حق دوست آن است تا آن جا كه میتوانی با بخشندگی و بزرگواری با او برخورد كنی و كمترين حق او اين است كه جانب انصاف را در قبال او رعايت كنی و همانگونه كه او تو را بزرگ میدارد، تو نيز او را گرامی بداری و آن گونه كه نگهبان و مراقب توست، تو نيز از وی محافظت كنی.
در هيچ بزرگواری بر تو پيشی نگيرد. اگر بر تو پيشی گرفت در صدد جبران آن برآيی و تا آن جا كه شايسته اوست در حق او كوتاهی نكنی و خود را ملزم به خيرخواهی برای او بدانی. نگهدار و پشتيبان او در اطاعت پروردگار باشی و او را ياری كنی تا بر نفس خود غلبه كرده و تصميم به معصيت خداوند نگيرد. پس مايه رحمتش باش نه مايه زحمتش.
حق معاشر تو آن است كه او را فريب نداده و به او دروغ نگويی و همچون دشمنی كه ملاحظه طرف خود را در نظر نمیگيرد با او كارشكنی نكنی. اگر به تو اطمينان پيدا كرد هرچه توانی برای او بكوش و بدان كه زيان رساندن به كسی كه به تو اعتماد كرده است مانند رباست.
حق شريك آن است كه اگر غايب بود درستی انجام امورش را بر عهده بگيری و اگر حاضر بود بر او برتری مجويی و با تكيه به نظر خودت و بدون نظرخواهی از وی تصميمگيری نكنی و بدون مشورت او عمل نكنی. مال او را برايش نگه داری و هيچ گونه خيانتی در حق او اعمال نكنی زيرا به ما رسيده است «همانا دست خداوند بر سر دو شريك است تا زمانی كه به يكديگر خيانت نكردهاند».