به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ماهنامهای با عنوان «فرهنگ اسلامی» منتشر میكند كه حاوی مطالبی در حوزه ادبيات، ارتباطات، بيداری اسلامی، تاريخ، سياست، مطالعات اجتماعی و مصاحبه است.
در بخش ادبيات گلچينی از شعر امروز به انتخاب عليرضا قزوه از سه شاعر معاصر كشورمان است و در ادامه بازخوانی شعر «سفر ايستگاه» قيصر امينپور بر پايه نظريه نقشهای زبان ياكوبسن درج شده است.
بخش ارتباطات دو مقاله با عنوان «كاركرد نظارتی رسانه ملی در ايجاد جامعه مطلوب از ديدگاه استاد مطهری» و «محصولات رسانهای و هويتيابی مخاطب كودك» را در برگرفته است. در مقاله نخست آمده است: «در وضعيت كنونی توجه استاد مطهری به آگاهی، دانش، معرفت و كسب توانمندی در جامعه اسلامی توسط رسانهها مفهوم و ستودنی است و به ساماندهی اين فريضه در جامعه و كمك به پيشبرد اهداف نظام میانجامد. در نتيجه، رسانه با توجه به ظرفيت فوقالعاده آن، به عنصری كارآمد و كارگشا در جامعه اسلامی مبدل میشود.»
شهيد مطهری معتقد است: «تصور عامه مردم درباره امر به معروف اين است كه از بند كفش و دكمه لباس، موی سر و دوخت جامه مردم ايراد بگيريم؛ در صورتی كه اينها منطقه آزادی مردم است. منطقه آزادی افراد غير از محيط و جو اجتماعی است.»
در بخش بيداری اسلامی مقالاتی با عناوين «جستاری در مفهوم بيداری اسلامی از نگاه مقام معظم رهبری»، «بيداری اسلامی، فرصت يا تهديد؟» و «بيداری اسلامی، بحران سوريه و تأملاتی پيرامون سياست خارجی ايران» درج شده است.
در صفحه 138 اين بخش دلايل اسلامی نبودن وقايع سوريه مطرح شده و يكی از دلايل قاطعی كه ثابت میكند اتفاقات سوريه حركتی اسلامی يا جزئی از بيداری اسلامی نيست، شيوع اختلافات مذهبی، كوچ كردن اجباری پيروان برخی مذاهب و خونريزی است كه گروههای مسلح و تروريستها انجام میدهند. اين گروهها اكثريت مطلق نيروهای مسلح مخالف را تشكيل میدهند و اين خونها را تنها براساس هويت مذهبی افراد میريزند. اين درحالی است كه همه میدانيم اسلام، مسلمانان را به وحدت دعوت میكند. كاری كه اين گروهها انجام میدهند، با اين دعوت تناقض دارد، زيرا دين ما دين تسامح و محبت است و رفتار مدعيان انقلابيگری سوريه كاملا با اين اصول تناقض دارد.
بازخوانی روابط حزب توده و انقلاب در ماهنامه فرهنگ اسلامی در بخش تاريخ اين اثر گنجانده شده و تشريح برنامه و عملكرد اين حزب در رابطه با انقلاب اسلامی بيان شده است: «با شروع انقلاب، دو رويكرد در حزب توده وجود داشت: «اول مشی ايرج اسكندری كه شعارش مبارزه برای تأمين دموكراسی و آزادیهای دموكراتيك و اجرای كامل قوانين مشروطه بود. اسكندری نسبت به نهضت امام(ره) بدبين بود و میگفت كه اولا اين جريان يك جريان مذهبی فوقالعاده ارتدكس و جزمی است و اگر پيروز شود، به هيچ وجه، اجازه فعاليت سياسی به مخالفان نخواهد داد.
به باور وی، جريان جبهه ملی و جريان شريعتمداری در روحانيت اين توانايی را داشت كه با نظريات مخالف سازگاری داشته باشد و به كمونيستها اجازه فعاليت بدهد؛ اما حركت امام خمينی(ره) را يك حركت افراطی میدانست كه به سبب تندرویها، به طور قطع سركوب میشود؛ از اين رو نبايد به دنبال آن رفت.
رويكرد ديگر مشی كيانوری كه مبتنی بر سرنگون كردن شاه و استقرار حكومتی ديگر در ايران بود. كيانوری و طرفدارانش بر اين باور بودند كه نيروی سازش كار در ايران شانس توسعه ندارد و نارضايتیها چنان شديد است كه به دنبال عناصر ميانهرو نخواهند رفت.
حزب توده در ابتدای انقلاب، همراه چند نفر از اعضای اصلی و شناخته شده خود، از جمله كيانوری، دبير اول و مريم فيروز، عضو كميته مركزی، كانديداری انتخابات مجلس خبرگان شدند اما هيچ كدام از اعضای حزب نتوانستند در اين انتخابات پيروز شوند و نقشی را در شكلگيری قانون اساسی به دست بگيرند. اين حزب در جريان انتخابات رياست جمهوری از حسن حبيبی، كانديدای معرفی شده حزب جمهوری اسلامی حمايت كرد. از نظر كيانوری برنامههای حبيبی از تمام كانديداهای رياست جمهوری جامعتر و دارای جنبههای مثبت تری بود و مهمتر از همه اينكه خود را نسبت به خط اساسی ضدامپرياليستی و خلقی امام(ره) كاملا متعهد میدانست.