کد خبر: 2596239
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۶

سينما توانی برای حمايت از ژانر دفاع مقدس ندارد/ لزوم حمايت تلويزيون

گروه هنر: يك فيلمنامه‌نويس تأكيد كرد: از نگاه من سينما ديگر محل مناسبی برای فيلم‌های دفاع مقدسی نيست، چون تصور می‌كنم مخاطب امروز سينما كه عمدتا جوانان هستند به دليل فاصله زمانی با جنگ، برای اين دست فيلم‌ها آن گونه كه لازم است هزينه نمی‌كنند اما در تلويزيون وضعيت اينگونه نيست.

خشايار الوند، فيلمنامه‌نويس سينما در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) با بيان مطلب فوق اظهار كرد: به طور كلی من فيلم‌های دفاع مقدسی را به دو شكل دسته‌بندی می‌كنم؛ ابتدا آثاری كه در آن به شكلی مستقيم به جنگ پرداخته می‌شود؛ آثاری كه عموما برای تهييج مخاطبان ساخته می‌شوند تا به واسطه آن روحيه حماسه و ايثار را در جامعه بالاتر ببرند.
وی افزود: اين دسته فيلم‌ها نيز عموما در دهه 60 توليد می‌شدند. در ميان اين كارها نيز هم می‌شد كارهای فاخر و ارزشمندی يافت كه به خود جنگ پرداخته بودند، هم كارهايی كه جنگ را تنها بهانه‌ای كرده بودند برای به تصوير كشيدن صحنه‌های زد و خورد، بدون اينكه بخواهند در آن واقع‌نگری را لحاظ كنند.
اين فيلمنامه‌نويس ادامه داد: منظورم از گفته فوق اين نيست كه در فيلم‌های جنگ صحنه‌های جنگی وجود نداشته باشد، چون اصولا تصوير كردن جنگ بدون انفجار و صحنه‌های اكشن ممكن نيست، اما اين خواسته بايد به نحوی باشد كه با واقعيت همخوان باشد. اگر گفته‌ام را بخواهم ساده‌تر بيان كنم بايد بگويم كه نشان دادن يك بسيجی كه به تنهايی ده‌ها عراقی را می‌كشد و سالم به پايگاه بر‌می‌گردد در تفكر مخاطب امروز جای نمی‌گيرد.
الوند در بخش ديگری از سخنان خود گفت: نوع ديگری از آثار ژانر دفاع مقدس توليداتی است كه به جنگ نه به صورت مستقيم، بلكه به صورت جانبی نگاه می‌كنند، بدين معنا كه داستان و سرگذشت آدم‌های جنگ بعد از هشت سال دفاع مقدس ترسيم می‌شود؛ «آژانس شيشه‌ای» بارزترين مثال در اين حوزه است، اين توليدات نيز عموما پس از پايان جنگ در كشورمان باب شد.
وی در بخش ديگری از سخنان خود تصريح كرد: امكانات در سينمای دفاع مقدس نقش و جايگاهی ويژه دارد، چون تا زمانی كه تجهيزات در اين گونه آثار فراهم نباشد كاری در خورد توجه توليد نخواهد شد. در اين زمينه هم تنها بخشی كه می‌تواند اين امكانات را برای سينماگران فراهم كند نهادهای دولتی هستند چون هيچ دفتر سينمايی در كشورمان قادر نيست كه برای فيلمش تانك يا هواپيما تأمين كند.
اين فيلمنامه‌نويس يادآور شد: برای اينكه به اهميت امكانات در ژانر دفاع مقدس اشاره كنم به دو مثال اكتفا می‌كنم؛ بعد از فيلم «پناهنده» در جشنواره فجر از ملاقلی‌پور (كارگردان فيلم) سؤال شد كه چرا از سينمای جنگ فاصله گرفته است، وی در جواب گفت خسته شده از بس كه برای گرفتن يك فشنگ، پوتين بوسه زده است. يا اينكه ابراهيم حاتمی‌كيا در نشستی كه سينماگران با رهبر معظم انقلاب داشتند از ايشان خواستند به فيلمسازان هم درجه دهند تا آنها مجبور نباشند برای گرفتن تجهيزات التماس هر فردی را بكنند.
وی در پاسخ به اين سؤال كه تجربه حضور در سال‌های جنگ تا چه حد می‌تواند به فيلمنامه‌نويس در خلق كاری بهتر در حوزه سينمای جنگ كمك كند؟ گفت: دوست ندارم اين گفته را به حساب خودنمايی بگذاريد، من خود شش ماه تجربه حضور در جبهه را داشته‌ام. در اين مدت چيزهايی ديد‌ه‌ام كه تصورش برای خيلی‌ها ممكن نيست. اين ويژگی برای من دو موقعيت به همراه دارد؛ اول اينكه می‌توانم به شكلی جزئی‌تر به جنگ بپردازم، دوم اينكه به واسطه آن تجربه، ارزش رشادت‌ و ايثارها را می‌فهمم و سعی می‌كنم به شكل بهتری آن را در كارم لحاظ كنم.
وی در پاسخ به اين سؤال كه چرا وی با وجود تجربه شخصی در اين حوزه آن چنان كه بايد فعال نيست، گفت: وقتی می‌بينيم فيلمسازانی چون تقوايی و كيميايی علاقمند كار كردن در اين حوزه هستند اما امكانات برايشان فراهم نيست، چگونه انتظار داريد من تمام انرژی خود را روی سناريويی متمركز كنم كه می‌دانم شرايط ساختش هيچ‌گاه فراهم نمی‌شود. دليلم نيز اين است كه من جنگ را تجربه كردم پس اگر بخواهم درباره آن بنويسم كاری را خلق می‌كنم كه در برگيرنده واقعيت‌های جنگ باشد. اين فيلمنامه نيز مسلما كاری پرهزينه خواهد شد كه اميدی به ساختش نمی‌رود.
وی با بيان اينكه خيلی از واقعيت‌‌های جنگ هنوز مطرح نشده است، گفت: در جنگ اتفاقات بسياری رخ داده كه هنوز در آثار سينمايی به آن پرداخته نشده است. اتفاقاتی كه بايد به آن پرداخته شود تا اگر دوباره آن اتفاق روی داد بدانيم در آن وضعيت بهترين كار چيست. برای اين گفته مثالی روشن می‌زنم؛ زمانی كه قطعنامه از سوی كشورمان پذيرفته شده فضايی در جبهه حاكم شد كه من آن را هيچ‌گاه در فيلمی مشاهده نكردم، در صورتی كه می‌توان با ساختن فيلم در اين زمينه، راه‌حلی برای احتمالات آينده پيدا كرد.
اين فيلمنامه‌نويس در پاسخ به اين سؤال كه تجربه حضور در جبهه تا چه حد برای فيلمسازی در حوزه سينمای جنگ ضروری است، گفت: مسلم است كسی كه جنگ را ديده می‌تواند تصويرگر بهتری از اتفاقات آن دوران باشد. برای مثال می‌توانم به صحنه‌آرايی برخی از فيلم‌های ملا‌قلی‌پور اشاره كنم كه به خوبی نشان می‌داد اين كارگردان جنگ را به درستی درك كرده است. در اين ميان نبايد اين نكته را هم از ياد برد كه اين خصيصه، دليلی بر اين نيست كه فيلمسازانی كه جنگ را نديده‌اند فيلمسازانی غير موفق هستند.
وی ادامه داد: با استفاده از مشاوران خبره می‌توان بر ضعف فوق فائق آمد، به نحوی كه هم واقع نگری در كار لحاظ شود، هم اينكه ما شاهد كاری فاخر و عظيم در اين حوزه باشيم. مثال بارز در اين حوزه فيلم «نجات سرجوخه رايان» است؛ در اين فيلم كه روايت‌گر جنگ نورماندی بود تصاويری به زيباترين شكل ممكن خلق شده بود، در صورتی كه اسپيلبرگ جنگ جهانی دوم را نديده بود، اما باز هم می‌گويم كه كسی كه جنگ را ديده می‌تواند به لحاظ حسی كار بهتری را در اين حوزه توليد كند.
الوند با بيان اينكه سينمای جنگ را بايد تلويزيون حمايت كند، گفت: از نگاه من سينما ديگر محل مناسبی برای فيلم‌های دفاع مقدسی نيست، چون تصور می‌كنم مخاطب امروز سينما كه عمدتا جوانان هستند با جنگ فاصله گرفته‌اند، پس طبيعتا برای اين دست فيلم‌ها آن گونه كه لازم است هزينه نمی‌كنند اما در تلويزيون وضعيت اينگونه نيست، چون تماشاگر دغدغه مادی برای تماشای كارش ندارد پس می‌توان با ساخت سريال‌های عظيم و خوش ساخت به بهترين نحو پيام‌های مورد نظر را به مخاطبان منتقل كرد؛ همانند كاری كه سريال «خاك سرخ» ساخته ابراهيم حاتمی‌كيا انجام داد.
وی در پايان خاطرنشان كرد: هفته دفاع مقدس آن نيست كه ما تنها فيلم‌هايی نظير «پايگاه جهنمی» را برای بيستمين بار پخش كنيم، بلكه بايد به گونه‌ای عمل كرد كه در هر سال شاهد توجه بيشتر به اين حوزه باشيم. برای توضيح خود هم راهكاری ارائه می‌دهم؛ می‌شد در اين ايام دو سالن را به پخش فيلم‌های خوب سينمای دفاع مقدس اختصاص داد كه به صورت رايگان فيلم نمايش می‌دادند؛ اقدامی فرهنگی كه اگر برای مردم به ويژه محصلان روی می‌داد تبعات مثبت بسيار به همراه می‌داشت.
captcha