کد خبر: 3321208
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۹۴ - ۰۵:۵۴

امام سجاد(ع) منشأ اصلی دعا را معرفت می‌داند

گروه اجتماعی: امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثُمالی منشأ اصلی دعا را معرفت می‌داند؛ یعنی انسان اگر به عجز خود پی ببرد و بداند تنها مبدأ که می‌تواند نیازهای او را برطرف کند خداست و خدا هم خواسته کسی که او را بخواند اجابت می‌کند، چنین کسی یقیناً دعا می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، ادامه مناجات شریف ابوحمزه ثمالی می‌فرماید: «أنْتَ المُحْسِنُ وَ نَحنُ المُسِیئُون». تو محسنی و ما بَدکاریم. آنگاه عرض می‌کند:

«فَتَجاوَز یا رَبِّ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدَنَا بِجَمِیلِ مَا عِنْدَکْ»

آنچه در نزد شما، زیبایی و جلال و جمال است و آنچه در نزد ماست قبیح است و زشت. خدایا! به حقّ آن زیبایی‌های نزدت از زشتی‌های ما بگذر.

«وَ أیُّ جَهْلِ یا رَبِّ لا یَسْعَهُ جُودُک أوْ أیُّ زَمانٍ أطْوَلُ مِنْ أناتِکَ وَ مَا قَدْرُ أعمالِنَا فِی جَنْبِ نِعَمِکَ‌ وَ کَیْفَ نَسْتَکْثِرُ أعمالاً تُقابِلُ بِها کِرامُکْ. بَلْ کِیْفَ یَضِیقُ عَلَی المُذْنِبِینَ مَا وَسَعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِکْ».

عرض کرد: خدایا! کدام جهل است که جود تو توان بخشش آن را ندارد؟ و چه زمانی از قدرت تحمّل و تأنی شما بیشتر است که ما بگوئیم: اگر بیشتر از این صبر می‌کردی، بهتر بود. یا دیگران بیشتر از این توان صبر دارند! و اصلاً اعمال ما در جنب نعمت‌های تو چیست که شکر بکنیم یا نکنیم. و چگونه ما اعمالی که مقابل کَرم توست، زیاد بشماریم، در حالی که خود این عمل هم باز محصول کَرم توست. و از طرفی چگونه تبهکاران در تنگنا قرار بگیرند، در حالی که رحمت تو بی‌انتهاست: «رَحْمَتُکَ وَسِعَتْ کُلِّ شِیء».

«یا واسِعَ المَغْفِرَة یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَه»

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در توضیح این عبارت چنین بیان می‌کند: امام سجاد سلام الله علیه در این دعا منشاء اصلی دعا را معرفت می‌داند و تداوم دعا را هم معرفت می‌داند و ناامید نشدن هم مستند به معرفت است. عرض می‌کند:

ای پروردگاری که مغفرت‌ات بی‌کران است و اگر بخواهی کسی را مورد تفقد قرار بدهی با کرامت تفقد می‌کنی.

«باسِطُ الیَدَین»! گرچه خدا دست ندارد، ولی اگر کاری بکند و محبتی بکند مثل این که انسان دو دستی کاری را انجام بدهد این چنین می‌کند. اینکه فرمود: یَداهُ مَبسُوطَتان، یَدی او ندارد تا بسط کند. ولی اگر کسی خواست نسبت به دیگری عطایی کریمانه داشته باشد، دو دستی چیزی را به او عطا می‌کند. خدا اگر خواست بنده‌ای را بنوازد دو دستی به او احسان می‌کند. او باسِطُ الیَدَین است. چنین بسطی که برای ذات أقدس إله بازگو شد، آنگاه عرض می‌کند:

«فَوِ عِزَّتِکَ یا سَیِّدِی لَوِنْتَهَرْتَنِی ما بَرِحْتُ مِنْ بابِکَ وَ لا کَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِکَ لِمَا انْتَهی إلَیَّ یا سِیِّدِی مِنَ المَعْرِفَهِ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکْ».

خدایا! تو اگر مرا برانی از دَرت، من دوباره برمی‌گردم. به دلیل اینکه در دیگری نیست. انسان اگر به عجز خود پی ببرد، اول بداند که موجود نیازمندی است و بداند توان رفع نیاز در اختیار خود او نیست، دوم اینکه رفع نیاز به عهده غیر او هم نیست. سوم، تنها مبدئی که می‌تواند نیازهای او را برطرف کند خداست، چهارم اینکه و خدا هم اگر کسی او را بخواند و بخواهد اجابت می‌کند، پنجم: خوب چنین کسی یقیناً دعا می‌کند. لذا عرض می‌کند: خدایا! تو اگر مرا برانی و از فیض خاص‌ات محروم کنی، من ناامید نمی‌شوم . دوباره برمی‌گردم.

چون من می‌دانم راهی غیر از در خانه تو نیست دوباره برمی‌گردم. دلیلی ندارد که ناامید شوم، چون نیازمندم و دلیلی ندارد که به غیر تو مراجعه کنم چون از آنها کاری ساخته نیست و دلیلی ندارد که به تو مراجعه نکنم چون تو سرانجام می‌پذیری و اگر چند لحظه طرد کردی حکیمانه است. بعد هم می‌پذیری.

«وَ أنْتَ الفاعِلُ لِما تَشآء تُعَذِّبُ مَنْ تَشآء بِمَا تَشآء کِیفَ تَشآء وَ تَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِمَا تَشآءُ کَیْفَ تَشآء ».

هر کاری را که بخواهی انجام دهی و هیچ قدرتی نیست که جلوی تو را بگیرد. چون هرچه در جهان امکان هست مصنوع توست و هرگز مصنوع بر صانع خود حاکم نیست.

«وَ لا تُسألُ عَنْ فِعْلِکَ وَ لا تُنازَعُ فِی مُلْکِکَ وَ لا تُشارَکُ فِی اَمْرِکَ وَ لا تُضآدُّ فِی حُکْمِکَ وَ لا یَعْتَرضُ عَلَیْکَ اَحَدٌ وَ لا یَعْتَرِضُ عَلَیْکَ اَحَدٌ فِی تَدْبیرِکَ لَکَ الخَلْقُ وَ الأمْر تَبارَکَ اللهُ رَبُّ العالَمِین».

عرض می‌کند: خدایا! تو از فعل‌ات مسئول نیستی. برابر آیه سوره مبارکه انبیاء که فرمود: لا یُسئَلُ عَمَا یَفْعَلُ وَ مَا یُسئَلُون.

همان طوری که اصل آفرینش در اختیار ذات أقدس‌ إله است، تدبیر امور مخلوقات هم در اختیار خداست. او که منزه از ضد است، مبرای از شریک است، منزّه از جَزاف و گزاف است دلیلی ندارد که کسی به او اعتراض بکند. اصلاً او اعتراض پذیر نیست. چون این چنین است اگر کسی را براند برابر با حکمت می‌داند. لذا در این دعا امام سجاد عرض می‌کند: پروردگارا! من آن معرفتی که درباره تو دارم اگر یک بار یا ده بار مرا برانی، باز دوباره برمی‌گردم . برای اینکه آن علل و عوامل نیایش و دعا همچنان پیش من هست.

یعنی 1- انسان محتاج است، 2- خود قدرت ندارد نیازهای خود را برطرف کند، 3- غیر خدا توانمند نیست، مشکلات انسان را برآورده کند، 4- تنها مبدئی که توان حلّ نیاز انسان را دارد خداست، 5- خدا هم کارهایش برابر با حکمت است، 6- دلیلی ندارد که من ناامید بشوم و دعا نکنم و نخوانم و نخواهم یا به غیر خدا تکیه کنم.

آیت‌الله العظمی جوادی آملی

captcha