
آغوشت نهایت آن چیزی است که معنای مهربانی را ترجمه میکند، خستگی در پس نگاههایت رنگ میبازد تا درد دیگران را بهتر تحمل کنی.
آری، درد همراه همیشگی توست، تو هر روزت تحمل درد انسانهایی است که تو را مرهم میدانند.
خوب میدانی که مسکّن و امید جمعی هستی و هر روز باید جان تازه بگیری تا جان تازه دهی.
تو با عشق و درد عجین شدی تا «پرستار» صدایت کنند، بازی سختی است وقتی خود کولهبار دردی، برای دیگران لبخند بزنی و عطر مهربانی بپراکنی اما تو این بازی را هر روز زندگی میکنی تا کسی غم تلخ زمانه را از ته لبخندهای عاشقانهات نفهمد.
مرگ و زندگی، بخشی از زندگی تواند و چه سخت است مرگ و رنج ناگاه آنانی که سرشار زندگیاند و این حکایت هر روز توست.










از دیدن عکسها لذت بردم. شما واقعا هنرمندید. موفق باشید ان شاالله
واقعا عکسها هنرمندانه گرفته شده پیامتونو خوب رسوندید. احسنت