در تعاليم اسلامی به دعا توجّه ويژهای شده است، ولى با اين حال برخی از ناآشنايان به فلسفه و اسرار دعا، به اين واقعيت ممدوح خردهگيری میكنند و در اينباره میگويند: دعا با روح رضا و تسليم در برابر اراده خداوند نمیسازد، ما بايد تسليم اراده او باشيم و هر چه او میپسندد، همان را بپسنديم و دعا يكى از عوامل تخدير و كند شدن چرخهاى فعالیّت و تلاش و كوشش است؛ چرا كه مردم اين امور را رها مىكنند و به سراغ دعا مىروند!
اضافه بر همه اينها، ما چگونه مىتوانيم با دعا مقدّرات الهى را تغيير دهيم؟ اگر در علم خدا مقدّر شده حادثهاى رخ دهد، با دعاى ما تغيير نمیكند و اگر مقدّرشده كه امری واقع نشود، با دعاى ما نيز واقع نمىشود؛ اين ديدگاه به تعبير ساده بيانگر اين است كه دعا نوعى دخالت در كار خداست و او هر چه مصلحت است، انجام میدهد و نيازى به دعاى ما نيست؟!
ولى اگر مفهوم واقعى دعا و فلسفه نيايش روشن شود جایى براى اين گفتوگوها باقى نمیماند؛ مفهوم صحيح دعا اين است كه ما منتهاى تلاش و كوشش خود را انجام دهيم و آنچه را از توان ما بيرون است، به لطف خدا بسپاريم و با دعا حلّ مشكل را از او بخواهيم و به مضمون «أَمَّنْ یُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ»، به هنگام اضطرار و عقيم ماندن تلاشها و كوششها به در خانه خدا برويم و دست به دعا برداريم، به همين دليل در روايات اسلامى تصريح شده است آنهایى كه بر اثر تنبلى و كوتاهى و ندانمكارى گرفتار محروميت میشوند، دعايشان مستجاب نخواهد شد. جوان تنبلى كه تن به كار نمیدهد، دعايش درباره وسعت روزى به اجابت نمیرسد و همچنين طلبكارى كه مقدار قابل توجّهى از مال و ثروت خود را به كسى داده و شاهد و سندى نگرفته و شخص بدهكار انكار كرده است، دعاى او در اين زمينه مستجاب نيست! خلاصه اينكه ندانم كارىها و تنبلىها با دعا حل نخواهد شد. با توجّه به اين نكته دعا نه تنها عامل تخدير نيست، بلكه عامل حركت و تلاش تا آخرين حدّ توان است.
امّا اينكه گفته مىشود دعا مقدّرات الهى را تغيير نمىدهد، پاسخش روشن است. دعا سبب افزايش قابلیّت و شايستگى انسان مىشود. زيرا به در خانه خدا مىرود، دل و جان خود را به نور معرفت او صفا مىبخشد، از گناه خود توبه میكند و با توبه كه يكى از شرايط قبولى دعا است، قابليت بيشترى براى لطف پروردگار میيابد و مشمول عنايت تازهاى مىشود، زيرا خداوند مقدّر كرده آنانكه شايستهترند، بهره بيشترى از لطف و عنايت او داشته باشند.
به تعبير ديگر، خداوند نعمتها و بركاتى دارد كه شامل حال بندگانش میشود، اما مشروط به شرايطى است. يكى از شرايط آن است كه به در خانه او بروند و دست به دعا بردارند و روح خود را پاك كنند و به او نزديك شوند، بنابراين، در پرتو دعا، شرايط رحمت الهى حاصل مىشود و باران لطف او ريزش مىكند.
از آنچه گفته شد، پاسخ اين ايراد كه دعا با روح تسليم و رضا سازگار نيست، نيز روشن مىشود؛ چرا كه دعا تأكيدى است بر تسليم و رضا؛ چون خدا میخواهد از طريق دعا بندگانش به او نزديك شوند و در پرتو قرب به ذات پاك او مشمول بركات و رحمت و عنايت بيشترى گردند و به همين دليل بارها و بارها در آيات و روايات دعوت به دعا شده است.
كوتاه سخن اينكه دعا آثار تربيتى فراوانى در انسان دارد، روح و جان او را مىسازد و زنگار جهان مادّه را از او دور میكند، او را به ذات پاك خدا، به نيكىها و پاكىها و صفات برجسته انسانى نزديك مىسازد و راهى است براى كسب قابلیّت بيشتر براى تحصيل سهم افزونترى از فيض بىپايان پروردگار! آيا رسيدن به اين آثار برای فلسفه دعا و حاجت طلبی كفايت نمیكند؟
سجاد رضايی