مرضيه حديدچی معروف به طاهره دباغ از زندانيان سياسی، فعالان مبارزه مسلحانه ضدحكومت پهلوی قبل از انقلاب و از نمايندگان مجلس شورای اسلامی و بنيانگذاران سپاه پاسداران است.
وی در كنار چاپ خاطراتش در قالب كتاب، از ديگر خاطراتش در دوران جنگ تحميلی میگويد كه بخشی از آن را در زير میخوانيد:
سال 64 بود و ما همچنان با عراق در جنگ بوديم. دستههای نيروهای داوطلب استان همدان را به منطقه كردستان میبردند و بر میگردانند. دو نفر از نيروهايی كه در قالب همين گروهها به جبهه كردستان اعزام شده بودند كه در يكی از شبها به دست نيروهای كومله دموكرات و در كمينی كه آنان بر سر راه اين بسيجيان گذاشته بودند، افتادند.
اين دو رزمنده، درجه و مقامی نداشتند و در حكم يك بسيجی ساده روانه ميدان جنگ شده بودند. مدتی به دنبالشان گشته بودند تا اينكه يكی از بسيجیهای گم شده را همراه با چند نفر از نيروهای كومله كه به سمت جمهوری اسلامی برگشته بود، پيدا كردند.
پول برای نيروهای كومله خيلی مهم بود و حاضر بودند در قبال پول، گروگانهای خانوادههايی را كه برايشان مزاحمت ايجاد كرده بودند آزاد كنند.
كوملهها اين بسيجی را كه چند تير هم خورده بود، رها كرده بودند. وی تعريف كرد كه كوملهها در مراسم عروسی كه داشتند، سر دوست بسيجی او را زير پای اسب عروس به منظور قربانی كردن همانند يك گوسفند بريده بودند.
جرم اين بسيجی آن بود كه برای دفاع از خانه، حيثيت و انقلابش به ميدان پا گذاشته بود. از اين دست مسائل طی آن دوران و در مناطق كردستان بسيار بود كه مشكلات و دشواریهايی را در مناطق غرب كشور ايجاد كرده بود.
اين گونه موضوعات نشان میدهند دشمنی كه امروز بر سر بسياری از مسائل ادعا دارد، در آن زمان با مردم عزيز كشورمان چه كرد. مسائلی كه حتی نقل كردن آنها نيز خاطر انسان را ناراحت و مكدر میكند.