به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ديدار با برادر شهيد حسين محمدی كه در عنفوان جوانی، جانش را برای حفاظت از دين و كشور در راه خدا ايثار كرد، راه را برای شناخت اين شهيد باز كرد كه گفتوگو با برادر اين شهيد را به مرور در اختيار مخاطبان قرار میدهيم.
ياد و خاطره شهيدان، همواره در دلهای مؤمنين كه حرم سرالله و لوح محفوظ الهی است، جای دارد. ای شهيدان؛ آنان كه بر كرانه ازل و ابدی وجود نشستهايد؛ دستی برآوريد و ما قبرستاننشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كشيد. به اميد آن روز كه مرگمان با سرود شهادت طربانگيز شود.
شهيد حسين محمدی، فرزند اول خانواده در سال 49 در تهران متولد شد و از همان كودكی علاقه خود را نسبت به انجام دادن تكاليف و فرايض با رفتن به مسجد و قرائت آيات كلامالله مجيد نشان داد.
او همزمان با گذراندن دوران راهنمايی در پايگاه مسجد با شركت در برنامهها از جمله انتخابات، فعاليتهای تابستانی و برگزاری كلاسهای قرآن شركت كرد.
در يكی از جلسات قرآن ماه مبارك رمضان سال 63 كه در مسجد قدس توسط استاد سيدمحسن موسوی برگزار شد، شيفته كلام وحی و قرائت قرآن شد و به كلاس دارالتحفيظ رفت و با چيدن رحل و قرآن و تنظيم كلاس، به انتظار استاد مینشست.
پس از گذشت زمانی اندك، يكی از شاگردان ممتاز استاد شد كه اين همراه با فضايل و مكارم اخلاقی او بود. وی در همان كلاس استاد موسوی نيز به حفظ قرآن مشغول بود و قسمتی از قرآن را نيز حفظ كرد.
در آن سن كم، آنچه وی را مورد وثوق استاد و ديگران قرار داد، لحن دلنشين و اخلاقيات خاص وی بود. حسين در ترتيل، لحنی بسيار دلنشين و حزين داشت، به گونهای كه استاد اجازه میداد در جواب سؤال حفظ قرآن كريم، نه تنها چند آيه، بلكه يك صفحه كامل را به ترتيل قرائت كند.
همچنين بارها اتفاق میافتاد كه نوبت قرائت او میگذشت؛ يعنی نوبتش را به ديگری میداد و وقتی استاد او را برای قرائت قرآن صدا میكرد، چنان با اخلاص میخواند كه صدای او در دل هر شنوندهای جای میگرفت.
وی در موارد اخلاقی هم فرد خاصی بود؛ چهره بشاش، خوشرويی در برخورد، ادب به استاد و پدر و مادر و تواضع، او را بیمثال كرده بود.
شايد بهتر باشد بگويم كه او تفسيری از آيات عرفانی و اخلاقی قرآن كريم بود و در اين سن كم با اين همه كمال و جمال، عشق به معبود، او را در خدا ذوب كرد و به تعبير استاد سيدمحسن موسوی، كرامات قرآنی و اخلاقی، حسين را گل سرخ دارالتحفيظ كرد.