کد خبر: 2568481
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۹

آشنايی با چارچوب‌های قصه‌گويی؛ عامل پرمخاطب بودن آثار لطيفی در مقام كارگردان

گروه هنر: محمدحسين لطيفی از آن دسته فيلمسازانی است كه قصه‌گويی ويژگی بارز كارهايش است، به همين دليل نيز اكثر كار‌های او در سينما و تلويزيون با استقبال مخاطبان مواجه شده است.

«دودكش» جديدترين كار محمدحسين لطيفی در مقام كارگردان است؛ فيلمسازی كه در تمامی كارهايش به نوعی امضای خود را روی كار قرار داده تا مشخص شود اين كار را چه كسی ساخته است. «دودكش» نيز از اين وضعيت بهره برده و كاريست كه تماشاگر آشنا به كارهای لطيفی به راحتی می‌فهمد كه چه كسی سازنده اين كار پرمخاطب سيماست.
لطيفی فيلمسازی است كه خوب قصه تعريف می‌كند و همين امتياز هم سبب شده كه تمامی كارهايش در سينما با مخاطب خوبی مواجه شود. در كلام ديگر لطيفی يك قصه‌گوی خوب است كه از ابزار سينما و تلويزيون برای قصه‌گويی سود می‌برد. در اين ميان اين فيلمساز از بازيگران خوبی هم برای قصه‌گويی استفاده می‌كند، به همين دليل زمانی می‌بينيم كه حسين محجوب قهرمان كارش می‌شود و در زمانی ديگر محمدرضا گلزار يا بهنام تشكر، اما در تمامی كارها انتخابی كه برای نقش صورت گرفته كاملا همخوان با قصه است.
درباره «دودكش» بايد گفت، اين كار به ظاهر جز آثار طنز سيماست، اما اين خصيصه دليلی بر اين نيست كه سريال مخاطب خود را از راه لودگی جذب كند، حتی ما خنداندن تماشاگر را به واسطه ديالوگ يا رفتارهای غير قابل پيش‌بينی نمی‌بينيم، بلكه رفتار و موقعيت‌شناسی دليل خنديدن تماشاگران «دودكش» است.
نكته ظريفی درباره توضيح فوق وجود دارد، آن نيز نوعی سادگی و پاكی است كه در شخصيت‌های اصلی دودكش وجود دارد و اگر هم شيطنتی از آنها می‌بينيم به واسطه بدطينتی نيست، بلكه شرارتی كودكانه آنها را به سمت اين رفتار سوق می‌دهد. همين نكته هم دليلی بوده برای اينكه تماشاگر شخصيت‌های «دودكش» را باور كند. مطلب ديگری كه درباره شخصيت‌های اين سريال می‌توان گفت تيپ‌سازی موفق اين سريال است؛ چراكه در اين كار سعی شده تيپ‌سازی انجام شود، اما اين نگرش هيچ‌گاه به كارهای غلو‌آميز ختم نشده است.
درباره سريال «دودكش» يك خطر به شدت كار را تهديد می‌كرد. آن هم تكرار در بازی بهنام تشكر و هومن برق‌نورد است؛ دو بازيگری كه در ساختمان پزشكان به خوبی در كنار همديگر قرار گرفتند، پس ممكن بود موفقيت گذشته سبب شود كه تماشاگر آنها را با «ساختمان پژشكان» مقايسه كند يا اينكه كار شكلی تكراری به خود گيرد، ولی خوشبختانه در «دودكش» اين اتفاق روی نداد و هر دو توانستند قالبی جديد از خود ارائه دهند.
البته در اين مطلب بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه شوخی سريال «دودكش» با برخی از بخش‌های جامعه به مذاق عده‌ای خوش نيامده است. اتفاقی كه برای سينمای ما آفتی بزرگ شده، چون هر كسی اجازه دارد درباره سينما نظر دهد اما سينما اجازه ندارد به هيچ يك از بخش‌ها نقدی اندك وارد كند، در صورتی كه در برخی كشورهای جهان سينما شديدترين انتقادات را حتی به مقامات بالای سياسی وارد می‌كند.
در خاتمه سريال «دودكش» را بايد كاری متوسط در كارنامه لطيفی محسوب كرد كه همانند «صاحبدلان» نمره‌ای بالا نمی‌گيرد، اما جزء كارهای ضعيف كارگردانش هم نيست. هرچند همين كار متوسط فيلمساز در مقايسه با ديگر كار طنز سيما (خروس) از كيفيت بسيار بهتری بهره برده است.
captcha