کد خبر: 2543863
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۷

حضرت محمد(ص) و دل‌نگرانی‌های ايشان

پيامبر دل‌نگران دل آشفته آن مادری بود كه فرزندش از جنگ تبوك هنوز برنگشته بود و معلوم نبود كه چه بلايی بر سرش آمده است.

در آيه پايانی سوره مباركه كهف، خدای سبحان به پيامبر خاتمش فرموده «به مردم بگو كه تو نيز مانند آنها بشر هستی و صفات بشری هر انسانی را دارا هستی، به مردم بگو كه تو هم غذا می‌خوری، می‌خوابی، می‌نشينی، راه می‌روی، ميهمانی می‌روی و مهمانی می‌گيری، گريه می‌كنی، می‌خندی، تفريح می‌روی، خانواده دوست هستی، شاداب می‌شوی و يك وقت‌هايی هم دلت می‌گيرد و حتی تو نيز نگران می‌شوی و ... .
محمد! به مردم بگو كه هر كسی كه نام انسان بر اوست، نام بشر بر اوست، صفات مذكور و هزاران صفت ديگر را می‌تواند داشته باشد؛ اما تو، تفاوتت در اين است كه غايت و انگيزه احساساتت محدود در كالبد مادی حيوانی نيست و همين است كه تو را مليح و بلكه املح انبيای خدا كرده است.
خواب، بيدار، راه، فكر، خنده، گريه، شهوت، شادابی و نگرانيت نيز براساس خواست من و اراده و برنامه من است. تو تسليم محض من شده‌ای كه اينگونه خواسته‌ها، نيازها و احساساتت تسليم تو گشته است و الان تو نيز ميان انبوه ميلياردی انسان‌های ديگر گم می‌شدی و اينگونه حبيب و پيامبر رحمت بيكران می نمی‌گشتی.
از مجموع روايات فريقين می‌توان مهم‌ترين دل‌نگرانی‌های رسول‌الله(ص) را اينگونه برشمرد:
پيامبر دل‌نگران دل آشفته آن مادری بود كه فرزندش از جنگ تبوك هنوز برنگشته بود و معلوم نبود كه چه بلايی بر سرش آمده است. پيامبر اينقدر كنار آن مادر ماند تا بالاخره خبری از فرزندش آوردند. ايشان دل‌نگران آن خانواده آبرومندی بود كه به خاطر مشكلات زندگيشان مجبور بودند پول نزول قرض كنند و خونشان قطره قطره مكيده می‌شد.
پيامبر دل‌نگران حق آن بيوه زن و فرزند يتيم مظلومش بود كه به خاطر فشار و ظلم اطرافيانشان به مسجد پيامبر پناه آورده بودند و دل نگران گناه كاران امتش بود كه غرق در گناه و تباهی شده‌اند و انتظار قبولی دعا و توبه‌هايشان دارند.
دل‌نگران آن پسر جوانی بود كه پدر و مادر بی‌منطقش او را به بهانه مشكلات مادی، سرو سامان نمی‌دادند؛ اما آن پسر از تباهی ايمانش می‌ترسيد و رسول الله(ص) همان روز، آن جوان را سر و سامان دادند.
ايشان دل‌نگران آن دختر معصوم و جوانی بود كه احساس نياز به همسر می‌كرد؛ اما به خاطر جوّ سنتی و كوته فكر اطرافيانش نمی‌توانست به خانواده‌اش بگويد، لذا به پيامبر پناه برد و پيامبر فرمودند «به منزل بر نمی‌گردم مگر اينكه اين دختر را سر و سامان دهم».
پيامبر دل‌نگران آن جنينی بود كه خداوند روزی‌اش را تضمين كرده؛ اما پدر و مادرش به خاطر ترس از فقر و خرجی‌اش آن را سقط می‌كنند ايشان دل نگران كافری بود كه سپر به صورت پيامبر كوبيده بود و پيامبر در حالی كه محاسنشان خونی بود و بی‌حال شده بودند فرمودند «ای خدا! آيا او ايمان می‌آورد؟ آيا عاقبت به خير می‌شود؟»
پيامبر دل‌نگران مردمی بودند كه با دروغ و خرافات و سنت‌های غلط به دين گرايش پيدا می‌كنند نه به وسيله عقل و فكر و تأمل عالمانه. نگران بودند كه سران دين، به بهانه دين، بی‌دينی كنند و بارها فرمودند «هدف، وسيله را توجيه نمی‌كند». نگران اسيران كافر جنگی بودند تا نكند بلال حبشی آنان را از بالای سر جنازه‌های يارانشان عبور دهد.
ايشان دل‌نگران اين بودند كه نكند اهل ايمان، دشمنی و اختلافات و رقابت‌های خويش را به ساير عرصه‌های زندگيشان بكشند و يكديگر را سياه‌تر از آنچه هستند جلوه دهند و به شدت دل نگران سكوت عالمان بودند و هرگاه سخن از بی‌تفاوتی و يا سكوت علما مطرح می‌شد، آنان را لعن می‌كردند و از آنها بيزاری می‌جستند.
پيامبر دل‌نگران مظلومی بودند كه صدايش به كسی نمی‌رسد و در نظام اسلامی، كسی صدای خرد شدن استخوان‌هايش را نمی‌شنود. دل نگران بودند كه نكند حاكمان و مسئولان از جهل و صبوری مردم و ملتشان سوء استفاده كنند يا رجال دينی مسلمين به نام دين و روحانيت، با ثروتمندان همراهی كنند و يا زندگی اشرافی به هم بزنند. لذا می‌فرمودند «فأحذروكم علی دينكم».
ايشان دلنگران اين بودند كه ثروت و قدرت مسلمين در حيطه انحصاری يك باند باشد؛ لذا می‌فرمودند «شَرُّ الناس من اكل وحده؛ بدترين مردم كسانی‌اند كه تنها تنها می‌خورند». به حراج گذاشتن آبروی ايشان از ديگر دل‌نگرانی‌های ايشان بود و آبرو، مال و خون مؤمنين را محترم‌تر از كعبه معرفی كردند.
پيامبر دل نگران رواج چاپلوسی ميان امت و رواج و گسترش نان خوری از راه تملّق بودند و به شدت دل نگران نفاق مردم و بزرگان و فساد بيوت و آقازاده‌های خاندان‌های مطرح بودند.
حجت‌الاسلام محمدرضا حدادپور جهرمی، معاون پژوهشی مدرسه علميه جهرم
captcha