به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، خاطرات اشخاص و راويان يكی از منابع مهم تاريخی است كه با توجه به حضور آنها در حوادث تاريخی، از اهميت و اعتبار بالايی برخوردار است. تاريخ شفاهی هم اكنون به عنوان يكی از مهمترين شيوههای تاريخنگاری در ايران و جهان مورد توجه مورخان و محققان قرار دارد و در حوزه تاريخنگاری انقلاب اسلامی نيز خاطرات متعدد تاكنون ثبت شده است كه كمك شايان توجهی به روشن شدن گوشههای مهمی از تاريخ انقلاب اسلامی كرده.
خاطرات جواد مقصودی با توجه به عضويت وی در هيئتهای مؤتلفه اسلامی و حضور در بسياری از وقايع انقلاب از نخستين سالهای شروع نهضت اسلامی تا سالهای پس از انقلاب اسلامی، ناگفتههای بسياری در اختيار محققان تاريخ انقلاب قرار میدهد.
وی در سال 1312 در شهرستان خوانسار از توابع اصفهان در خانوادهای روحانی متولد شد. تحصيلات ابتدايی را در آنجا سپری كرد و در سال 1326 به تهران مهاجرت و تحصيلات حوزوی را آغاز كرد. وی همزمان در بازار تهران مشغول به كار و در آنجا با حاجصادق امانی آشنا شد و به دعوت وی در جلسات مذهبی مسجد شاهچراغی شركت كرد.
همچنين در سالهای 1328 ـ 1329 در جلسات فدائيان اسلام و نواب صفوی حاضر میشد و همزمان از اعضای «گروه شيعيان» بود كه در همين سالها تشكيل شد. در وقايع نخستين سالهای نهضت امام خمينی(ره) حضوری فعال داشت و از اعضای هيئت اصفهانیها و هيئت مسجد امينالدوله بود كه ائتلاف و هيئتهای مؤتلفه اسلامی را تأسيس كردند.
وی پس از تبعيد امام، در سال 1345 به نجف رفت و با امام ديدار كرد و اعلاميههای ايشان را به ايران آورد. سال بعد به علت توزيع اعلاميه دستگير و مدتی زندانی شد. در سالهای پايانی رژيم پهلوی نيز با شركت فعال در تظاهرات مهمی مانند تظاهرات پس از نماز عيد فطر و تاسوعا و عاشورای سال 57 به مبارزه با رژيم پرداخت.
خاطرات جواد مقصودی در هشت فصل تدوين شده است؛ در فصل اول خاطرات راوی از دوران كودكی، تحصيلات، مهاجرت به تهران و معرفی خانواده وی ذكر شده است. فصل دوم دوران آشنايی و آغاز فعاليتهای سياسی وی را در اواخر دهه 1330 در بر میگيرد.
فصل سوم به خاطرات وی از تأسيس و فعاليتهای گروه شيعيان اختصاص دارد. در فصل چهارم به خاطرات راوی از دوران شروع نهضت امام خمينی(ره) در سالهای نخستين دهه 1340 پرداخته شده است. فصل پنجم به دوران تبعيد میپردازد. در اين فصل به وقايعی مانند تبعيد حضرت امام به تركيه، اعدام انقلابی حسنعلی منصور در سال 1343، برنامههای مبارزاتی مخفيانه پس از ترور منصور، عزيمت آيتالله بهشتی به هامبورگ، سفر به نجف و ديدار با امام و دستگيری و انتقال به قزلقلعه در سال 1346 پرداخته شده است.
فصل ششم به وقايع آخرين سالهای رژيم پهلوی و اوجگيری انقلاب اسلامی پرداخته است. در اين فصل خاطراتی از اوجگيری انقلاب و تكثير اعلاميههای امام، نماز جماعت در تپههای قيطريه، تظاهرات عاشورا و تاسوعا در سال 57، عزيمت امام به فرانسه، تشكيل كميته استقبال از امام، ترفندهای رژيم برای فرار از سقوط، ورود امام به ايران و استقرار در مدرسه علوی بيان شده است.
در فصل هفتم نيز خاطرات مربوط به وقايع دوران اولين سالهای پس از پيروزی انقلاب اسلامی ذكر شده و فصل هشتم به مشاغل و مناصب راوی پس از پيروزی انقلاب اختصاص يافته است.
راوی در بخشی از اين اثر به ماجرای اولين آشنايی خود با بنیصدر و نظر شهيد رجايی نسبت به اين فرد پرداخته و گفته است: «من و آقای رجايی شب و روز قبل از پيروزی انقلاب در مدرسه رفاه يعنی پايگاه استقبال بوديم و حركتها را كنترل میكرديم. شنيده بودم دو نفر با حضرت امام از پاريس آمدهاند و دستاندركاران انقلاب هستند. يك روز عصر در پايگاه استقبال با رجايی قدم میزديم كه ديدم آقايی هم ته سالن سرش را در گريبان خود فرو برده و دارد قدم میزند. از آقای رجايی پرسيدم: ايشان كيست؟ آقای رجايی گفت: اين همان بنیصدر است كه میگويند با امام آمده است».
به آقای رجايی گفتم: «برويم با او مذاكره كنيم و آشنا شويم.» رجايی گفت: «نه اينها خودشان به دنبال ما میآيند». اينها آمدهاند كه پست مهمی را تصاحب كنند، اينها حساب شده آمدهاند»، كه همان روز ايشان از بنیصدر احساس خطر میكرد.
در فصل پايانی در مطلبی با عنوان اداره ستاد برگزاری نماز جمعه، راوی از خاطرات جالب خود در دوران مسئوليت ستاد نماز جمعه گفته و به قضيه خودداری از شعار مرگ بر آمريكا اشاره كرده و میگويد: «به هر صورت ما با عنايت به ذات باری تعالی در طول مدت انجام وظيفه صعود داشتيم، لكن فرود نداشتيم، مگر در يك مورد آن هم زمانی كه برجهای دوقلوی آمريكا را منفجر كردند. مقداری احساسات بشردوستانه ما گل كرد و دو هفته به مجری، آقای مرتضايیفر دستور داديم كه از شعار مرگ بر آمريكا خودداری كند كه مورد مخالفت مقام معظم رهبری قرار گرفتيم.»
پايانبخش اين اثر كه توسط فاطمه نظریكهره تدوين و به همت مركز اسناد انقلاب اسلامی در شمارگان 1500 نسخه و به قيمت 82 هزار ريال منتشر شده، بيش از 80 سند و عكس را شامل میشود و سپس نمايه كتاب درج شده است.