فريدون نجفی، سينماگر مستند در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) با بيان مطلب فوق اظهار كرد: سينمای قرآنی را نمیتوانم تنها در يك جمله تعريف كنم، چون انجام چنين كاری در حقيقت محدود كردن اين عنوان بزرگ است، اما به طور كلی بايد گفت هر فيلمی كه قادر باشد روح معنويت، تفكر و اخلاق را در انسان زنده كند به نوعی فيلم قرآنی محسوب میشود. اين نوع نگرش هم سبب میشود كه ژانری خاص را برای سينمای قرآنی نتوان در نظر گرفت.
وی افزود: زمانی كه گفته میشود فيلم قرآنی در تمامی ژانرها جاری است تنها يك ادعا نيست، بلكه در عمل هم چنين امری صدق میكند. برای مثال فيلمی كه در ژانر كودك توليد میشود قادر است از مضمونی قرآنی بهره برد يا اينكه اين خصيصه را میتوان برای فيلمهای تاريخی، سياسی، اجتماعی و طنز نيز متصور بود.
اين سينماگر ادامه داد: نگاه غلط و آسيبرسان به فيلم قرآنی اين است كه فكر كنيم اثری را میتوان با عنوان قرآنی نام برد كه در آن تنها بايد آيه يا فصهای از قرآن روايت شود. اين طرز نگاه جدا از اينكه حيطه سينمای قرآنی را محدود میكند نوعی محدود كردن معنا نيز است.
كارگردان مستند«خانه فاطمه كجاست» در پاسخ به اين سؤال كه فيلمساز قرآنی چه شرايطی دارد؟ گفت: فيلمساز قرآنی جز دسته يا گروهی خاص نيست، بلكه سينماگری كه در اين حيطه كار میكند تنها برای عشق و اعتقادتش است كه فيلمسازی میكند، البته در اين ميان ممكن است كه برخی بخواهند برای كسب منافع مادی در اين عرصه قدم بردارند، اما مطمئن باشيد در طولانی مدت قادر به فعاليت در اين زمينه نخواهند بود، چراكه اين دسته توليدات عشق واقعی میخواهد.
نجفی در بخش ديگری از سخنان خود گفت: اگر بخواهيم بررسی كنيم كه فيلم قرآنی اگر به صورت مستقيم مفاهيم قرآنی را مورد توجه قرار دهد تاثيرگذارتر خواهد بود يا كارهايی كه غيرمستقيم به اين مضمون میپردازند، مسير را به اشتباه پيمودهايم، چون اين طرز نگاه به هيچ وجه صحيح نيست. فيلم قرآنی تنها به مدد كيفيتش سنجيده میشود؛ بدين معنا كه هم میتوان در قالب داستانی قرآنی به زيبايی اثری قرآنی خلق كرد هم اينكه میشود يك فيلم اجتماعی چنين ويژگی مثبتی داشته باشد.
وی در پاسخ به سؤالی ديگر مبنی بر اينكه شعارهای حمايت از كارهای ارزشی كه از سوی مسئولان مطرح میشود تا چه حد عينيت دارد؟ گفت: مسلما تمامی مسئولان فرهنگی ما افرادی هستند كه به اينگونه مضامين عاشقانه عشق میورزند و دوست دارند كارهايی در عرصه هنر رشد كند كه ويژگی اصليشان دينی بودنش است، اما درخصوص حمايتهای آنها از اين دسته توليدات، عملكردها متفاوت است، چون در مواقعی ضريب حمايت كاهش پيدا میكند يا در مواقعی ديگر شاهد اعتلای اين دست توليدات هستيم.
اين مستندساز متذكر شد: برای زمانی كه رشد فيلمهای دينی و قرآنی در سينمای كشورمان افت پيدا كرده هم میشود دلايل مختلفی را در نظر گرفت. برای مثال برخی محدوديتهای مالی كه به واسطه فشار و تحريمها به وجود آمده حمايت از اين دسته آثار را محدود كرده است.
وی در بخش ديگری از سخنان خود توصيه كرد: بايد شرايطی را در سينما به وجود آورد تا سينماگران جوان هم در اين عرصه ورود داشته باشند، چون باور دارم نوانديشی كه سينماگران جوان دارند اين امكان را میدهد كه فيلمهای جذابتری توليد شود. در ضمن بهرهگيری از استعدادهای جوان كمك میكند تا اين دسته آثار در سيطره يك طيف خاص قرار نگيرد.
نجفی در پايان خاطرنشان كرد: نكته مهم اينجاست كه سينمای قرآنی را نبايد تنها به سينمای داستانی خلاصه كرد، چون معتقدم سينمای مستند پتانسيل خيلی بالايی برای چنين كارهايی دارد به ويژه اينكه سينمای مستند به دليل واقعگرايی ذاتيش قادر است در اين حوزه بسيار تاثيرگذار باشد.