طبق برنامه از پيش تعيين شده در مسجد جامع شهر دانسفهان مقرر شده بود كه مراسم شب وداع با پيكر پاك دو شهيد گمنام ساعت 21:30 شروع شود.
در جلسه با هيئت امنای مسجد قرار بر اين شد كه محل مراسم با پرده به دو قسمت جداگانه تقسيم شود؛ در قسمت جلو، سمت قبله برادران و در قسمت پشت خواهران و پيكر مطهر يك شهيد در قسمت برادران و ديگری در قسمت خواهران قرار بگيرند. در اين جلسه مقرر شد كه مسير تشييع دو شهيد بزرگوار در فاصله درب حياط تا ورودی مسجد جامع باشد.
مراسم شب وداع فرا رسيد و هر دو شهيد با فاصله بسيار كمی بالای دستان مردم برای تشييع قرار گرفتند تا برای مراسم شبی با شهدا و وداع به سمت مسجد حركت داده شوند.
در شهر دانسفهان مرسوم است، وليمههای مختلف از جمله وليمه عروسی در حسينيههای مساجد داده شود. مراسم عروسی در حسينيه شيخ عبدالخالق كه در محوطه مسجد جامع قرار دارد در حال برگزاری بود. تعدادی از بانوان در ورودی درب حسينيه به عنوان خوشامدگويی عروسی ايستاده بودند. در زمانی كه دو شهيد بزرگوار را آوردند، يكی از شهدا به سمت داخل مسجد، در قسمت برادران تشييع شد.
ناگهان؛ در شلوغی تشييع شهدا يك نفر ناشناس اعلام كرد؛ كه خواهران در حسينيه شيخ عبدالخالق هستند و يكی از شهدا را بايد به حسينيه ببريم و به صورت خودجوش مسير تشييع عوض شد و شهدا به سمت حسينيه تشييع شدند.
چند نفر از خواهران به سرعت آمدند و بدون درنگ با صلوات، پيكر مطهر را كه هنوز تعدادی از برادران يك سمت پيكر مطهر را در دست داشتند، گرفتند و به طرف ورودی حسينيه رفتند.
با اينكه تعدادی از خواهران در ورودی حسينيه برای استقبال از مراسم عروسی ايستاده بودند، نظارهگر تشييع شهدا بودند و انگار ماتشان برده بود و تذكر ندادند كه اينجا مجلس عروسی است. با ورود پيكر مطهر به داخل حسينيه، همه خواهران شركت كننده در مراسم عروسی، شام خود را رها كرده و دور پيكر شهيد گمنام جمع شدند.
با اعتراض يكی از اعضای هيئت امنای مسجد جامع كه میگفت چرا يكی از شهدا را نياوردهايد، تازه متوجه شديم چه اشتباهی رخ داده است. تعدادی از صاحبان عروسی ابتدا در بهت و حيرت مانده بودند و بعد از چند دقيقه پيكر مطهر شهيد گمنام را به سمت جايگاه تعيين شده تشييع كردند.
صاحبان عروسی كه از ديدن پيكر شهيد شوكه شده بودند، آن را به فال نيك گرفتند و برای خود تبرك دانستند.
اكثر تشييع كنندگان نيز اذعان كردند كه ما میدانستيم، ولی احساس كرديم كه برنامه عوض شده است و به اين ترتيب فكر میكنيم شهيد خود خواسته بود كه در مجلس عروسی حاضر شود.