امروز اول ذیالحجه است و ماه انجام مناسك عظيم ابراهيمی از راه رسيده است؛ آئينی كه منشأ هنرمندانه و نمايشی آن نشان از اوج بندگی و عبوديت به درگاه خالق يگانه را دارد و هر ساله ميليونها مسلمان برای انجام اموری واحد را از سرتاسر دنيا در مكانی گرد میآورد و سرآخر همه آنها يوغ بندگی شيطان را از گردن باز كرده و به حبلالمتين بندگی پروردگار چنگ میزنند.
حج صرفنظر از انجام اعمالی سياسی و عبادی، به سبب گردآمدن عده كثيری از مردم و تظاهرات بندگی و عبادت به درگاه خدا، فیالنفسه نمايشی و آئينی است كه دارای نقاط عطفی تا رسيدن به هدف مشخص است كه ويژگی بارز آن نظم، ريتم منظم و واحدی است كه از اثرات وضعی آن همانگونه كه اشاره شد میتوان به اتحاد و يكپارچگی خيل عظيمی از مشتاقان به وصال معبود را اشاره كرد.
حج جدای از بينش عبادی و بندگی كه در آن وجود دارد، از نگرشی آئينی نيز برخوردار بوده و میتواند همانگونه كه ريشه هنرهای نمايشی در جهان از آئينهای عبادی يونانی سرچشمه میگيرد، مبدأ و منشأ بسياری از گونههای نمايشی اسلامی باشد و به دل هنر نمايش و البته سينما به عنوان يكی از زيرمجموعههای هنر نمايشی نيز تسری يابد.
متأسفانه تاكنون و با وجود اذعان بسياری از حاجيان شركت كننده در اين آئين عظيم اسلامی، حاصل مشاهدات و تجاربشان كه البته بخش اعظمی از آن نيز در قالب سفرنامه و خاطره نيز مكتوب شده است، پرداخت مؤثر هنری را در اين زمينه شاهد نبوديم و جسته و گريخته آن هم بيشتر در حوزه هنرهای تجسمی با خلق آثاری از اين دست مواجه بودهايم.
چند سالی است كه به همت سازمانها و نهادهای متولی امور فرهنگی و هنری، همچون سازمان سينمايی، سازمان صدا و سيما و سازمان بسيج هنرمندان، هر ساله گروهی از هنرمندان كه بيشتر تعلق به عرصه هنرهای نمايشی و سينمايی دارند، به اين سفر روحانی و الهی اعزام میشوند و البته پس از مراجعت به وطن بارها در گفتوگو با رسانههای گوناگون از زبان ايشان شنيدهايم كه قصد انجام كار و يا توليد اثری با اين موضوع را دارند اما در عمل با چنين مسئلهای روبرو نيستيم.
اين فقر بيشتر از سينما در تئاتر مشهود است و حداقل سينما در روند توليد خود حداقل با چند اثر كه «زمين آسمانی» محمدعلی نجفی و «ابراهيم خليلالله» محمدرضا ورزی شاخصترين آنهاست، تا اندازهای در اين مسير گام برداشته و تئاتر با وجود آنكه ذاتاً آئينی است و ظرفيت مناسبی برای پرداخت به آئين حج دارد از پيمودن مناسب اين مسير جا مانده است.
البته سينما هم با پرداخت ناچيز خود به مسئله حج تنها در روايت وقايع تاريخی اين ماه الهی كوشا بوده است و مثلاً در دو مورد فيلم اشاره شده بالا، مضمون كلی، مسئله ذبح اسماعيل(ع) توسط ابراهيم(ع) محور و مراد فيلمساز قرار میگيرد و كمتر به خود آئين و مناسك آئين ابراهيمی حج پرداخت شده است.
به نظر میرسد سينمای ايران در دو وجه مستند و داستانی آن و هنرهای نمايشی در بيشتر وجه آئينيش بايد بيشتر از قبل بنا به رسالت ذاتی خود به اصل مناسك حج، ريشههای تاريخی و شرح ماوقع آن بپردازند و چون «خسی در ميقات» جلال آل احمد كه گزارشی مو به مو در مورد سير تحولی يك حاجی از زمان تشرف تا احرام بستن و انجام اعمال ويژه اين آئين هستند، چنين پرداختی را سرلوحه كار خود قرار دهند.
چنين رويكردی نيازمند توليد مكتوباتی در اين زمينه با استناد به مشاهدات حاجيان و كسانيكه از نزديك آئين و مناسك حج را نظاره كردند دارد و چه منبعی موثقتر از خود هنرمندان كه در قالب طرح حج هنرمندان چند سالی است كه به اين سفر معنوی مشرف میشوند و البته با رجوع به اين مستندات پيش از خلق يك اثر هنری، نياز به طی مسيری پژوهشی و بررسی همه ابعاد و جوانب آن وجود دارد كه خوشبختانه در عرصه هنرهای نمايشی به همت داوود كيانيان در آينده نزديك شاهد برگزاری همايش نمايشی حج خواهيم بود كه در آن با ارائه مقالات پژوهشی، مسئله حج از ديدگاه هنرهای نمايشی مورد توجه قرار خواهد گرفت.