سيدضياءالدين شفيعی، مدير موسسه هنر و انتشارت ارديبهشت، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، به بررسی موضوع مميزی پيش از چاپ و بايدها و نبايدها در اين حوزه پرداخت و با ديدی انقادی نسبت به طرح اين موضوع به ايراد سخن پرداخت.
وی با بيان اينكه اگر كسی بواسطه آزادی و لغو مميزی منحرف بشود، بايد دستش را بوسيد و مجسمهاش را ساخت و در اصلیترين ميدان شهر نصب كرد، اظهار كرد: قطعاً كسی از راه كتاب منحرف نمیشود. در طول اين سالها كاری نكردهاند كه كسی اهل فكر باشد تا بتواند از راه كتاب خواندن منحرف بشود.
شفيعی گفت: نه اينكه كسی كتاب نمیخواند، بلكه ديگر كتابی برای خواندن در اين كشور باقی نمانده است از بس كه همه چيز را سانسور كردهاند. هيچوقت از راه آزادی مشكل خاصی پيش نمیآيد. همه مشكلات با تنگنا و قبض و بسط و اين جور چيزها است كه ايجاد میشود.
وی در بخش ديگری از سخنان خود به ناتوانی رسانهها در كشور اشاره كرد و اظهار كرد: من اين خبرگزاریها را اصلاً به رسميت نمیشناسم، خبرگزاری قرآن تا حالا كجا بوده است. در طول اين همه سال زنده نبوده است؟ اين همه مردم در خيابان كشته میشدند، آيا قرآن همچين نظری داشت؟ آيا سيره رسولالله(ص) چنين بود؟ تمام سيرهای كه ما از پيامبر(ص) داريم برپايه اين است كه يك اعرابی از باده آمده و در حالی كه پيامبر(ص) روی منبر بوده، صحبت او را قطع كرده و به او اعتراض كرده است.
اين شاعر ادامه داد: كی همچين سيرهای دراين سرزمين برپا بوده كه حالا بخواهد برپا شود؟ اين خبرگزاریهای رنگارنگ جز اتلاف بودجه فرهنگی كشور چه كار مثبتی انجام دادهاند؟ من به عنوان يك اهل ادبيات كه به اندازه وزن شما تأليف قرآنی دارم در طول 9 سال گذشته، كی به سراغ من آمدهايد تا حرف من را بشنويد؟ ورق بزنيد و ببينيد كه چه زمانی ايكنا به سراغ سيدضياءالدين شفيعی آمده كه به اندازه وزن بسياری از مديران آن خبرگزاری كه به اندازه وزن آنها تأليف دارم، آمده است.
وی با بيان اينكه من آدم صريحی هستم، از كسی خرده بردهای ندارم و هيچ ريگی به كفشم نيست، و بله قربان گو برای هيچ كسی نبودهام، عنوان كرد: در خبرگزاریها جز برای پر كردن اشتهای خودشان، هيچ كار ديگری نكردهاند و ثمر آن جز بلعيدن بودجه فرهنگی كشور نبوده است.
شفيعی ادامه داد: در سرزمينی هستيم كه شاعر جوان آن بين انتشار مجموعه سرودههايش و ازدواج يكی را بايد برگزيند، چون برای انتشار كتاب نياز به سرمايهگذاری دارد و ناگزير است كه ازدواج كند. اين چه مملكتی است، اين چه وضعيتی است، اين چه قرآنی است، اين چه دين و خدا و پيغمبری است و اين چه ولايتی است.
مدير موسسه هنر و انتشارت ارديبهشت با بيان اينكه حالا الان تغاری شكسته است و ماستی ريخته، آقايان فكر كردهاند چه اتفاقی افتاده است، ادامه داد: رسالتی در روند حركت خبرگزاری قران مشاهده نمیشود، اينها همه تابلوهايی هستند برای بلعيدن بودجه كشور و هيچ رسالتی بر گردن خود حس نمیكنند و تنها كافی است كسی نظری بر خلاف نظر غلط و مغلوط آنها كه از سر بیسوادی برای خود دارند، حرفی بزند، هيچ چيزی منعكس نمیشود.
وی ادامه داد: چهار تا جوان را از سر بیكاری جمع كردهاند، امروز يك خبرنگار است و فردا شخص ديگری. نه آن قديمیترها سوادی دارند و نه اينها كه جديد آمدهاند و اصلاً نمیداند كه دعوا بر سر چه موضوعی است. فقط چند صباحی فقط عمر تباه میكنند و میروند. اين سرزمين به خاك سياه نشسته است. در سرزمين جمهوری گل محمدی، خيابانها پر است از فقر و فحشا و فلاكت است و ما دلمان را به اين چيزها خوش كردهايد.