کد خبر: 2526105
تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۲

۵ نكته درباره عمق استراتژيك ايران

گروه سياسی: معاون عربی و آفريقای وزير امور خارجه با تشريح 5 نكته درباره عمق استراتژيك ايران گفت: تحولات منطقه در مسير بيداری اسلامی و تحت نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی ايران است، اين در حالی است كه طراحی آمريكا برای محدودكردن عمق راهبردی جمهوری اسلامی ايران بود، ما از عمق راهبردی خود برای پايان‌دادن به خشونت‌ها و آغاز اصلاحات در منطقه استفاده می‌كنيم.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، يادداشتی از حسين اميرعبداللهيان، معاون عربی و آفريقای وزارت امور خارجه درباره موضوع «عمق استراتژيك جمهوری اسلامی ايران» ارائه داده است كه به شرح ذيل است:
۱. امروزه سخن‌گفتن از «عمق استراتژيك جمهوری اسلامی ايران» يا گفتمان انقلاب اسلامی، راحت‌تر از سه سال پيش است، چون شاخص‌های ملموسی در شمال آفريقا، در خليج فارس و در حوزه‌های مرتبط و پيرامونی وجود دارد كه مؤيد آن است. ديگر نياز نيست در اتاق‌های دربسته بنشينيم و نظريه‌ها را بررسی كنيم؛ كافی است شاخص‌ها را در عمل و از ديدگاه كسانی ببينيم كه نقش‌آفرينان اين تحولات هستند.
از تونس در شمال آفريقا تا يمن در جنوب خليج فارس، وقتی با بازيگران تحولات اخير صحبت می‌كنيم، همه معتقدند كه انقلاب اسلامی ايران و گفتمان آن تأثير عميقی بر آنها گذاشته است. در تونس آقای راشد الغنوشی كه زمانی به جرم نوشتن كتابی درباره‌ی انديشه‌های امام خمينی رضوان‌الله‌عليه زندانی شد، در موج بيداری اسلامی و پس از سال‌های متمادی از زندان آزاد ‌شد و بدون اين‌كه فرصت ساختاردادن به تشكيلات جديدی را داشته باشد، ذی‌نفوذترين مقام را پيدا ‌كرد.
جمع‌بندی حاصل از حرف‌های برخی مقاماتی كه اكنون در مصر هستند و طی انقلاب اين كشور روی كار آمده‌اند و حتی برخی بازيگرانی كه ممكن است امروز در ويترين تحولات مصر ديده نشوند نيز همين است. كسانی كه معاصر با نسل اول انقلاب اسلامی بودند و عمدتاً در سطوح نخبگی و مبارزه‌ی سياسی مطرح از انديشه‌های حضرت امام متأثر هستند و نيز نسل جديد كه در يك دهه‌ی گذشته به دليل انقلاب عميق در حوزه‌ی ارتباطات و رسانه امكان دسترسی بيشتر و فهم تحولات در داخل ايران و دريافت پيام‌های انقلاب اسلامی را داشته‌اند، هركدام به دلايل مختلفی از جمهوری اسلامی ايران تأثير پذيرفته‌اند.
۲. يكی از اعضای ۱۰ يا ۱۲ نفره‌ی گروه اصلی جوانان ميدان التحرير مصر كه مردم را با استفاده از شبكه‌های اجتماعی برای تجمع در اين ميدان دعوت كردند، تعبير جالبی را به كار می‌برد و می‌گفت: انقلاب اسلامی در ايران يك حركت محتوايی و جوهری بود، اما در حوزه‌ی ابزاری از نوارهای كاست استفاده می‌كرد. يعنی نوارهای سخنرانی حضرت امام دست به دست در محافل و مساجد می‌گشت. اما اين نوار نبود كه انقلاب كرد، تأثير شبكه‌های اجتماعی در تحولات اخير نيز تنها در سطح ابزاری بود.
در يكی از نشست‌های تهران از جوانان مصری كه مردم‌شان را به ميدان التحرير دعوت كردند، پرسيدم چه چيزی به شما انگيزه داد كه چنين حركت بزرگی را انجام دهيد؟ گفتند: در دهه‌ی اول پس از انقلاب شما، ما از پدران و بزرگ‌ترهايمان می‌شنيديم كه در ايران انقلابی پيروز شده كه پيام آن جز جنگ و خونريزی نيست. خيلی هم نمی‌گذاشتند واقعيت‌ها را بفهميم كه مثلاً جنگ عراق با ايران، به خاطر جاه‌طلبی رژيم بعث بوده و ايران از خودش دفاع می‌كند. در دهه‌ی دوم نيز دائماً به نسل جديد در مصر و جهان عرب اين‌گونه القا می‌كردند كه نتيجه‌ی انقلاب ايران چيزی جز عقب‌افتادگی و تحجر نيست. در دهه‌ی سوم اما وقتی دسترسی‌های رسانه‌ای و فضای سايبر فراهم شد، يك روز می‌ديديم كه ايران در حوزه‌ی هوافضا آزمون‌های مهمی دارد. روز ديگر می‌‌ديديم در زمينه‌ی ژنتيك پيشرفت‌های علمی دارد. در حوزه‌ی سياسی هم می‌ديديم مقامات ايران چقدر قوی عليه نظام سلطه حرف می‌زنند. بيش از همه‌، مذاكرات هسته‌ای شما برای‌ ما پيام تكان‌دهنده‌ای داشت. می‌ديديم جمهوری اسلامی ايران كه می‌گويند عقب‌افتاده است و كاری از دستش برنمی‌آيد، در كنار ديگر پيشرفت‌هايش، در حوزه‌ی هسته‌ای صلح‌آميز هم چنان پيشرفتی كرده كه همه‌ی دنيا و نظام سلطه روی آن حساس شده‌اند. اين برای ما جالب بود، چون قبل از آن به ما القا می‌كردند كه پيشرفت‌های ادعايی ايران دروغ است و مثلاً سانتريفيوژ و كيك زرد صحت ندارد.
اين جوانان همچنين می‌گفتند: از طرف ديگر، چون البرادعی رئيس سابق سازمان انرژی اتمی مصری بود، مسائل مرتبط با ايران را با دو انگيزه پيگيری می‌كرديم تا هم ببينيم در ايران چه می‌گذرد و هم اين‌كه اين سياست‌مدار مصری چه می‌كند؟ بدون نياز به هيچ بحثی و فقط از طريق تصاوير، پيام‌های تكان‌دهنده‌ای دريافت می‌كرديم. اولاً می‌ديديم سه چهار جوان ايرانی يك طرف نشسته‌اند و شش كشوری كه ادعای ابرقدرتی جهان را دارند، طرف ديگر. يك در مقابل شش! ثانياً مذاكره كه تمام می‌شد، نماينده‌ی ايران حرفش را بااقتدار می‌زد و گزارشی را ارائه می‌داد. طرف مقابل هم تهديد می‌كرد و می‌گفت مذاكره ديگر ادامه نخواهد يافت و فرصت ايران رو به پايان است. بعد هم می‌شنيديم كه شمارش معكوس برای حمله به مراكز اتمی ايران شروع شده و منتظر بوديم كه كِی به ايران حمله می‌شود، اما در كمتر از شش ماه می‌ديديم ايران سانتريفيوژهای نسل جديد را نصب كرد و دوباره مذاكراتی با همان وضع و همان صحنه‌ها را می‌ديديم.
گاهی آقای البرادعی مصاحبه‌هايی چه در مصر و چه در وين داشت كه در آنها اعلام می‌كرد در بازديدهای كارشناسان ما از مراكز اتمی ايران، ميانگين سنّی كاركنان آن‌ مجموعه از ۲۴ سال تا ۳۶ سال بود! دانشمندان و كارگزاران هسته‌ای ايرانی در اين رده‌ی سنی بودند و برای ما جالب بود كه طبق گزارش آقای البرادعی در اين موضوع حساس، نسل جديد جوانان ايران اين‌قدر نقش‌آفرينی دارند.
اين ده يا دوازده نفر جوان نقش‌آفرين و بازيگر اصلی در حوزه‌ی بيداری اسلامی مصر می‌گفتند: آن‌چه به ما انگيزه می‌داد، ديدن اين صحنه‌ها بود. واقعيت‌هايی كه در اين يك دهه می‌ديديم، متفاوت بود از همه‌ی آن‌چه كه سعی كرده بودند به جهان عرب القا كنند كه ايران در چه وضعيت فلاكت‌باری است. برای همين ديگران را دعوت كرديم كه به صحنه بيايند به خاطر رفع تبعيض و تحقير حاكمان مصر نسبت به جوانان و مردم مسلمان.
بنابراين چه نسل قديم نخبگان و مبارزان سياسی كه با انديشه‌های حضرت امام آشنا بودند و چه نسل جديد كه پيشرفت‌های ايران و گفتمان و مواضع منطقی و قوی مسئولين جمهوری اسلامی ايران را ديده‌اند، متأثر از عمق راهبردی ما در قلب جهان اسلام هستند.
۳. در رابطه با عمق راهبردی ايران در جهان اسلام، چند نكته در سطح مردم و حتی حاكمان منطقه تأثيرگذار است. برای نمونه مواضع ما در موضوع فلسطين و حمايت از محور مقاومت بسيار مهم است. صرف نظر از اين كه برخی حتی در جلسات به اصطلاح نخبگی و روشنفكری، موضوع فلسطين را در مسيرهای ديگری تحليل می‌كنند، در افكار عمومی جهان عرب ارزش جايگاه ايران در ارتقای مقاومت كمتر از پيشرفت‌های علمی نيست. نكته‌ی ديگر، طراحی نظام مبتنی بر ولايت فقيه است كه باعث بيمه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ايران شده و برای آنها معنی و مفهوم خاصی دارد.
آنها می‌فهمند عليرغم اين‌كه اين كشتی مسيرهای پرتلاطمی را طی می‌كند، نظام ما يك نظام مردم‌سالار و انتخاباتی است و همه‌ی مسئولان و حتی رهبری در چهارچوب مجلس خبرگان انتخاب می‌شوند. مجموعه‌ی اين واقعيات با مسائلی كه در كشورهای منطقه است، فاصله‌ی بسياری دارد. اگرچه اغلب اين كشورها دارای تركيب جمعيتی با اكثريت مسلمان هستند كه به قرآن اعتقاد دارند، اما فرهنگ جوامع آنها تحت هجمه‌ی گسترده‌ی غربی بوده و تاكنون نتوانسته ابتنای زندگی خود بر اسلام را نشان دهد.
البته امروز احيای قرآن و شريعت اسلام در مصر را با انقلاب مردم می‌بينيم. اگر اين انقلاب مبتنی بر تفكرات اسلامی نبود، قانون اساسی مصر بايد يك قانون سكولار می‌شد. اگر چنين نبود، وقتی يك مقام عالی‌رتبه‌ی تركيه به مصر رفت و مردم آن‌جا را به الگوگيری از نظام سكولار دعوت كرد، از او استقبال می‌كردند، اما عملاً چنين اتفاقی نيفتاد. بنابراين نمی‌توان گفت در مصر برخی از مردم اسلام‌خواه هستند و بخشی از مردم اسلام‌خواه نيستند. اگر مداخلات خارجی را حل كنيم و دلارهای خارجی را در نظر نگيريم كه برای مقابله با بيداری اسلامی بی‌حساب و كتاب وارد اين كشور می‌شود، نخبگان و مبارزان اسلامی در حوزه‌ی تحولات كنونی منطقه به دليل ريشه‌ای كه داشتند، در صحنه‌ی انتخابات ماندگار شده‌اند. كسانی در صحنه‌ی بيداری اسلامی ماندگار شدند كه از عمق تفكرات ناب اسلامی برخوردار بودند. جريانات ريشه‌دار توانستند با رأی مردم بالا بياييند و جرياناتی كه ريشه نداشتند با وجود نیّت خيرخواهانه، نتوانستند اكثريت را جلب كنند. پيروزی جريانات ريشه‌دار اسلامی نشان‌دهنده‌ی اين است كه اين پديده بيداری اسلامی است.
۴. در پی تحولاتی كه بيداری اسلامی در منطقه ايجاد كرد، متحدين سنتی نظام سلطه يكی پس از ديگری به چالش كشيده شدند يا نظام‌هايشان فروپاشيد. آمريكا و غرب و بخشی از حكومت‌های سياسی جهان عرب در كنار رژيم صهيونيستی به تلاطم افتادند. ابتدا خود را در مقابل انقلاب‌هايی قرار دادند كه در جريان است، اما بعد از چند هفته به اين نتيجه رسيدند كه حركت مردم ريشه دارد؛ لذا به‌سرعت روش‌ خود را تغيير دادند. سی.آی.ای و پنتاگون آمريكا كه تا لحظه‌ی آخر برای سركوب و كشتار مردم در التحرير طراحی می‌كردند، وقتی ديدند نمی‌توانند مقابل اين موج بايستند، تاكتيك خود را تغيير دادند. خانم كلينتون مورد بی‌توجهی جوانان انقلابی ميدان التحرير قرار ‌گرفت، ولی به جای اين‌كه از چندين دهه در كنار مبارك بودن عذرخواهی كند، ‌گفت ما با مردم مصر هستيم!
آنها به اين نتيجه رسيدند كه نمی‌توانند جلوی موج اسلام‌خواهی را بگيرند. البته مطالبات مردم منطقه اجتماعی، اقتصادی و سياسی است، اما وقتی آن را تجزيه كنيد، می‌بينيد كه يك واقعيت در تك‌تك اين مطالبات نهفته است؛ تمام آنها زير پوششی به عنوان اسلام‌خواهی مطرح است.
پس از اين مرحله، تصميم غرب و رژيم صهيونيستی اين شد كه نسبت به تحولات منطقه موج‌سواری كنند. ضمن آن‌كه در مراكز پژوهشی غرب و كشورهای مهم منطقه اين تلقی وجود داشت كه اتفاقات جاری، بی‌ارتباط با گفتمان انقلاب اسلامی و عمق راهبردی آن نيست. لذا تا امروز يكی از عوامل نگرانی آنها همين مسئله است.
غرب فهميده است كه به‌زودی ساختار سياسی-امنيتی جديدی در منطقه شكل می‌گيرد كه دو ويژگی دارد:
الف) ارتقای جايگاه محور مقاومت. يعنی امروز آقای اسماعيل هنيه به تونس سفر می‌كند، در حالی كه قبلاً نخست‌وزير رژيم صهيونيستی به تونس سفر می‌كرد. رمضان عبدالله به مصر سفر می‌كند، در حالی كه مقامات رژيم صهيونيستی برای سفر به مصر نگرانی‌های شديدی دارند. اگر حاكمان فعلی مصر هم بخواهند يك ديدار پنهانی با رژيم صهيونيستی برنامه‌ريزی كنند، با واكنش جدی مردم مواجه می‌شوند. پس ترتيبات جديد سياسی-امنيتی در سايه‌ی پديده‌ی بيداری اسلامی شكل گرفته كه از ويژگی‌هايش، تقويت مقاومت است.
ب) به انزوا راندن رژيم صهيونيستی و كوتاه‌كردن دست نظام سلطه در آينده‌ی منطقه.
۵. وقتی آمريكايی‌ها ديدند كه حركت مردم عميق است و موج‌سواری بر تحولات هم فايده‌ای ندارد، در اقدامی هوشمندانه، طراحی كردند تا با زبان تحولات منطقه، در سوريه نيز موجی را راه‌بيندازند. در تمام كشورهای ديگر، انقلاب‌ها در فاصله‌ی ۱۰ تا ۱۵ روز شكل گرفت، اما در سوريه پس از سه ماه انتظار، اين اتفاق نيفتاد. در الگوی مصر، تعدادی جوان به عنوان بازيگر اوليه وارد صحنه شدند و مكان هم يك ميدان اصلی در پايتخت بود. بعد زنان و سرانجام برخی توده‌های مردم وارد شدند. بعد هم نخبگان سياسی دارای ريشه‌ی مبارزاتی. در سوريه اما اولاً اعتراضات با سه ماه تأخير شروع شد. ثانياً در پايتخت اتفاق مهمی نيفتاد، بلكه اولين اعتراضات در شهرهای مرزی مانند درعا و حماء بود. ثالثاً در كشورهای ديگر مردم فرصت داشتند كه مطالبات‌شان را مطرح كنند، اما در سوريه اين اتفاق نادر افتاد كه بلافاصله با حمايت تمام‌عيار خارجی، دولت را وارد درگيری و جنگ تروريستی كردند. حتی فرصت ندادند كه بشار اسد طرح سياسی خود را دنبال كند. چطور در بحرين ابتدا بايد گفت‌وگوی سياسی صورت بگيرد، اما در سوريه اول بايد رئيس‌جمهور حذف شود و بعد وارد گفت‌وگو شويم؟!
به اعتراف خودِ آمريكايی‌ها، آنها بخشی از نيروهای القاعده را به سوريه انتقال دادند، با اين تحليل كه می‌توانند نظام بشار اسد را ساقط كنند؛ و البته بعداً آنها مهار خواهند شد. ولی مدتی بعد ديدند خطای بزرگی مثل خطاهايشان در عراق و افغانستان مرتكب شده‌اند. متأسفانه برخی دوستان ما در منطقه نيز شتاب‌زدگی كردند.
بنابراين آمريكا و متحدانش، يك انقلاب مهندسی‌شده را در سوريه پيگيری كردند. البته اين به آن معنی نيست كه سوريه در يك وضعيت دموكراتيك بود. سوريه هم مانند بسياری از كشورهای عربی نيازمند اصلاحات است، اما مردم اين كشور بايد درباره‌ی نظام سياسی‌شان خود تصميم بگيرند. نه ما و نه دوستان ما در منطقه و نه هيچ كشور ديگری نمی‌تواند به جای مردم سوريه تصميم بگيرد. البته همه يك وظيفه‌ی انسان‌دوستانه و بين‌المللی داريم كه با مساعی جمعی خود، شرايطی را فراهم كنيم تا هر چه زودتر آرامش به سوريه برگردد.
خوشبختانه تحولات منطقه در مسير بيداری اسلامی و تحت نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی ايران است. اين در حالی است كه طراحی آمريكا و متحدان منطقه‌ای آن برای محدودكردن عمق راهبردی جمهوری اسلامی ايران بود. ما از عمق راهبردی خود برای پايان‌دادن به خشونت‌ها و آغاز اصلاحات در منطقه استفاده می‌كنيم. در فضای بيداری اسلامی، پيروزی ملت‌های منطقه يكی پس از ديگری شكل می‌گيرد و نظام سياسی ايران از توقف خشونت و توجه به آراء مردم حمايت می‌كند و گفتمان ما ديدن واقعيت‌ها در فضای جديد است.
captcha