کد خبر: 3296349
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۷

فردوسی، شاعری که پیشینه و تاریخ قوم ایرانی را پاسداری کرد

گروه اندیشه: حکیم ابوالقاسم فردوسی پیشینه و تاریخ قوم ایرانی را پاسداری کرده است، کتاب شاهنامه وی در واقع شناسنامه و تاریخ ایران زمین است شاید اگر فردوسی نبود تاریخ ایران زمین توسط بیگانگان جور دیگری معرفی می‌شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری در «طبران» طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می‌آورد، به کسی محتاج نبود؛ اما به‌تدریج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد.
وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می‌پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه‌مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می‌ورزید. همین علاقه به داستان‌های کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد.

شاهنامه فلسفه زندگی از نظر فردوسی و سرود مهر ایران است

شاهنامه فلسفه زندگی از نظر فردوسی و سرود مهر ایران است و می‌توان گفت شاهنامه چشمه درخت ملیت است. این کتاب به 30 زبان دنیا از جمله انگلیسی، آلمانی و دانمارکی و ایتالیایی ترجمه شده و اولین ترجمه این کتاب در قرن 18 بوده و می‌توان گفت شاهنامه یک اثر مهم جهانی به‌شما ر می‌رود.
فردوسی یک مسلمان شیعه است و افتخار می‌کند که مسلمان و شیعه است و در این زمینه سروده است: «منم بنده اهل بیت نبی/ستایندهء خاک پای وصی/اگر چشم داری به دیگر سرای /به نزد نبی و وصی گیر جای/گرت زین بد آید گناه من است/چنین است و آیین و راه من است/منم بنده هر دو تا رستخیز/اگر شه کند پیکرم ریز ریز/برین زادم و هم برین بگذرم/یقین دان که خاک پی حیدرم»
از ویژگی‌های شاهنامه فردوسی نیز می‌توان به مواردی اشاره کرد از جمله این‌که شاهنامه مدح خداوند را از طریق خرد آغاز می‌کند به بیان دیگر فردوسی اهل خرد و حکمت است، شاهنامه چنین آغاز می‌شود، «بنام خداوند جان و خرد» اگر بخواهیم خداوند را وصف کنیم آیا بهتر از این می‌شود آغاز کرد؟ بهتر از این می‌شود که بگوئیم خدائی که همه‌اش خرد و جان است؟ به عبارت دیگر خدائی که همه‌اش عقل است یا عقل کل است.
دوم این‌که در تمام متون شاهنامه فردوسی آموزش دینداری و خداشناسی می‌دهد، هر نامه که در شاهنامه نوشته می‌شود با نام خداوند آغاز می‌شود، مثلا: «یکی نامه فرمود نزدیک سام /سراسر نوید و درود و پیام /نخست از جهان آفرین یاد کرد /که هم داد فرمود و هم داد کرد».
هر پهلوان ستوده شاهنامه در موقع مشکلات از خداوند کمک می‌خواهد، رستم پهلوان شاهنامه همیشه قبل از نبرد و کارهای صعب بدن خود را می‌شوید «غسل می‌کند» و از خداوند کمک می‌خواهد، پس از هر پیروزی پهلوانان شاهنامه خداوند را شکر می‌گویند، شاید کمتر کتابی باشد که تا این حد نام خداوند در آن آمده باشد، پهلوانان شاهنامه که با احترام از آنها یاد می‌شود در تصویری که فردوسی ترسیم کرده افرادی خداشناس، رادمرد، راستگو، آزاده و وطن دوست هستند.
فردوسی شاعری پاکیزه زبان است، او در تمام شاهنامه حتی یک بار دهان را به بد نمی‌آلاید، شاهنامه که تاریخ چند هزار ساله ایران زمین است تلخ و شیرین و زشت و زیبای زیادی اتفاق می‌افتد، اما زبان و دهان فردوسی همیشه پاک است، گرد هزل و طیبت نمی‌گردد.

عفت‌گرایی؛ ویژگی شعر فردوسی در شاهنامه

عفت‌گرایی دیگر ویژگی شعر فردوسی در شاهنامه است، فردوسی بهترین زیور و آرایش را برای مردان و زنان عفت و پوشیدگی و پاکی زن را در حجاب می‌شناسد وی این چنین به زن دعا می‌کند: «سیه نرگسانش پر از شرم باد/رخانش همیشه پر آزرم باد» همچنین مردان و پهلوان شاهنامه هیچ‌گاه گرد بی‌عفتی نمی‌گردند.
در تمام شاهنامه امر به نیکی کردن می‌شود. همیشه یادآوری می‌شود که کار بد نتیجه بد دارد، فردوسی به‌عنوان یک مسلمان پاک اعتقاد به حدیث و آیات قرآنی توجه زیاد دارد، خود آگاه یا ناخودآگاه آن‌ها را در متن شاهنامه می‌آورد. مثلاً در داستان رستم و اسفندیار وقتی مادر اسفدریار لابه می‌کند که اسفندیار به جنگ رستم نرود زیرا کشته خواهد شد اسفندیار چنین می‌گوید: «مرا گر به زابل سر آید زمان/بدان سو کشد گردش آسمان» این بیت در واقع ترجمه این حدیث است که اگر مقدر باشد انسان در سرزمینی بمیرد در آن سرزمین حاجتی برای او پیش می‌آید تا بدانجا رود و در آن زمین بمیرد. لذا می‌توان گفت شاهنامه فردوسی آموزش پایداری و استواری در برابر اعتقادات دینی است.
فردوسی پیشینه و تاریخ قوم ایرانی را پاسداری کرده است شاهنامه در واقع شناسنامه و تاریخ ایران زمین است شاید اگر فردوسی نبود تاریخ ایران زمین توسط بیگانگان جور دیگری معرفی می‌شد.پس می‌توان گفت شاهنامه قاموس و قانون زبان فارسی است.
شفیع‌زاده، از پژوهشگران لرستانی در رابطه با فردوسی به خبرنگار ایکنا گفت: شاهنامه مهم‌ترین اثر در ادبیات فارسی متعلق به فردوسی است این کتاب باب‌ها و فصول مختلفی از طب، گیاه‌شناسی و گیاه درمانی را در خود دارد.
وی با بیان این‌که سیمرغ در شاهنامه یک فرد درمان‌گر و جراح استف اضافه کرد: در شاهنامه فردوسی سیمرغ نمادی اسطوره‌ای است و وجه حماسی را در قالب سیمرغ می‌توان ارزیابی کرد و این در حالی است که سیمرغ در منطق الطیر عطار وجودی عرفانی دارد.
این پژوهشگر لرستانی با یادآوری این‌که درختی که سیمرغ شاهنامه فردوسی در ان لانه دارد دربردارنده همه گیاهان است، خاطرنشان کرد: سیمرغ چهار بار در شاهنامه فردوسی مطرح شده است یک بار در قالب روان‌شناس، یک‌بار در موقع وضع حمل همسر زال به‌عنوان یک پزشک درمان‌گر و یک بار نیز در نبرد رستم و اسفندیار سیمرغ مطرح شده است.
محمدرضا روزبه، از اساتید ادبیات فارسی دانشگاه‌های لرستان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا در رابطه با آسیب‌شناسی تحقیقات و پژوهش‌های پیرامون شاهنامه گفت: امروزه با انبوه مقالات و یادداشت‌هایی با عنوان شاهنامه‌شناسی مواجه هستیم که تشخیص سره از ناسره آن‌ها بسیار دشوار است.

اولین آسیب و آفت نوشته‌های پیرامون شاهنامه عدم احاطه نویسندگان بر این کتاب است

وی اضافه کرد: اولین آسیب و آفت کتاب‌ها و مقالات و نوشته‌های پیرامون شاهنامه شناختی عدم احاطه نویسندگان بر شاهنامه است اغلب این نویسندگان و پژوهشگران حتی یک‌بار هم به‌طور کامل شاهنامه را نخوانده‌اند بلکه گزینشی، بخشی و داستانی، حکایتی یا دوره‌ای از شاهنامه را زمینه پژوهش خود قرار داده‌اند.
روزبه ادامه داد: این پژوهشگران بدون توجه به کلیت شاهنامه باعث برداشت‌های ناقص و نارسا و خطا در زمینه شاهنامه می‌شوند.
این استاد ادبیات فارسی دانشگاه‌های لرستان عدم تسلط شاهنامه‌پژوهان بر علوم و زمینه‌های پیرامون شاهنامه را از دیگر آسیب‌ها بیان کرد و گفت: اغلب شاهنامه‌پژوهان از مقوله اسطوره‌شناسی بی‌بهره هستند و عدم پیوند ذهنی و عینی بین این دو مقوله باعث درک نارسا و معلق از متن شاهنامه می‌شود.
وی با بیان این‌که متاسفانه بسیاری از شاهنامه‌پژوهان ما دنیای وسیع شاهنامه را نمی‌شناسند و تسلط لازم را بر فهم نظریات ادبی ندارند، خاطرنشان کرد: فقدان پشتوانه‌های علمی و تاویل‌های من‌درآوردی عرفانی و غیرعرفانی از شاهنامه از دیگر آفت‌ها در این حوزه است.
روزبه افزود: امروزه مُد شده داستان‌های شاهنامه را مورد تاویل‌های عرفانی و صوفیانه قرار می‌دهند بی‌آن‌که بدانند جهان شاهنامه جهان حماسه و خرد است و با جهان عرفان در تضاد است.
وی تعصب و شیفتگی غیر علمی در بروخورد با شاهنامه را دیگر آفت در این حوزه برشمرد و گفت: علی‌رغم این‌که یک محقق و پژوهشگر باید بی‌طرفی علمی و محققانه خود را حفظ کند اما بسیاری از محققان ما یا شیفتگی بیش از حد نسبت به شاهنامه دارند و یا مثل مستشرقان با نوعی نگاه یونانی به سر وقت شاهنامه می‌روند.
روزبه با بیان این‌که نوعی حُب و بغض نسبت به شاهنامه وجود دارد و این باعث می‌شود از شفافیت و دقت علمی به‌دور بمانیم، اضافه کرد: اغلب پژوهش‌های دانشگاهی و غیردانشگاهی مبتنی بر نگرش توصیفی هستند و قابلیت تحلیل در آن‌ها وجود ندارد یا فقط به شرح گزاره‌های عاطفی و احساسی می‌پردازند و یا نظرات ادبی را بدون پشتوانه لازم به دنیای شاهنامه تاویل می‌کنند.
این پژوهشگر و شاعر و منتقد ادبی گفت: شیفتگی محقق و پژوهشگر شاهنامه باعث می‌شود نگاه نقادانه نسبت به شاهنامه نداشته باشند و همه چیز را یا سیاه سیاه و یا سفید سفید ببینند، لازم است نسبت به فردوسی، شاهنامه، حافظ و مولانا هم نگاه انتقادی داشت چراکه در غیر این‌صورت کتب این شاعران جزء متون ستایش‎آمیز قرار خواهند گرفت و راه نقد بر آن‌ها بسته می‌شود.

مصطفی
|
-
|
۱۹:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۵
0
0
گزارش خیلی خوبی بود
خداقوت
captcha