمت هستند و اصلا اگر عصمت نداشته باشند، توانايی رهبری و هدايت ارواح و جانها را نخواهند داشت.
وی با بيان اين كه قول غالب در نزد شيعه، عصمت مطلق است، گفت: عصمت مطلقه به اين معناست كه انبياء الهی و اوصياء ايشان حتی از سهو و نسيان نيز مصون هستند، دچار سهو و نسيان نمیشوند، البته خود گناه نيز مراتبی دارد، يك مرتبه گناه، عمل كردن برخلاف امر و نهی الهی است، يك مرتبه ديگر گناه، برخلاف مروت عمل كردن است.
اين پژوهشگر قرآنی اظهار كرد: يكی ديگر از مراتب گناه، برخلاف مقام محبت و محبوبی عمل كردن است. ما قائل هستيم كه انبياء و اوصياء مصون از هرگونه خطا حتی سهو و نسيان هستند، در اينجا اين سؤال پيش میآيد كه اگر انبياء از هرگونه سهو و نسيان مصون هستند، چرا در روايات ما سهو به رسول اكرم(ص) نسبت داده شده است؟ كه در ادامه به آن پاسخ خواهم داد.
وی با تأكيد بر اين كه اگر ما عصمت را قبول داريم و عقيده داريم كه انبياء و اوصياء دائره عصمت وسيعی دارند و از سهو، نسيان و خطا معصوم بودهاند، آيا در علوم طبيعی و تجربی هم معصوم هستند و علومی مانند فيزيك، جبر و رياضيات را نيز میدانند و در آنها نيز بدون اشتباه هستند؟ شخصی در مصاحبه با خبرنگار هلندی گفته است كه پيامبر(ص) اساسا علوم تجربی و علوم طبيعی را نمیدانستهاند.
يعقوبيان تصريح كرد: بر اساس نظر اين شخص اگر پيامبر(ص) اساسا علوم تجربی و علوم طبيعی را نمیدانستهاند؛ پس هرگونه اظهار نظر ايشان درباره آن علوم نيز اشتباه و نادرست بوده است. در روايتی كه در فصوص جناب محیالدين هم بيان شده، در فص هارونی يا فص موسوی نقل شده كه مردم در حال گردهافشانی برای درختهای نخل بودند و پيامبر(ص) از آنجا عبور میكردند.
اين مدرس حوزه علميه مشهد ادامه داد: پيامبر(ص) از مردم پرسيدند: به چه كاری مشغول هستيد؟ پاسخ دادند: در حال گردهافشانی برای درخت نخل هستيم تا ميوه بدهد، پيامبر(ص) به آنان فرمود: چه احتياجی به گردهافشانی است؟ اگر خدا بخواهد اين درختان بدون گردهافشانی هم ميوه میدهند. مردم هم به سخن پيامبر(ص) عمل كرده و دست از گردهافشانی كشيدند.
يعقوبيان اضافه كرد: وقتی موقع برداشت محصول شد، مردم ديدند كه خبری از ميوه خرما نيست، به نزد پيامبر(ص) رفتند، پيامبر(ص) به آنان فرمود: «انتم بأمور دنياكم اعلم منی: شما در امور دنيايی از من داناتر هستيد»؛ لذا نبايد به توصيه من عمل میكرديد. از اين روايت برمیآيد كه پيامبر(ص) در علوم تجربی بیاطلاع است.
اين پژوهشگر قرآنی با بيان اين كه جناب محیالدين از اين روايت نتيجهای میگيرد، گفت: محیالدين میگويد «چه پيامبر(ص) منصفی داريم! چون خودش اقرار میكند كه علوم طبيعی و تجربی را نمیداند، پيامبر(ص) آمده است تا رابطه ما با خدا را برقرار كند، او برای آباد كردن دنيای ما نيامده است!» اين سخن موجب میشود كه امروز شخصی مصاحبه كند و بگويد كه پيامبر(ص) اصلا چيزی از علوم تجربی نمیدانستهاند.
يعقوبيان تأكيد كرد: اين مطلب مستلزم اين خواهد بود كه اظهار نظر پيامبر(ص) درباره علوم تجربی قطعا خطاست، بنده كتب روايی شيعه را جستجو كردم و حتی يك مورد از اين روايت را نيافتم، البته در كتب اهل سنت اين روايت آمده است؛ چون آنها عصمت پيامبر(ص) را در اندازهای كه شيعه معتقد است، قبول ندارند.