کد خبر: 2568558
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۷

«مرگ‌انديشی و آثار تربيتی آن در نهج‌البلاغه» بررسی شد

گروه انديشه: مقاله مرگ‌انديشی و آثار تربيتی آن در نهج‌البلاغه با تأكيد بر سيره و سخن امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در كتاب دومين همايش ملی «نهج‌البلاغه و علوم انسانی» در همدان منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه همدان، مقاله «مرگ‌انديشی و آثار تربيتی آن در نهج‌البلاغه» به قلم كبری اسماعيلی، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت معلم تهران و فاطمه قاسمی دانشجوی كارشناسی ارشد رشته فلسفه و كلام اسلامی دانشگاه تربيت معلم تهران در همدان منتشر شد.
در اين مقاله آمده است: ياد مرگ به رخ كشيدن حادثه‌ای است كه همواره بر آدمی غالب بوده و از حيث غلبه‌ناپذيری، مشابه ياد خداوند است سلوك و گفتار امام علی(ع) نيز به عنوان نمونه بارز يك انسان مرگ انديش، با رويكرد تربيتی شايان توجه است.
نگارنده عنوان می‌كند: يكی از انديشه‌های اساسی در تعاليم دينی ياد كردن از مرگ است مرگ از جمله اموری است كه بسان سدی عظيم و حادثه‌ای گريز‌ناپذير، در برابر خواسته‌های بی‌پايان آدمی رخ می‌نمايد. نهج‌البلاغه نيز مالامال از سخنان اميرالمؤمنين(ع) در ياد مرگ است كه در آنجا جلوه‌هايی از روح بلند خويش و تجربيات درونی و معنوی خود را، به ظهور رسانده است مرگ‌انديشی در كلام ايشان به عنوان اهرمی در ايجاد تأثيرات عميق بر كردار و گفتار انسان‌ها مطرح بوده است.
اين مقاله در ادامه بيان می‌كند: امام علی(ع) در سراسر نهج‌البلاغه از مرگ با عناوين و اصطلاحات گوناگون، سخن ياد می‌كند كه نشان از توجه و اهتمام ايشان به اين مسئله و تشويق به جدی گرفتن و پند‌آموزی از آن برای بهتر زيستن، بهتر مردن و بهتر برانگيخته شدن، دارد، مرگ حقيقتی انكار‌ناپذير و سرنوشت محتوم هر موجودی - غير از خدای متعال ـ به شمار می‌رود و به معنای جدايی روح از بدن نيز است.
حضرت علی(ع) مرگ را نوعی دگرگونی و تكامل زندگی دانسته و آن را برزخی، ميان زندگی دنيا و آخرت به شمار آورده‌اند، وی از رسول خدا(ص) نقل می‌كند كه ايشان فرمودند: می‌ميرد از ما آن كه می‌ميرد، و مرده نيست، و می‌پوسد آن كه می‌پوسد و پوسيده نيست و از زوال ناپذيری روح پس از مرگ سخن می‌گويد.
نويسنده در ادامه به اهميت مرگ انديشی اشاره كرده و عنوان می‌كند: ضرورت مرگ انديشی مسأله توجه و تنبه هميشگی نسبت به مرگ، از اهميت خاصی برخوردار است و برای پابرجا بودن و استواری در راه اطاعت خدا و سعادت، لازم و ضروری است، هرگونه كه بينديشيم و به هر نحوی كه عمل كنيم، عاقبت در چنگال مرگ گرفتار خواهيم بود و از علايق و ارتباطات خود هر چند كه در شديدترين درجه بوده باشند، خواهيم بريد.
در اين مقاله آمده است: انسان غالبا در دوران زندگی دنيا، از هدف اصلی غافل می‌شود و به گونه‌ای رفتار می‌كند كه گويی، هميشه در دنيا خواهد ماند ياد مرگ، مايه تذكر و تنبه است كه هدف را فراموش نكند و اعمال و تصميم‌های خويش را با توجه به هدف تنظيم كند، امام علی(ع) در اين راستا می‌فرمايد: مردن چيزی به سر وقت من نيامد كه آن را نپسندم و نه چيزی پديد گردد كه آن را نشناسم، بلكه چون جوينده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد، يا خواهانی كه آنچه را كه خواهان است، بيابد
نگارنده خاطرنشان می‌كند: سكوت تنها واكنشی است كه در برابر اين كلمات می‌توان داشت، تنها بايد شنيد و انديشيد مرگ به معنای فنای مطلق نيست، بلكه انتقال از عالمی به عالم ديگر است و حيات انسان به گونه‌ای ديگر و تحت نظامی ديگر ادامه می‌يابد يادآوری مرگ در نهج‌البلاغه به عنوان يك امر تربيتی، بيش از مفاهيم ديگر مورد توجه حضرت علی(ع) بوده و در اين راستا با تشويق و ترغيب افراد به انديشيدن به مرگ، افق فكری آنها را وسعت بخشيده است.
يادآور می‌شود، اين مقاله در كتاب دومين همايش ملی «نهج‌البلاغه و علوم انسانی» در همدان منتشر شده است.
captcha