حجت الاسلام و المسلمين مرتضی عباسی، معاون نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در پرديس كشاورزی و منابع طبيعی دانشگاه تهران در گفت و گو با خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا) شعبه البرز، گفت: زندگی امام جواد (ع) دارای نكات برجسته و قابل توجهی است كه از مهم ترين آن ها می توان به آغاز امامت امام جوادالائمه(ع) در هفت سالگی اشاره كرد كه آزمونی برای شيعيان و ساير مردم بود.
وی با اشاره به اوضاع سخت زندگی شيعيان در آن زمان، افزود: پس از امام رضا(ع) جامعه شيعيان با سختی هايی مواجه بودند، كه اصلی ترين آن نبود امنيت بود و در دوران خفقان سياسی زمان حيات امام جواد الائمه(ع) بهترين گزينه برای هدايت مردم و در عين حال مقابله با مأمون جلسات پرسش و پاسخ بود.
عباسی خاطر نشان كرد: خداوند مبعوث شدن حضرت عيسی(ع) و حضرت يحيی(ع) را در قرآن عنوان كرده است به طوريكه حضرت عيسی(ع)در گهواره از رسالت و كتابی كه خداوند در اختيار او قرار داده سخن می گويد پس بنابراين قابليت رهبری مردم به سن و سال نيست، بلكه به جايگاه ممتاز و شايسته عقلی و معنوی آنان است ولی مسئله سن و سال امام جوادالائمه(ع) كه در سن هفت سالگی به امامت رسيده بودند باعث امتحان شيعيان و بسياری ديگر از مردم شد.
معاون نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در پرديس كشاورزی و منابع طبيعی دانشگاه تهران با تأكيد بر اينكه مسئله سن و سال برای امامت، سوالاتی را در ذهن مردم زمان حيات امام جواد (ع) ايجاد كرده بود، گفت: در ميان ائمه معصوم(ع) سه امام در خردسالی به امامت رسيدند به طوريكه امام جواد(ع) در هفت سالگی، امام هادی(ع) در 9 سالگی و حضرت مهدی(عج) در پنج سالگی بود و به همين دليل درعصر امامت امام رضا(ع) به بعد، اين سؤال مطرح شد كه چگونه انسانی در خردسالی به امامت می رسد؟
وی ادامه داد: در قرآن در عقبه اول و عقبه دوم پيامبر خدا حضرت محمد(ع) با آوردن امام حسن(ع) و امام حسين(ع) كه پنج و شش ساله بودند تحقق جايگاه معنوی در كودكی را به مردم در جريان مباهله نشان دادند و مردم نيز به صحت آن را تائيد كردند.
حجت الاسلام عباسی افزود: جريان عقبه با مسيحيان نجران تنها مورد تاريخی از حضور قابليت های انسانی در سن كودكی نبود و حتی در زمان محاكمه حضرت يوسف(ع) كودكی در آغوش مردم زمان گشود و با دليلی مبرهن بيگناهی پيامبر خدا را اثبات كرد.
عباسی در پايان حديثی از امام جواد(ع) را مطرح كرد و گفت: مؤمن سه شاخص را هميشه برای خود در نظر می گيرد، نخست اينكه هميشه در كارهای خود نظراتش را مطابق نظر خداوند در می آورد، دوم مؤمن به ندای درونی و وجدان خود گوش می سپارد و سوم نصيحت ناصح مشفق را می پذيرد.