به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه فارس، محمد جعفریقنواتی، عضو شورای علمی مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی امروز شنبه، 20 مهرماه در ارائه مقاله علمی خود با موضوع «شعر حافظ؛ فرهنگ مردم و نقد ادبی» در نشست علمی يادروز حافظ در شيراز با تصريح اينكه ادبيات را بايد به دو بخش كتبی و شفاهی تقسيم كرد، گفت: بخش شفاهی همان ادبيات عاميانه و گفتاری از آن ياد شده است و جايگاه شايستهای در نظام آكادميك ما ندارد.
وی افزود: تعامل ادب كتبی با شفاهی يكی از مباحث مهم در حوزه پژوهشها محسوب میشود و بهطور كلی اين تعامل دو وجه دارد نخست بازتاب اجزاء متفاوت در آثار شاعران و نويسندگان مانند بررسی آئينها و... در آثار ادبی گذشته و اين قبيل مطالعات به دو صورت يكی از زاويه اجتماعی كه تقريباً بخش قابل توجهی از مطالعات فرهنگ شامل چنين مطالعاتی است و اين مطالعات زمينه درك دقيقتر بسياری از ابيات و عبارات به ظاهر نامفهوم را فراهم میكند.
جعفریقنواتی ادامه داد: جنبه ديگر آن بررسی از زاويه ادبی است و در حقيقت بررسی موضوع از لحاظ زيبايیشناسی است و بخش ديگر بازتاب آثار ادبی و صاحبان اين آثار در فرهنگ مردم بهويژه ادبيات شفاهی است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: يكی ديگر از حوزههای بازتاب ادب رسمی در فرهنگ، تفسير و تأويلها خاص از طرف مردم است و اين نوع تفسيرها بايد نوعی خاص از نقد ادبی از آنها ياد كرد.
وی به اشعار حافظ اشاره كرد و گفت: بازتاب شعر و شخصيت حافظ در ادب شفاهی است كه در زمينه فرهنگ و ادب شفاهی در شعر حافظ كارهای زيادی صورت گرفته است، علاوه بر اين استفاده از واژگان و اصطلاحات زبان گفتاری كه در آن استفاده میكنيم در اشعار حافظ مشاهده میشود.
جعفریقنواتی با اشاره به بازتاب شعر حافظ در ادب شفاهی، گفت: در اين زمينه مهمترين موردی كه میتوان اشاره كرد، فال حافظ است كه قديمیترين منبعی كه در اين زمينه به فال حافظ اشاره كرده «ديار بكينه» است؛ اين كتاب هفتاد سال بعد از وفات حافظ تأليف شده است.
اين حافظپژوه اظهار كرد: برخی از مصرعهای شعر حافظ بهگونهای است كه نمیتوان گفت حافظ از زبان مردم گرفته يا برعكس؛ برخی ابيات را مردم تغيير دادهاند مانند يارب مباد كه گدا معتبر شود، كه گر شود از خدا بیخبر شود، اما مهمتر حكاياتی است كه مردم درباره حافظ و اشعار او گفتهاند و بخش متنوعی از اين آثار كه در آثار مكتوب نقل شده است در گفتار مردم نيز جاری است و متأسفانه اينگونه حكايات هنوز پژوهشهای خاصی نشده است.
وی خاطرنشان كرد: از اين حكايتها مانند هر آفرينش شفاهی ديگری روايتهای مختلفی در دست است و در هر روايت به يكی از اشخاص آن زمان منسوب شده است و در نثر اديبان كتبی با اينگونه آثار كمتر روبهرو هستيم.
جعفریقنواتی با بيان اينكه تفاوت نثر ادبيات كتبی با شفاهی اين است كه در ادب كتبی نثرنويسی از زوايه سياستنامهای است، گفت: در نثر ادب شفاهی بهويژه در ادبيات داستانی شفاهی نثر است كه باعث هيجان شده و برای سرگرمی گفته میشود.
عضو شورای علمی مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، بخش ديگری از بازتاب شعر حافظ را در فرهنگ مردم دانست و افزود: تفسيرها و نقدهايی است كه در ادب و شفاهی ديده میشود در آن تخيل نيز وجود دارد كه گاه باعث هيجان تحير و لبخند و خنده میشود.