
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، سالهای جنگ تحمیلی همان سالهایی است که سربازان خمینی کبیر از داخل گهواره ها با لالایی یا حسین(ع) به آرامش رسیدند و با زمزمه حسینی بزرگ شدند و پا به نوجوانی و جوانی گذاشتند، علی اکبر(ع) و قاسم(ع) شدند و مادران و پدران شیر دل به شهدای نوجوان کربلاهای ایران افتخار میکردند.
سیدابوالفضل 17 ساله از روستای سراجه قم هم در همان هنگامه خون و آتش دل بیقراری داشت، روح بزرگش در کالبد بدن کوچکش جا نمیگرفت و آماده اوج گرفتن بود از قفس تن خاکی و سرانجام در همان نوجوانی در 24 اردیبهشت سال 64 بود که عازم جبهه جنوب شد.
یکبار در عملیات بدر زخمی شد، پزشکی عملش کرد خوب نشده بود که دوباره عازم شد، آرام نداشت به شبهای عملیات که میرسید اشک میریخت و مادرش زهرا(س) را صدا میکرد، فرمانده دنبال صدا در تاریکی میگشت تا به جسم بیهوش سیدابوالفضل شیخزاده (حسینی) میرسید .
سیدابوالفضل در وصیتنامهاش نیز شهادت را اینگونه آرزو می کند: الهی ثواب شهیدان در راهت را به ما عنایت فرما. از خدا میخواهم شمع باشم و نور دهم و نمونهای از مبارزۀ کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم و باطل باشم.
صورت معصومی داشت شهید سیدمحسن روحانی از فرماندهان جنگ تحمیلی در وصف این شهید گفته است، صورتش معصوم بود از او میخواستیم تا بالای مناره مسجد رود وهمه او را ببینند و سپس عازم جبهه شوند.
سفره غذای رزمندهها که پهن میشد، سقا میشد و آب دست رزمندهها میداد در وصایایش نیز نوشته است، «پدر و مادرم فرزندتان به راه خطایی نرفته بلکه راه و مقصد اصلی او مقصد الله است امیدوارم که این فرزند حقیر خود را حلال کنید که من با این همه زحمت در جلوی خدا روسیاه نباشم مرا یک موقع تنهایی یکجا دفن نکنید بلکه مرا در جمع شهدای جنگ تحمیلی دفن کنید و به یاد من سقاخانه ای بر مزارم بسازید که مردم از آب آن استفاده کنند.
مبادا برای من گریه و زاری بکنید ولی به یاد امام حسین(ع) پیراهن مشکی به تن کنید تا در عزاداری امام حسین(ع) شریک باشم. خواهرم گریه کند ولی به یاد گریههای زینب(س) که برای حسین(ع) میکرد و او نیز برای حسین(ع) گریه کند و به برادرانم توصیه می کنم که وقتی به تکلیف رسیدند برای یاری اسلام بپاخیزند.
و یک پیام، ای مردم مسلمان و غیور تا لحظهای که آخرین نفسها یتان را میکشید و تا آخرین قطره خونی که در بدن دارید دست از انقلاب برندارید دست از اسلام و روحانیت برندارید که تنها راه نجات مستضعفین ادامۀ خط امام که همان خط اصیل و اسلام الهی است».
سرانجام عملیات عاشورای دو فرارسید شب عملیات بچه سیدها را دور خودش جمع کرد و شال سبزی را که همیشه همراه داشت نشان داده و میگفت، ای فرزندان رسول الله فردا به عملیات خواهیم رفت و امکان فیض شهادت را خواهیم داشت بیایید شال سبزی که نشان سادات است با خود داشته باشیم.
سیدابوالفضل شیخزاده سراجی روز پنج شنبه به دنیا آمد و روز پنج شنبه نیز به فیض شهادت نایل آمد اما پیکرش بازنگشت و تشییع نمادینی برای شهید برگزار و در گلزار علی بن جعفر(ع) دفن گردید.
اکنون پیکر مطهر شهید همراه با پلاک در منطقه چنگوله محل شهادت شهید سیدابوالفضل شیخزاده شناسایی و بعد از تشییع در تهران به قم منتقل میشود تا روز جمعه 18 اردیبهشت بر روی دستان مهربان مردم شهیدپرور قم تشییع و در گلزار شهدای علی بن جعفر در کنار سایر همرزمانش به خاک سپرده شود.
امروز نام شهید شیخزاده در میان دوستان و آشنایان و خانوادهاش و همه کسانی که او را میشناسند به نیکی یاد میشود شهیدی که بسیاری را در همین دنیای مادی نیز شفا داده است. آنانکه رفتند برای اعتلای کلمه الله جاودانه شدند.