کد خبر: 2592070
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۷:۰۴

«نرمش قهرمانانه» به معنای ارتقای ديپلماسی است

گروه سياسی: نرمشی كه رهبر معظم انقلاب به آن اشاره فرمودند، يعنی ديپلماسی ما بايد از جايی كه قرار دارد يك مدار ارتقاء پيدا كند؛ ديپلماسی ما بايد درخور اين شأنی باشد كه الان داريم.

به گزارش خبرگزاری بين المللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی خامنه ای، ‌رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار اخير خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ی استفاده از تاكتيك «نرمش» در سياست خارجی و داخلی گفتند: «ما مخالف با حركت‌هاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى، چه در عالم سياست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سال‌ها پيش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در يك جاهایى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى می‌گيرد و يك جاهایى به دليل فنى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است.»
در گفت‌وگو با محمدجواد لاريجانی، دبير ستاد حقوق بشر قوه‌ی قضائيه به بحث درباره چيستی و چگونگی «نرمش قهرمانانه» در عرصه سياست خارجی و الزامات و اثرات آن پرداختيم.
رهبر معظم انقلاب در ديدار اخير فرماندهان و مسئولان سپاه مجدداً از اصطلاح «نرمش قهرمانانه» استفاده كردند كه واكنش‌های بسياری در داخل و خارج نسبت به آن صورت گرفت. بسياری از كارشناسان داخلی و خارجی تعاريف متفاوتی از اين اصطلاح ارائه كرده‌اند. تعريف شما از «نرمش قهرمانانه» چيست؟
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دارای محورهای مختلفی است كه اين محورها از نظر معنايی مكمل همديگر هستند. درباره مفهوم قهرمانانه، نكته اول مسئله قهرمانی است. در عالم سياست، مسئله بسيار كليدی اين است كه ما بدانيم دقيقاً كجا هستيم و يك فهم درست از وضعيت موجود داشته باشيم. اگر خودمان را كمتر از آن چيزی كه هستيم بدانيم، ذليل می‌شويم و فرصت‌ها را از دست می‌دهيم. اگر هم خود را بيشتر از آن چيزی كه هستيم بدانيم، اغوا می‌شويم و به كارهايی دست می‌زنيم كه توانش را نداريم. پس فهم درست از موقعيتی كه داريم، مهم است.
اهميت اين بحث، به‌خصوص بصيرت سياسی خيلی قابل تأكيد است. ركن اول بصيرت سياسی، تشخيص وضعيت است. يعنی ما يك تصوير واقع‌بينانه از خودمان و محيط پيرامون‌مان داشته باشيم. بدانيم كجا هستيم و موقعيت و امكاناتمان چيست؟ اگر ما از اين‌ها اطلاع نداشته باشيم، بصير نيستيم. ممكن است خيلی آدم خوبی باشيم، طرفدار حق هم باشيم، ولی بصير نيستيم. بصيرت سياسی با تصوير واقع‌بينانه از وضعيت آغاز می‌شود، اما به اين‌جا ختم نمی‌شود. ما بايد بعد از شناختن موقعيت خودمان، وظيفه را هم بشناسيم. بعد بايد برای انجام وظيفه در زمان خودش و به اندازه‌ی خودش قيام كنيم؛ نه ديرتر و نه زودتر؛ نه كمتر و نه بيشتر. اگر فرد در اين سه موقعيت به خوبی عمل كند از لحاظ سياسی بصير است. چنين فردی هم تصوير واقع‌بينانه‌ای از موقعيت موجود دارد، هم وظيفه‌اش را خوب می‌شناسد و هم برای انجام وظيفه در زمان خود و به اندازه قيام می‌كند.
چگونه می‌توانيم ارزييابی واقع‌بينانه‌ای از وضعيت خودمان داشته باشيم؟
طبيعتاً دشمن به ما القاء می‌كند كه شما وضعتان بد است. می‌گويند تحريم‌ها را ببينيد؛ بانك‌هايتان نمی‌توانند فعاليت كنند، نفتتان را نمی‌توانيد بفروشيد و مشكلات اقتصادی پيدا كرديد. دشمن می‌خواهد به ما بگويد شما ضعيف هستيد، پس حرف ما را بايد گوش كنيد. اما آيا ما واقعاً ضعيف هستيم يا نه؟ ما وضعيت را چطور بايد تشخيص بدهيم؟ برای فهم وضعيت احتياج به يك خط تراز داريم. اين خط تراز چيست؟ اول اين‌كه وضعيت، مسأله‌ی انقلاب است. با پيروزی انقلاب اسلامی، ملت ما وارد يك تجربه‌ی جديد، يعنی بنا كردن يك نظام سياسی و مدنی بر اساس اسلام شد. ما بايد بدانيم كه مظاهر اين تجربه در بعد داخلی، در بعد جهان اسلام و در بعد بيرون از جهان اسلام چه بوده است.
بر اساس اين‌كه انقلاب اسلامی چقدر نمود و نتيجه داشته است، خط تراز مشخص می‌شود و ما می‌فهميم كه آيا ما قهرمان هستيم يا شكست‌خورده؟ من در اين‌جا می‌خواهم از ديد ديگران بحث كنم. از ديد خودمان ماهيت اسلامی ما و اجرای احكام اسلام، اين‌ها بسيار مهم است. من می‌خواهم بگويم حتی افرادی كه سكولار هستند و از بيرون ما را نگاه می‌كنند چه قضاوتی دارند. در داخل كشور، ما بعد از سی و چند سال بزرگ‌ترين و عميق‌ترين دموكراسی را در منطقه داريم. در تمام كشورهای منطقه‌ی ما هيچ كشوری نيست كه پايه‌ی نظام مدنی‌اش مثل ما باشد. انتخابات اخير كه حماسه‌ی حقيقی سياسی بود، فقط يك نمود از اين موقعيت است. در جهات ديگر، ساختار مهم مدنی ما، استحكام ساختار مدنی ما، قوه‌ی قضائيه‌ی، قوه‌ی مقننه‌ی، قوه‌ی مجريه‌ی و نهادهای ديگر قرار دارند كه به عنوان نمودهايی از اين خط تراز بايد مورد بحث قرار بگيرند.
در جهان اسلام نمود اين خط تراز، مسأله‌ی نهضت بيداری اسلامی است. ما بايد دقيق باشيم. نهضت بيداری جدای از بحث انقلاب است و تأسيس حكومت بر اساس آن انقلاب نيز بحث ديگری است. در يك جايی نهضت به انقلاب منجر می‌شود، گاهی انقلاب به تأسيس حكومت منجر می‌شود و گاهی هم نمی‌شود. نهضت، امروز بالنده است. اگرچه در مصر انقلابشان با مشكل روبه‌رو شد، اما نهضت‌شان كه باقی است. نهضت چيزی نيست كه با معيار حكومت سنجيده بشود. خودِ نهضت اسلامی كشور ما از خرداد سال ۴۲ تا سال ۵۷ جريان داشت و در سال ۵۷ انقلاب شد. پس اين‌ها مفاهيمی است كه هر كدام ميزان اندازه‌گيری‌شان مختلف است. نهضت بيداری اسلامی ابعادش فراتر از آن است كه مثلاً بگوييم در يك جايی مخفی بشود. اين نهضت فراگير شده است، به‌طوری كه الان كشورهای غربی پريشان هستند كه اين نهضت كه مثلاً توانسته‌اند مقابل آن در مصر بايستند، چه خواهد شد؟ نكند پس‌فردا قوی‌تر ظاهر شود. الان معلوم شده است كه نهضت برجا است.
در بعد خارج از كشورهای اسلامی، پرچم مبارزه با ظلم، پرچم بسيار بزرگی است. اين‌كه ما نه ظلم می‌پذيريم، نه ظلم می‌كنيم ديگر فقط شعار امروز رهبر معظم انقلاب نيست. زمانی كه ايشان می‌خواستند بروند در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی كنند، من مسئول تهيه‌ی پيش‌نويس نطق ايشان بر اساس محورهايی كه خودشان به من داده بودند بودم. شعار آن نطق لاتظلمون و لاتظلمون بود. تقريباً ۴۸ ساعت به انجام نطق ايشان مانده بود، حضرت امام رحمه‌الله از طريق مرحوم حاج احمد آقا پيغام دادند كه ايشان می‌خواهند نطق را ببينند. ما نطق را فرستاديم. ايشان اين را بسيار پسنديدند. البته اضافاتی هم كردند. اين شعار كه نه ظلم كنيم و نه مورد ظلم قرار بگيريم، شعار بسيار مهمی است.
وقتی شما با مردم دنيا صحبت می‌كنيد و به آن‌ها می‌گوييد كه ما شعارمان اين است كه نه ظلم می‌كنيم و نه ظلم می‌پذيريم، آن‌ها اين را به خوبی حس می‌كنند و درستی آن را حتی از چهره‌ی ما هم می‌فهمند. ما به هيچ كشوری تجاوز نكرديم. ولی متجاوز را پشيمان كرديم. ما در مسأله‌ی هسته‌ای نمی‌خواهيم بمب درست كنيم و به جايی حمله كنيم. منتهی از حق خودمان هم حاضر نيستيم كوتاه بياييم. اعلام و عمل به اين‌كه ما نه ظلم می‌پذيريم و نه ظلم می‌كنيم، در دنيايی كه پر از ظلم است، پيروزی بزرگی است. اين حرف به ما می‌آيد. حالا اگر مثلاً دولت انگليس بگويد ما نه ظلم می‌كنيم، نه ظلم می‌پذيريم، كسی از او نمی‌پذيرد. می‌گويد شما ۴۰۰ سال است ظالم هستيد، همين امروز هم ظلم می‌كنيد. ظلم هم می‌پذيريد.
بنابراين من می‌خواهم بگويم با اين خط تراز، ما در موضع خاص خودمان هستيم. امروز كشور ما در بالاترين و پوياترين وضعيت داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. اين حرف ژورناليستی نيست. اين حرف از روی معيار است. البته هرچه قوی‌تر بشويم، به سمت ما تيرهای بيشتری رها می‌شود. حالا كسی كه می‌خواهد از خود نرمش نشان دهد يا نشان ندهد، بايد از اين موضع قهرمانی باشد. شما بايد بدانيد كجا هستيد. نبايد فكر كنيد كه ضعيف هستيد. تعامل با دنيا برنامه می‌خواهد. تعامل شامل قهركردن، حرف نزدن، حرف زدن، خنده و پرخاش است. پس نوع تعامل به تناسب منافع ملی ما و به تناسب مقطع زمانی تعيين می‌شود. هيچ كدام از اين رفتارها و مواضع اصالت ندارد؛ نه نرمش اصالت دارد و نه اوقات تلخی؛ آن‌چه كه اصالت دارد، تأمين منافع ملی ماست.‌
با توجه به مطالبی كه گفتيد، حال می‌توانيم تعريفی از «نرمش قهرمانانه» ارائه دهيم؟
نرمش قهرمانانه به اين معناست كه شما اصل را می‌چسبيد، اما نسبت به حواشی‌اش نرمش نشان می‌دهيد. اصل برای ما منافع كشور است. قهرمانی كه در تكنيك به تعبير رهبری نرمش به خرج می‌دهد، می‌خواهد زمين نخورد. اصل بر اين است كه پشتش به خاك نخورد، منتهی در عملياتش نرمش دارد. پس نرمش ما برای حفظ آن منافعی است كه برای ما حياتی هستند. نرمش تكنيك ماست و به معنای اين نيست كه ما بخواهيم از اين تجربه‌ی عظيم كه بعد از سی و چند سال ايران را برخوردار از بزرگترين دموكراسی در منطقه كرده چشم بپوشيم. نرمش به اين معنا نيست كه ما آن تجربه‌هايی را كه كشورمان را به مؤثرترين كشور در خاورميانه و جهان اسلام تبديل كرده و اعتبار عظيمی به آن در دنيا داده است فراموش كنيم.
ما بايد توجه كنيم كه اعتبارمان در صحنه‌ی بين‌الملل به اين نيست كه مثلاً دولت فرانسه يا آمريكا يا فلان كشور به‌راحتی به شهروندان ما ويزا بدهد يا ندهد؛ اين‌كه اعتبار نيست. آن‌ها از نوكرانشان اصلاً ويزا نمی‌خواهند. شأن برای ما موقعی است كه اسم ايران با مبارزه با ظلم، با استقامت و با شجاعت همراه باشد. شأن برای ما در آن است كه مردم دنيا ما ايرانی‌ها را به شجاعت و ايستادن در برابر ظلم بشناسند. ما به دنبال اين هدف هستيم.
به هر صورت ما در يك خانواده‌ی بين‌المللی زندگی می‌كنيم. اهداف خودمان را داريم، توفيقات خودمان را هم داريم. طبيعتاً در يك خانواده، يكی شرور است، يكی ضعيف است، يكی خوب است، يكی بد است. ما بايد استراتژی تعامل با همه را داشته باشيم. استراتژی تعامل يك بحث بسيار اساسی است و انتظار رهبری از دستگاه ديپلماسی ما و دولت اين است كه يك ديپلماسی حساب‌شده و مبتنی بر اين ملاحظات را داشته باشند. من اين سخنان رهبری را فتح باب بسيار جديدی می‌دانم.
اما برخی افراد استفاده كردن رهبر انقلاب از اين اصطلاح را نشانه‌ی ضعف دانسته و آن را آمادگی برای عقب‌نشينی تفسير كرده‌اند.
اين‌كه گفته می‌شود ما الان در موضع ضعف قرار داريم و به خاطر تحريم‌ها و فشارها بايد نرمش نشان دهيم، خودش القاء دشمن است. نرمشی كه ايشان اشاره فرمودند، يعنی ديپلماسی ما بايد از جايی كه قرار دارد يك مدار ارتقاء پيدا كند. ديپلماسی ما بايد درخور اين شأنی باشد كه الان داريم. نه اين‌كه نبوده، بلكه بايد ارتقای بيشتری پيدا كند. پيشرفت ديپلماسی به اين است كه همه‌ی ابزارها را در جهت مقاصد اصلی به كار بگيريم؛ يعنی در چهارچوب اصول، از همه‌ی تاكتيك‌هايی كه متناسب با شأن ملت و اهداف ما و آن موقعيتی كه در آن قرار داريم استفاده كنيم. بنابراين اين موضوع به هيچ‌وجه معنای عقب‌نشينی ندارد بلكه به معنای پيچيده‌تر شدن، داهيانه‌تر شدن و توجه بيشتر به هدف است.
امروز همه‌ی دنيا به تأثيرگذاری ما در منطقه اذعان دارند، به‌طوری كه مسائل منطقه بدون ما حل نمی‌شود. با توجه به اين وضعيت، ما ديپلماسی‌مان هم بايد آماده‌ی سازوكاری باشد كه از اين وضعيت بهترين استفاده را ببرد. شرايط ما در روزی كه صدام با تحريك آمريكا به ما حمله كرد يك گونه بود و امروز به گونه‌ای ديگر كه هر وضعيت، يك نوع از تعامل ما با غرب را می‌طلبد. بنابراين ما هميشه برای تعامل با غرب برنامه داريم و بايد داشته باشيم؛ اما نوع اين تعامل و ادبيات و زبانش را به تناسب شرايط بايد تعيين كنيم. يعنی هرجا منافع ملی ما ايجاب كند، منافعی كه شامل ماهيت اسلامی ماست و جدای از اسلام كه پايه‌ی عزت ماست نيست، ما تعاملمان را با غرب بر اساس آن منافع ملی تعيين می‌كنيم.
پيام اين صحبت رهبر انقلاب دو نكته است؛ يكی اين‌كه ديپلماسی ما بايد ارتقاء پيدا كند. ديپلماسی ما نبايد فقط تلويزيونی باشد. بايد متفكرين ديپلماسی ما بنشينند و طراحی‌های داهيانه كنند. يك جا نرمش است، يك جا پرخاش است، يك جا تحرك است و يك جا قهر است و جايی ديگر آشتی است. ديپلماسی ما امروز بايد درخور اين شأنی باشد كه ما در منطقه و جهان داريم.
نكته‌ی دوم اين است كه آن‌هايی كه مجری ديپلماسی هستند، حتماً يادشان باشد كه در چه موضعی هستند؛ يادشان باشد كه مشغول فعاليت ديپلماتيك برای كشوری بزرگ هستند، كشوری كه بزرگترين دموكراسی را در منطقه دارد، قوی‌ترين نهضت‌های اجتماعی را در كشورهای اسلامی به راه انداخته و پرچم‌دار رفع ظلم در همه‌ی اشكال آن هست. آن‌ها بايد اين موقعيت را نمايندگی كنند. هر حركتی كه اين موقعيت را نمايندگی كند، چه با لبخند و چه با اخم، اين حركت می‌تواند موجه باشد. البته در اين‌جا اصل برای ما، تعامل منطقی با دنيا است. ما اصلاً زبان تهديد را كه زبان آمريكايی‌ها است قبول نداريم. ما می‌گوييم حتی با دشمن‌مان هم منطقی صحبت می‌كنيم. منتهی اگر آن‌ها تهديد كنند، طبيعتاً زبان تهديد جواب مناسب خودش را می‌خواهد.
همان‌طور كه اشاره كردم، ديپلماسی برای يكی از نحوه‌های اجرای تعامل بين‌المللی ماست؛ تعامل بين‌المللی با ديگران. ديگران انواع مختلفی دارند. بيشترين تعامل مربوط به دشمنان است. «مديريت دشمنی» بخش بسيار مهمی از ديپلماسی كشور است كه شامل انواع اقدامات می‌شود. يك بخش آن مذاكره و كار ديپلماتيك است. مذاكره هم همان‌طور كه رهبر انقلاب اشاره فرمودند با لبخند شروع می‌شود. كسی مذاكره را با دعوا شروع نمی‌كند، مگر خود غربی‌ها كه اين‌چنين هستند. ما اهل اين كارها نيستيم. اما ما قاطع، روشن، با استدلال و بدون ابهام بحث می‌كنيم.
ما بايد پرچم‌دار ظلم‌ستيزی و حق‌مداری باشيم. ظلم‌ستيزی ما فرعی از حق‌مداری‌مان است. حق اصلاً احتياجی به دعوا ندارد. حق احتياج به بيان صريح دارد. در عين حال ما از اخم كردن هم ابايی نداريم. جايی كه لازم باشد اخم می‌كنيم، جايی كه لازم باشد در دفاع از حق پرخاش می‌كنيم و جايی كه لازم باشد، نرمش هم نشان می‌دهيم. اين در واقع انتظاری است كه رهبری از ديپلماسی ما در اين موقعيت دارند. ديپلماسی ما بايد به تناسب شرايط پيچيده بشود. هدف‌ها و منافع مشخص است. بايد تكنيك بالاتری لحاظ شود. ديپلماسی مسائل و شرايط خودش را دارد. بنابراين به نظر من به كار بردن تعبير «ضعف» برای «نرمش» يك اشتباه بزرگ است. تعبير درست اين است كه ديپلماسی ما بايد ارتقاء پيدا كند و پيچيده‌تر شود. حالا عده‌ای ممكن است اين اصطلاح را حمل بر ضعف كنند؛ اين‌ها هم كمی كه صبر كنند، برايشان معلوم می‌شود كه ضعيف چه كسی است.
captcha