نيازسنجی پيش از توليد محتوا در نشر مكتوب دينی ـ قرآنی، مسئلهای است كه هر انسان آگاهی بر انجام و ضرورت آن تأكيد میكند و به بديهيات اين حوزه تبديل شده است، اما درباره اينكه چه ميزان از آثار توليد شده در اين حوزه بر مبنای نيازسنجی منتشر میشوند، اقوال و نظرات كارشناسان متفاوت است.
در اين رابطه علی داوودی، مدير دفتر شعر حوزه هنری بر اين باور است كه قطعاً ما به اين دست كارها نياز داريم و بايد محورهای جشنوارهها بر مبنای نيازسنجی و خواست جامعه اعلام شود. از سويی نيز مراكز توليد محصول فرهنگی نيز بر مبنای خواست و نياز مخاطب به توليد محتوا میپردازند.
البته فلسفه انجام اين توليدات هيچگاه نيازسنجی نمیشود، بلكه تنها در امور تبليغی و به منظور فروش بهتر و دلايل نظير آن به نيازسنجی پرداخته میشود.
وی كاربردی شدن را مهمترين شاخصه نيازسنجی موفق در توليد محصولات فرهنگی در حوزه دينی ـ قرآنی میداند و معتقد است كه متأسفانه درصد بالايی از آثار توليد شده در حوزه نشر مكتوب دينی ـ قرآنی اصلاً كاربردی نيست و حتی اگر با نگاه ماده خام نيز به آنها توجه شود، باز هم قابليت كاربردی شدن ندارند.
همچنين حسين فتاحی، نويسنده با بيان اينكه در روزگار كنونی اصلاً نيازسنجی صورت نمیگيرد، در اين باره معتقد است كه نه نويسنده و نه ناشر، از نيازسنجی برای توليد محتوا استفاده نمیكنند و بدون توجه به سؤالات و احتياجات جامعه، معمولاً به يكديگر نگاه كرده و اثر خلق میكنند.
برای مثال ناشری با خبر میشود كه ناشری ديگر، قصههای چهارده معصوم(ع) به چاپ رسانده و خوب فروش داشته است؛ با توجه به اينكه مردم ما عِرق دينی دارند و والدين از اين دست آثار برای كودكان خود تهيه میكنند، پس اين ناشر هم به چاپ قصههای چهارده معصوم(ع) اقدام میكند و در اين ميان تنها موضوعی كه مهم نيست، نيازهای جامعه و مطالبات آنان از نشر مكتوب حوزه دينی ـ قرآنی است.
در ادامه توجه به نظر حجتالاسلام و المسلمين محمدصادق يوسفیمقدم، رئيس پژوهشگاه فرهنگ و معارف قرآن كريم نيز خالی از لطف نيست، وی بر اين باور است كه تعريف مناسبی از نيازسنجی در حوزه پژوهش در كشور ما وجود ندارد.
برخی از پژوهشهايی كه جنبه بنيادی دارند و به معارف ارتباط پيدا میكنند، مورد نياز میدانم، اما زمانی كه به سراغ برخی انديشمندان میرويم، اظهار میكنند كه اين پژوهشها مورد نياز جامعه نيست. به همين دليل است كه پيش از هر اظهارنظری، لازم است كه اصل نياز و نيازسنجی تعريف شود.
در اين ميان، شايد بدون ترديد بتوان از فقدان نيازسنجی در حوزه نشر مكتوب آثار دينی ـ قرآنی خبر داد. آثار در حجم و عناوين انبوه توليد میشوند، اما اينكه تا چه ميزان كاربردی هستند، مسئلهای فرای مسئله توليد است. آيا مكتوباتی كه با سفارس فلان سازمان به نويسندهای سفارش داده میشود و به دليل قوانينی نانوشته از سوی فلان دستگاه خريداری و به شكل رايگان توزيع میشود را میتوان در راستای تعالی نشر دينی ـ قرآنی دانست.
در اين رابطه محسن كاظمی اعتقاد دارد كه آثار توليد شده در كشور ما، امروزه فارغ از نيازسنجی است و بدون نظر داشتن به نيازهای جامعه، محتوا توليد میشود. چنين توليد محتوايی بيشتر در سبك و سياق سازمانها و كارهای سفارشی ديده میشود.
نگارنده «شبهای بیمهتاب» در تبيين آسيبهای ناشی از عدم توجه به نيازهای جامعه و مخاطبان چنين گفته است كه اين آسيب پايهگذار قهقرای فرهنگی در جامعه است؛ چراكه از سويی بعضی سوژهها و محتواها تكرار مكررات است كه خود سبب نوعی دلزدگی در جامعه مخاطب میشود و از سويی نيز موضوعات حقيقی كه نياز اصلی و واقعی مردم است؛ شايد به دلايل مختلف نظير هزينههای پژوهشی، بیعلاقگی سازمانها، نهادها و ارگانها يا به هر دليل ديگر به آن پرداخته نمیشود.
و البته توليد آثار بر مبنای كپی از آثار ديگر با نام و عنوانی جديد، تنها مشكل اين حوزه نيست. در بسياری از مواقع مشاهده شده است كه آثاری توليد میشود كه نه تنها منفعتی در آن برای تعالی ذهن مخاطبان وجود ندارد كه حتی مضر نيز بشمار میآيد.
غلامرضا جمشيدنژاد اول، مدرس ادبيات و تاريخ دانشگاه، نويسنده و پژوهشگر با اشاره به ترجمههايی كه از نهجالبلاغه، صحيفه سجاديه و قرآن انجام و تاكنون وارد بازار شده، بر اين باور است كه روند رو به پيشرفتی در اين حوزه به چشم میخورد و حركت برای توسعه آن ادامه دارد، اما متاسفانه اغلب هدررفت كاغذ و نيروی كار در برخی تأليفات به چشم میخورد.
اين مدرس دانشگاه با اعلام اين موضوع كه معمولاً اين آثار غيرمفيد چند جلدی هم هستند، معتقد است در اين آثار به جای شرح مبانی دين، مشتی خرافات اقوام و ملل به ويژه اسرائيليات كه به مرور زمان در فرهنگ اسلامی به سطح انبوه رسيدهاند، اشاعه میشود كه اين موضوع مايه تأسف است.
وی به عدم نظارت صحيح به اين آثار معتقد است. به عقيده وی، اين آثار بدون هيچ فيلتر و بررسی وارد بازار شدهاند. اين موضوع بسيار ناراحتكننده است كه صاحبنظران بعد از چاپ و نشر، متوجه نقايص اثر بشوند.
اين گونه آثار كه با هزينه بسيار بالا و با كاغذ مرغوب به چاپ رسيدهاند فقط برای خمير شدن و تبديل مجدد به كاغذ مناسب است. حال بايد بررسی شود كه اين موضوع در شرايط پُرتلاطم بازار كاغذ چه ضربهای به قوای فرهنگی جامعه و نشر و چاپ كتابهای دينی ـ مذهبی میزند و به انحطاط میكشاند.
جمشيدنژاد اول همچنين از اينكه برای آثار خاص و فاخر كاغذ پيدا نمیشود ياد میكند. بنا بر نظر وی، اين آثار كه میتواند به اعتلای فرهنگی ـ دينی جامعه كمك كند مدتها در صف انتشار باقی میماند، ولی برای بعضی لاطائلات از كاغذ مرغوب 80 گرمی و ساير امكانات استفاده میشود.
ايجاد خلأ فرهنگی، عدم استقبال مناسب از مكتوبات دينی از سوی مخاطبان، ورود اسرائيليات به افكار جامعه، اسراف و تبزير، نبود مرجع علمی در تبيين نيازهای قرآنی، هدررفت زمان و سرمايه مخاطب و وابستگی فرهنگی؛ همه و همه از آثار و تبعات فقدان نيازسنجی در توليد محتوای دينی ـ قرآنی محسوب میشود.