از آن روزی كه ابن تيميه حنبلی عقايد افراطی و چهره اصلی خود را در مورد دين مبين اسلام ابراز كرد، بيش از هفت قرن میگذرد. اين فرد همان كسی است كه با بيان افكار خرافی و افراطی خود درباره مسائل مختلف دين مبين اعم از فقهی و كلامی، زمينه پيدايش و ظهور فرقه وهابی را در آينده به وجود آورد.
بايد اشاره كرد كه اگر بخواهيم انديشهٔ ابن تيميه را معرفی كنيم، وی را بايد سلفگرا بخوانيم، يعنی وی از آنهاست كه معتقدند با مرور زمان، آرمان اصلی اسلام، يعنی توحيد، تحت تأثير اختلاط مسلمانان با فرهنگهای ديگر به مرور از يادها رفته است و بهترين شيوهٔ احيای اين آرمان، كوشش برای احيای انديشههای كهن اسلامی، يعنی تفكر رايج در عصر پيامبر(ص)، صحابه، و تابعين است.
اين تيميه در عقايد افراطی خود چنان پيش رفت كه به نقد و انتقاد از مذاهب مختلف اسلامی اعم شيعه و اهل سنت پرداخت و چنان در اين راه افراط كرد كه مورد خشم و غضب علمای آن روزگار قرار گرفت و كار به جايی رسيد كه ورود او به شهرهای مختلف جهان اسلام بهويژه مكه و مدينه ممنوع شد.
اين شخص در واقع بنيانگذار تفكری است كه در آينده موجب به وجود آمدن فرقهای به نام وهابيت شد كه ادعای آنها اين بود كه تنها اين آئين نماينده اسلام راستين است و نه تنها با مذهب شيعه، بلكه با مذهب تسنن نيز از سر عداوت وارد شد و به ترويج سلفیگری و خرافات وارده بر آن پرداخت.
محمد عبدالوهاب، بنيانگذار ديدگاه جديدی در مذهب سنی حنبلی است كه بعدها به نام وهابيت در ميان مسلمانان و علمای سنی عربستان سعودی ريشه گرفت. وی تأثیرگرفته از ابنتیمیه حرّانی بود. حركت وهابيت با عقائد اسلامی به مخالفت برخاست. محمد عبدالوهاب تنها به افكار خود اعتقاد داشت و البته افكار او باعث ايجاد اختلاف بين مسلمانان شد. هماكنون اكثريت مطلق مردم عربستان سعودی خود را وهابی و پيرو عقايد محمد عبدالوهاب میدانند.
اگر به جنايات انجام شده توسط وهابیها در طول تاريخ ايشان بنگريم، مشاهده خواهيم كرد كه قتل و غارت ايشان از اهل سنت در واقع بسيار فراوانتر از اهل تشيع بوده است. علمای اهل سنت در اين زمينه بايد بيدار و گوش به زنگ باشند كه اينكه امروز پيكان حملات وهابيان رو به شيعه است نبايد آنها را غافل كند چراكه وهابیها به استناد به اينكه خود را تنها آئين راستين اسلام میدانند، دشمن اهل سنت نيز هستند و پس از شيعيان به سراغ اهل سنت نيز خواهند رفت.
ابته بايد اشاره كرد كه وهابيون در برابر شيعه كاری از پيش نخواهند برد و هوشياری و آگاهی كامل علمای شيعه در طول تاريخ در مورد جريان نفاق و موهوم وهابيت همواره ايشان را از رسيدن به مقاصد شوم خود باز داشته است و اين مطلب بيشتر به علمای اهل سنت اشاره دارد كه مبادا فكر كنند كه وهابيت به سراغ آنها نخواهد رفت.
وهابيون آنگونه كه در طول تاريخ حياتشان نشان دادهاند، نهتنها به اسلام اعتقادی ندارند بلكه با به وجود آوردن موهومات و عقايد خرافی و ادغام كردن آن با عقايد سلفی، تنها بهانهای میخواستند كه به مقاصد خود دست پيدا كنند. محمد بنعدالوهاب با پيوستن به جد خاندان آل سعود، زمينه قدرتگيری اين خاندان در عربستان را فراهم كرد و آل سعود نيز با استفاده از فتاوی وی و ديگر علمای وهابی به بسط قدرت و نفوذ خويش در عربستان پرداخت.
امروزه مشاهده میكنيم كه دست وهابيون چگونه در منطقه بهويژه در مصر و سوريه رو شده است. جنايات اين قوم جاهل و قدرتطلب به جايی رسيده كه تمامی جهان اسلام را به ستوه آورده است. قتل و غارت ملتهای مظلوم و ستمديده مسلمان توسط اين فرقه ضاله داغ بزرگی است كه پيكر جهان اسلام را به درد آرده است.
علمای شيعه با روشنگریهای خود در طول تاريخ اين فرقه همواره به ضلالت آنها حكم داده و نفاق و قدرتطلبی آنها را گوشزد كردهاند. جا دارد حال كه جنايت اين فرقه بر تمامی جهان اسلام واضح و آَشكار است، اهل سنت و بهويژه علمای ايشان نيز واكنشی همهجانبه به اين مسئله نشان دهند چراكه جنايات وهابيون به اسلام و مسلمين در اين روزگار كه مسلمانان جهان با مشكلات عديدهای مانند مواجهه با تفكر صهيونيزم روبهرو هستند، از پشت كمر اسلام را خم میكند.
بايد تمامی جهان اسلام بهويژه اهل سنت با يكپارچگی و وحدت در برابر اين فرقه ضاله بايستند و يك بار برای هميشه با مرزبندی و اعلام خارج بودن وهابيت و تفكر سلفی غلط ايشان از دايره اسلام و مسلمين، برائت خود را از اين انديشه غلط اعلام كنند.