احمد شاكری، نويسنده و پژوهشگر حوزه ادبيات در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به ويژگیها و مؤلفههای ادبيات داستانی دينی گفت: در مورد ماهيت ادبيات داستانی و مؤلفههای آن بايد گفت كه اغلب پژوهشگران ادبی براساس واقعيت و در مقايسه با مصاديق توليد شده اقدام به تعريف نظريه ادبی میكنند.
وی افزود: اين بسيار مهم است كه بدون وجود نمونههای بارز ادبيات دينی و بدون پژوهشهای تطبيقی و نظری نمیشود به چنين تعريفی دست پيدا كرد. ادبيات داستانی در كشور ما در هر دو مؤلفه، نقاط نقص و كمبودهايی را دارد.
اين عضو انجمن قلم ادامه داد: نخست اينكه به دليل سابقه ادبيات داستانی در كشور، وارداتی و ترجمهای بودن آن و غلبه تعاريف و نظريات و مبانی ادبيات غرب در ادبيات داستانی، بايد گفت كه ادبيات غرب در تاريخچه ادبيات داستانی در كشورمان نفوذ داشته است.
اين نويسنده در ادامه، آثار ادبی خلق شده پس از پيروزی انقلاب اسلامی را مورد اشاره قرار داد و تصريح كرد: البته پس از پيروزی انقلاب اسلامی نمونههايی نزديك به ماهيت ادبيات دينی خلق شد كه میتوان گفت مهمترين اين نمونهها در ذيل ژانر ادبيات داستانی دفاع مقدس جای میگيرند.
وی افزود: از آن جا كه تعريف ادبيات دينی نيازمند مطالعات ژانری در بين آثار همنوع است، يكی از مهمترين مجاری ادبيات دينی و كشف مؤلفههای آن، بررسی ادبيات داستانی دفاع مقدس است كه اين بحث، بحث روشی است.
شاكری گفت: به نظر میرسد در بحث پژوهشهای ادبی، يكی از كمبودها و خطاهای روشی در تعريف گونههای ادبی، اكتفا به تعريف اين نوع توسط داستاننويسان است. داستاننويس كسی است كه واجد خلاقيت تجربه و مهارت داستاننويسانه باشد.
اين پژوهشگر بيان كرد: برخورداری از دانش نظری و آشنايی با مكاتب نقد و نظری، لازمه داستاننويسی خلاق نيست و عموم داستاننويسان كشورمان از اين نظر، تكساحتی هستند؛ يعنی صرفاً داستاننويس و نه محقق و پژوهشگر ادبی هستند.
وی با بيان اينكه يكی از خطاهای روشی در رسيدن به تعريف ادبيات دينی اين است كه ما اين تعريف را از داستاننويسان خواسته و سؤال كنيم، بيان كرد: همواره مطمئنترين روش، علمیترين روشهاست و آنچه كه مطالعات نظری و مبنايی در بنمايههای داستانهاست. از جهت ديگر كرسیهای نظريهپردازی ادبی از جايگاه لازم برخوردار نيستند و در مجموع اين موانع موجب شده تاكنون جريان ثابت و هدفمندی در توليد نظريه ادبيات داستانی دينی محقق نشود.
شاكری در پاسخ به اينكه چگونه میتوان از ظرفيتهای ادبيات داستانی در انتقال مفاهيم دينی استفاده كرد، گفت: اين سؤال را میتوان به دو سؤال تفصيل داد؛ اينكه چه طور میتوان از ظرفيتهای ادبيات داستانی برای انتقال مفاهيم دينی استفاده كرد و اينكه ادبيات داستانی چقدر برای بازتاب مفاهيم دينی ظرفيت دارد.
اين نويسنده افزود: اين سؤال پژوهش ادبی را وارد اين چالش مهم میكند كه قالبهای داستانی كه براساس مبانی انديشه غربی شكل گرفته و در جوامع اومانيسم رشد پيدا كردهاند و پيوند تنگاتنگی در تكنيك و زيبايیهای اثر هنری با انديشه غربی دارند، تا چه ميزان قادر هستند مفاهيم دينی را منتقل كنند؟
وی اظهار كرد: قالبهای نوپديدی چون رمان، داستان كوتاه و داستانك نيز تا چه ميزان قابليت پرداخت مفاهيم دينی را دارند؟ آنچه به عنوان فرض قطعی مورد پذيرش داستاننويس متعهد است، امكان خلق داستان است و در اين ترديدی وجود ندارد، اما در كيفيت اين اثر كه به مؤلفههای اثر دينی برمیگردد، اختلافنظرهايی وجود دارد.