در اين مقاله به دو سوال مهم پاسخ قرآنی خواهيم داد:
1 ـ نظر اسلام راجع به مسابقه چيست؟
مسابقه براى ايجاد انگيزه، كار مثبتى است.
حضرت سليمان براى حاضر كردن تخت بلقيس بين كارگزاران خود ايجاد رقابت كرد (ايجاد رقابت يك نوع مسابقه است) و فرمود: «أیّكم يأتينى بعرشها» (نمل، 38) كدام يك از شما تخت بلقيس را براى من مىآورد؟ يكى گفت: قبل از اينكه از جايت بلند شوى آن را حاضر مىكنم. «أنا آتيك به قبل أن تقوم من مقامك» (نمل، 39) ديگرى گفت: تا چشم بر هم زنى، آن را حاضر مىسازم. «أنا آتيك به قبل أن ترتدّ اليك طرفك» (نمل، 40) و به نوعى اين يك مسابقه بود.
قرآن در مورد كارهاى خير دستور سبقت و مسابقه مىدهد. «فاستبقوا الخيرات» (بقره، 148)
كسانى را كه در انجام كارهاى خير از يكديگر سرعت مىگيرند، ستايش كرده است. «يسارعون فى الخيرات» (انعام، 90)
حضرت على عليه السلام نيز در دعاى كميل از خداوند مىخواهد كه او را در ميدان مسابقه در خيرات قرار دهد. «و اجعلنى فى ميادين السابقين»
در قرآن مىخوانيم كه براى دريافت مغفرت الهى، سرعت بگيريد. «سارعوا الى مغفرةٍ من ربّكم» (آلعمران، 133)
در اذان هم كه شعار رسمى مسلمانان است با جمله «حىّ على الصّلاة» و «حىّ على الفلاح» مردم را به سرعت و شتاب و سبقت در نماز، دعوت مىكند.
همين كه خداوند از موسى عليه السلام پرسيد: چرا زودتر از ياران به كوه طور آمدهاى؟ «و ما أعجلك عن قومك يا موسى» (طه، 83 و 84) موسى گفت: قوم من به دنبال من مىآيند و من براى خشنودى تو شتاب كردم.
شعار «عجله كار شيطان است» همه جا درست نيست، زيرا در كارهاى خير به ما سفارش كردهاند كه عجله كنيد
امام صادق عليه السلام فرمود: انسان عاشق و مشتاق در فكر غذا و لباس و مسكن نيست و آرام و قرار ندارد تا به محبوبش برسد؛ همان گونه كه حضرت موسى به عشق دريافت وحى، خواب و خوراك نداشت و فرمود: خدايا! من زودتر از قوم خود آمدهام تا تو راضى شوى. «عجلت اليك ربّ لترضى» (تفسير نور، ج 7، ص 375)
بنابراين، شعار «عجله كار شيطان است» همه جا درست نيست، زيرا در كارهاى خير به ما سفارش كردهاند كه عجله كنيد، از جمله:
1 ـ سعى كنيد جوانان و بخصوص دختران را خيلى زود به ازدواج در بياوريد.
2 ـ در سلامدادن به ديگران پيش دستى كنيد.
3 ـ تا ديگران افكار انحرافى خودشان را به نسل شما تزريق نكردهاند، شما پيش دستى كنيد و به تعليم صحيح فرزندانتان مبادرت ورزيد.
4 ـ در رفتن به مسجد و اقامهى نماز عجله كنيد.
5 ـ در آشتى دادن ميان كسانى كه با هم قهر و دشمنى دارند، عجله كنيد.
6. در پذيرایى از مهمان عجله كنيد.
7. در پرداخت زكات بهتر است همان روز برداشت، حق محرومان داده شود.
در ميان ياران پيامبر نيز حساب كسانى كه سابقه ايمان يا انفاق و ايثارگرى داشتهاند، از ديگران جداست. «السابقون السابقون اولئك المقرّبون»، «و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار»
آيا در اسلام اول بودن و سابقه داشتن ارزشى دارد؟
در قرآن براى آغاز كار و آغازگران و اولينها حسابى باز شده است، از جمله:
اولين خانه عبادت در كره زمين، كعبه است: «انّ اوّل بيت وُضع للنّاس» (آلعمران، 96)
اولين مسجدى كه بر اساس تقوا ساخته شد، مسجد قباست:
«لمسجد اسّس على التّقوى من اوّل يوم» (توبه، 108)
در ميان ياران پيامبر نيز حساب كسانى كه سابقه ايمان يا انفاق و ايثارگرى داشتهاند، از ديگران جداست. «السابقون السابقون اولئك المقرّبون» (واقعه، 10)، «و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار» (توبه، 100)
حساب كسانى كه قبل از فتح مكّه انفاق كردند با كسانى كه بعد از پيروزى اسلام حمايت كردند، جداست.
«لايستوى منكم من انفق قبل الفتح و قاتل ...» (حديد، 10)
انبيا به مردم مىگفتند: «أنا اوّل المسلمين» (انعام، 163)، «أنا اوّل المۆمنين» (اعراف، 143)
همان گونه كه اول بودن در خط انحراف، منفى است. «و لاتكونوا اول كافر به» (بقره، 41)
بر اساس روايات، اولين مردى كه به پيامبر اسلام، ايمان آورد حضرت على عليه السلام و اولين زنى كه به آن حضرت ايمان آورد، حضرت خديجه بود.
در تاريخ مىخوانيم كه براى كندن خندق در جنگ احزاب، اولين كلنگ را پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به زمين زد. چنانكه در روايات به ما سفارش شده كه آغاز هر كارى با نام خدا باشد، و اولين بارى كه ماه نو و جديد را در آسمان ديديد، دعا كنيد.
فرآوری: محمد ايزددوست