کد خبر: 2606215
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۴

تلقی نادرست از تناظر سيره بزرگان با منش وابستگان

گروه سياسی: نفسِ انتساب به شخصيت‌ امام راحل، احترامی ويژه برای وابستگان آن شخصيت بزرگ ايجاد می‌كند اما مشكل آنجايی است كه دايره اين حرمت‌گزاری به قدری وسيع شود كه برای آنان نقش تفسيری و تشريحی قائل شده و ميان سيره امام(ره) و منش و رفتار بازماندگان و منسوبين تناظر ايجاد كنيم.

خواهران اشراقی در هفته گذشته خبرسازترين بانوان كشور بودند؛ يكی به‌ علت مفاد مصاحبه‌اش با «الشرق‌الاوسط» و ديگری به‌واسطه لطيفه‌ای كه در صفحه فيس‌بوكش قرار گرفت.
حقيقت آن است كه خبرسازی و موج انتقادهايی كه نسبت به اين دو خواهر مطرح شد، بيش از آنكه ريشه در نفس پاسخ‌هايشان به پرسش‌های روزنامه مذكور و يا لطيفه‌ فيس‌بوكی‌شان داشته باشد، معلول نسبت خويشاوندی است كه با بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران دارند، چرا كه بحث تنوع رنگ‌ در پوشش بانوان از حدود دو دهه پيش به اين طرف مطرح بوده و در سال‌های دورتر با مانورهای رئيس شاخه زنان يكی از احزاب كشور ـ كه اتفاقاً او نيز از منسوبان يكی از مسئولان است ـ و در نمونه‌های متأخرتر با انتشار ويژه‌نامه‌ای خبرساز متعلق به يك مؤسسه دولتی هر از چند گاهی به بحث و به عبارت دقيق‌تر جنجال روز نيز تبديل شده است، لذا بر فرض اينكه اين مبحث، يك زمانی جزء مرزهای ممنوعه نظام بوده، اما پس از بارها پرداخته شدن به آن و نيز با نگاهی به كوچه و بازار و رنگ‌های مورد استفاده بانوان در پوشش خود، امروز ديگر جزء خط قرمزهای شكسته‌شده محسوب می‌شود، هرچند حقيقت امر اين است كه در موارد پيشين نيز حساسيت‌های كاذب بر روی طراحان موضوع رنگ حجاب، يك بحث صرفاً جامعه‌شناختی و روانشناختی را به جنجال‌ رسانه‌ای تبديل می‌كرد.
همچنين لطيفه‌ای كه به هر ترتيب، سهواً يا با طرح و نقشه بر روی صفحه فيس‌بوك منسوب به خواهر ديگر گذاشته شد نيز از زمره طنزهايی است كه در سال‌‌های پس از دوران دفاع مقدس، ناشی از روحيه طنزپردازی ايرانی، فراوان ساخته شده و در افواه افتاده و مردم از جمله نسل جوانی كه نسبت به رزمندگان و ايثارگران بی‌ارادت نيز نيستند، بدون هيچ‌گونه ‌قصد و غرضی از طريق پيامك، ايميل و به اشتراك‌گذاری در شبكه‌های اجتماعی برای يكديگر نقل و ارسال می‌كنند، پس اين نيز خط قرمز نيست كه به‌دست صاحب اين صفحه فيس‌بوك شكسته شده باشد.
اما چرا اين مسائل به كرّات مطرح و شنيده شده، حال كه از زبان اين دو خواهر مطرح شده، اين مقدار، جنجال‌برانگيز شده است؟ همان‌طور كه منتقدان دلسوز، مرتب بر آن تأكيد می‌كنند و پيش از اين نيز ذكر شد، انتساب خواهران اشراقی به رهبر كبير انقلاب اسلامی است و نيروهای انقلاب نگران آن هستند كه اين موضع‌گيری‌های متفاوت از سوی نزديكان ايشان با گفتمان رسمی حاكم بر نظام و تصويری كه تاكنون جامعه از امام خمينی(ره) سراغ داشته است، بر روی تداوم الگوگيری از سيره ايشان تأثير منفی بگذارد و بلافاصله مصرانه از توليت آستان امام راحل كه به‌نوعی بزرگ‌ترِ بيت ايشان است، خواسته می‌شود به اين موضوع ورود كرده و به اصطلاح از حيثيت بيت امام امت دفاع كند.
به نظر، هم در نگرانی نسبت به تحريف شخصيت امام(ره) از سوی اطرافيان و هم در توقع از توليت آستان امام راحل برای موضع‌گيری، ميانه‌روی رعايت نشده است كه خود معلول عدم تعادل در تعريف جايگاه خانواده و بيت شريف بنيانگذار جمهوری اسلامی است.
نفسِ انتساب به شخصيت‌های والا مقام، احترامی ويژه برای وابستگان سبَبی و نَسبی آن‌ها را واجب می‌‌سازد و اين مطلبی نيست كه كسی در آن ترديد داشته باشد؛ اما مشكل آنجايی است كه دايره اين حرمت‌گزاری به قدری بزرگ شود كه برای آنان نقش تفسيری و تشريحی نيز در مورد حضرت امام قائل شده و ميان سيره بازماندگان با سيره امام(ره) تناظر ايجاد كنيم به اين معنا كه تصور كنيم بيت و نوادگان لزوماً بايد وارث تام و تمام انديشه‌های جد بزرگ و پيشروترين امت در پيمودن خط امام باشند و هرگونه رفتار، كردار و گفتارشان می‌تواند زوايای آشكار نشده‌ای از منويات بنيانگذار كبير انقلاب را بنماياند.
اين تصور غلط است، زيرا كه نمونه‌های متعددی از دوگانگی‌های ميان شخصيت‌های سياسی و دينی ـ چه در زمان حيات و چه پس از مرگ ـ با بعضی اعضای خانواده‌‌شان سراغ داريم و در اين مورد خاص نيز هيچ‌كجا از امام راحل، عبارتی مبنی بر ارجاع ملت و مسئولان به بيت شريفشان در صورت پيش آمدن ابهاماتی در آموزه‌هايشان و يا نياز به تفاسير جديد از آن‌ها نقل نشده است.
راه و سيره رهبر كبير انقلاب اسلامی همان‌طور كه مقام معظم رهبری هم اخيراً چندين بار خاطرنشان كرده‌اند، روشن و مشخص است و از آنجا كه عمده بيانات و موضع‌گيری‌های ايشان به‌همت مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره) در صحيفه امام گردآوری شده و آرشيو سخنرانی‌های عمومی پس از انقلاب ايشان نيز به تمامه موجود است و اكثر شخصيت‌های متعددی كه ـ چه در دوران مبارزه و چه در دوران مسئوليت ـ با ايشان مرتبط بوده‌اند، هنوز در قيد حياتند و عمدتاً ديده‌ها و شنيده‌های خود را از امام(ره) مكتوب كرده‌اند، قرائت‌های بدعت‌گونه‌ از سيره ايشان از سوی هر كس صرفاً موجی موقت و با اثرگذاری كوتاه‌مدت و ناچيز خواهد داشت و هيچ‌گونه‌ای خدشه‌ای بر چهره نورانی پيشوای فقيد انقلاب اسلامی نخواهد گذاشت.
نوادگان امام(ره) فقط يادگاران نَسبی آن رهبر يگانه دوران هستند و نبايد بيش از آن بزرگ شوند كه هر قول و فعلی از آنان مهم جلوه كند؛ آنان به اختيار خود، اين نسبت را تعيين نكرده‌اند و منطقی نيست به اين واسطه از حقوقی كه هر شهروندی برای اظهار نظر هرچند غلط و باطل، برخوردار است، محروم شوند.
آنان به‌عنوان يك عضو عادی اين جامعه در دايره‌ای كه ديگر هم‌ميهنانشان آزادی دارند، مجازند نظرات صحيح يا ناصحيح و موافق يا مغاير با آراء بزرگ خاندان خود را ابراز كنند و حتی از ايشان خاطرات خانوادگی تعريف كنند، مشروط بر آنكه خود نيز برای خويش جايگاهی ويژه برای معرفی و تبيين امام به‌عنوان رهبر نهضت اسلامی، قائل نباشند و به‌ويژه آن دسته از اظهار نظرهايشان كه با تصوير مشهور و رايج از امام(ره) متباين به‌‌نظر می‌رسد را تحت عنوان عقايد شخصی يك شهروند عادی ارائه دهند.
ملت ايران و به‌وِيژه نسل جوان از درك و بينشی عميق برخوردارند و منابع اصلی برای اطلاع از واقعيت منويات و شناخت بن‌مايه‌‌های انديشه انقلابی و حكومتی حضرت امام را می‌شناسند و بالتبع صفحات مجازی، پيامك‌ها، ايميل‌ها و بسياری از ابزارهای نوينی كه گاه به انتشار مطالب و خاطرات شخصی غيررسمی صدر انقلاب می‌پردازند، نمی‌تواند چهره بنيانگذار كبير انقلاب را مخدوش و راه ايشان را تحريف سازد.
captcha